123-144; Ingram, 2022, Chapters 2-7, Pp

گرچه تثبیت نهایی حکومت قاجار تا سالها پس از درگذشت وی طول کشید، برخی قدرتهای اروپایی ذینفع در منطقه این سلسله را به عنوان حکومت مشروع در ایران به رسمیت شناختند. از­سوی­دیگر، دولت قاجار نیز که دستکم در آغاز قرن سیزدهم/ نوزدهم هنوز فاصلة زیادی تا تثبیت نهایی اقتدارش بر ایران داشت، به­رغم بدبینی و بدگمانی نسبت به اهداف انگلیسیها، از توسعة مناسباتی که میتوانست به ارتقای جایگاه سیاسیاش کمک کند استقبال کرد. مذاکرات در حال انجام است و نسبت به پیش از حمله روسیه به اوکراین تغییر و تحول منفی و غیرسازنده ای در مذاکرات مشاهده نشده است؛ اما بعید نیست که اختلافات مسکو و واشنگتن به حدی بالا رود که این تنش به حوزه های دیگر از جمله مذاکرات هسته ای ایران هم سرایت کند. فوری؛ درگیری نیروهای مرزی ایران با طالبان | جنگ بزرگ در راه است؟ به عبارت دیگر، روسیه مانند سوریه، لیبی، افغانستان، عراق یا یمن نیست که بشود بلافاصله در مقابلش ائتلاف نظامی تشکیل داد و با هواپیماهای بدون سرنشین آنها را بمباران کرد. فرماندهان نظامی هر دو کشور همدیگر را تهدید می کنند و حتا بتازگی مسئولان اسراییلی ابایی از بکار بردن تعبیرات رکیک ندارند که احتمالاً عمدی است و برای تحریک طرف مقابل است که شاید موجب شود دست بکار عجولانه ای بزند که بهانه ای برای حملات اسراییل بشود.

خیلی سؤال فنی و پیچیدهای است. بله اسراییل طالب جنگ است ولی با مشارکت آمریکا چون خودش به تنهایی از عهده برنمی آید. ۳. آمریکا بیست سال با آن همه امکانات و تجهیزات نتوانست کنترل افغانستان را به دست آورد، اگرچه همراهان متعددی هم داشت؛ بنابراین در این موقعیت حساس کنونی، ورود نظامی به افغانستان و کمک به احمد مسعود به هیچ وجه عاقلانه نیست، اما کمک های انسان دوستانه هم نباید فراموش شود. نکته دوم اینکه هر جنگی خوب نیست و نباید اختلافات از طریق زور و اقدام نظامی حل شود. فقط یک جواب هست و آن اینکه آمریکا و اسراییل هدفی جز نابودی ایران فعلی و تجزیۀ آن ندارند و هر دو نیز مسئولیت این بحران پیش آمده را بردوش می کشند. در نتیجۀ شکست سیاست خاتمی بود که احمدی نژاد به ریاست جمهوری رسید زیرا آمریکا و در حقیقت سیاست اسراییل نشان داد که مماشات جایی در سیاست آنها ندارد. این همکاری حتا در هنگامی که اسراییل با اعراب مشغول جنگ بود ادامه داشت زیرا ایران بخشی از جهان عرب نبود. مهم این بود که اپوزیسیون ایرانی و حتی افکار عمومی داخلی ایران در مسیر استقلال بحرین با شاه همکاری کنند، اما در مورد مسئله بحرین هیچ همدلی و حمایتی از حکومت نکردند تا جلوی ماجرا بایستد و بدتر از آن در چهار لایه، سیاستمداران بینالمللی، حتی دوستان شاه، مخالفین، نخبگان، اندیشمندان، روزنامهنگاران و افکار عمومی هیچکدام با بازپسگیری بحرین همراهی نمیکردند.

در حملۀ آمریکا به عراق و افغانستان جمهوری اسلامی با آمریکا که شیطان بزرگ لقب گرفته بود همکاری کرد و محمد خاتمی رئیس جمهور وقت حاضر شد حتا اسراییل را به رسمیت بشناسد و حزب الله را خلع سلاح بکند تا در مقابل تحریم ها برداشته شود ولی آمریکا رضایت نداد که نداد. البته اين بار اول نيست كه اسناد و شواهد دال بر تشويق صدام توسط بختيار و اويسي به حمله به ايران منتشر شده است، حامد الجبوري وزير امور رياست جمهوري و امور خارجي و فرهنگ عراق در زمان حسن البكر و صدام حسين در مصاحبه با تلويزيون الجزيره 25 جولاي 2008 (5 تير 1387) نيز از اين حقيقت پرده برداشته و گفته بود «جورج براون، وزير امور خارجه انگلستان در زمان حزب كارگر، شاپور بختيار و تيمسار نصيري (به احتمال قريب به يقين، منظور او نه تيمسار نصيري كه در روزهاي اول انقلاب بدون محاكمه اعدام شد بلكه تيمسار اويسي بوده است) در جلسه اي اين پيام را به صدام دادند كه بهترين وقت براي حمله به ايران است. مرور واقعبینانه و منصفانه این پرونده تنها در صورتی ممکن است که به آن به عنوان یک واقعه تاریخی و برکنار از حبوبغضهای سیاسی روز نگریسته شود.

لازم است به این واقعیت اشاره شود که در آن زمان بیش از نود درصد نفت مصرفی انگلستان از خارج تامین می گردید. امروز بسیاری از متخصصان حتا دوستان اسراییل در آمریکا براین باورند که سیاست غلط اسراییل نتیجه عکس داده است ولی هرچه ما می بینیم و از سیاستمداران اسراییل می شنویم همان اصرار بر سیاست غلط پیشین است . فریبکاری آمریکاییها برای آغاز جنگ علیه کشورهای دیگر مسئلهای نیست که متحدان آمریکا با آن غریبه باشند. ۶. ورود ما به جنگ در افغانستان هیچ توجیه بین المللی و قانونی ندارد؛ لذا همه کسانی که امروزه از احمد مسعود حمایت می کنند، قطعا با ورود ایران برای کمک به وی، به عنوان دخالت خارجی از آن یاد کرده و هجمه سنگین تبلیغات رسانه ای را علیه ایران به راه خواهند انداخت. قطعا این تغییر رفتار، تاکتیکی است، اما نمی توان آن را نادیده گرفت. آیا این حق طلبی باعث هرج و مرج بیشتر در افغانستان نمی شود؟

دیدگاهتان را بنویسید