گلچین بهترین و زیباترین غزلیات حافظ + زندگینامه

این بیت نیز در بین اشعار حافظ دارای نشانههای روشنی از درک و شناخت عمیق او از معماری است. بیدل را از نظر نازکاندیشی و پرکاری باید نماینده تمامعیار سبک هندی بهشمار آوریم زیرا تمام خصایص شعری گویندگان عهد صفوی را بهگونهای روشنتر و مشخصتر میتوان در آثار او جستوجو کرد. زنان چشمگیر ترین رهبران و مدیران هستند زیرا آن ها دارای ویژگی مدیریتی هستند… بعد از درگذشت نابهنگام فروغ، اکثر شاعران بزرگ برای او مرثیه هایی ساختند که از این میان شعر سهراب دارای ویژگی های منحصر به فردی است.

گفته بودم بروی تا به تو عادت نکنم ! به ظاهر شاد و در باطن ز هجران تو میسوزم. ای فلان ، تو خود مخنّث بوده ای ؟ برادر نقش پشتیبان و حمایت کننده را در زندگی هر فرد دارد و شاعران مشهور در این زمینه احساسات عمیق و درونی خود را با اشعار کوتاه و بلند را توصیف کرده اند. ۱۰- رزم جو، حسین، سیری در قلمرو ادب حماسی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۸۱، ج ۲، برگ۳۲۰، سجاد آیدنلو در نقدی بر این كتاب به سخیف و جعلی بودن این بیت اشاره دارد. شاید ما نیز در این جستار با گردآوری این بیت ها ناخواسته رواج آن ها را موجب شدهایم، ولی ظاهرن برای عدهای كه شیفته ی این بیت ها هستند، جعلی بودن آن ها اهمیتی ندارد.

چنان چه این بیت در شاهنامهای هم یافت شود، آشكارا پیداست كه جعلی است. از دیگر دلایل الحاقی بودن بیت هایی كه در این بخش نقل شد، این است كه چنان چه آن ها را از متن حذف كنیم، خللی در سیر ماجراها و معنی پدید نخواهد آمد. انگیزه ی اصلی كاتبان در ذوق آزمایی و سرودن بیت های الحاقی این است كه گمان میكنند شاعر در پارهای مواضع به اندازه ی كافی ماجراها راشرح و بسط نداده است. حال آن كه بیت های کفته شده در این بخش نه از تأیید كافی دست نویس ها برخوردارند و نه غالب آن ها به لحاظ شعری استوار و گاه با شعر پرمایه و سُخته فردوسی فرسنگ ها فاصله دارند.

چنان چه شاهنامه و قهرمانان آن آفریده ی ذهن خلاق فردوسی نیز میبود، باز هم این نگرش های منفی به زن لزومن نگرش داستانسرا نبوده و او حق داشته است كه قهرمانانی خلق كند كه نسبت به زن نگرش منفی داشته باشند. به همین اعتبار هم، تاریخ ادبیات ایران از آغاز تا امروز بیشتر عرصه ظهور شاعران زن خلاق و مستعد بوده است، نه شاعران زنی با تفکر مستقل! آخر. به همان نقطه.

اگر خیلی به ظاهر حکم کنیم، شاید سردابه الکل که بین این دو سطر آمده است، همان قانونی باشد که منجر به فساد گل سرخ شده و آن را در گلخانه شهوت زمین گیر کرده است. اگرچه امروزه دیگر کمتر از تای تانیث در مورد شاعر زن استفاده میشود اما واقعیت این است که زمینه ذهنی یادشده، همچنان به قوت خود باقیست. اصل جهاد هم جهاد با نفس است، ادیبان ادیبات انقلاب اسلامی جهادگران با نفس بودند و آفرینندگان جهان بدون دیو و اهریمن، اگرچه ناملایمتیهای زیادی هم دیدند. فروغ اگرچه عاصی است اما این وضعیت را مبارزه نمیطلبد. اما بر این نکته نیز میتوان تامل کرد که کدامیک از پارامترهای “زن” و “شاعر” در “زن – شاعری” فروغ فرخزاد و ویژگیهای مترتب بر شعر او غلبه دارد؟

انگار مرد به مثابه اَبَرانسان، پیشاپیش تعریف و معرفی شده و این زن است که لاجرم نیاز به دیده شدن، به شمار آمدن و تشریح خود دارد. چامه (شاه ­بهرام) از آثار زرتشتي بلافاصله پس از هجوم اسلام به ايران است كه در ايران سروده شده و در اصل از اشعار ۱۳هجایي بوده و سراينده آن از اندوه حاصله از شكست ايران از اعراب و برباد رفتن سلسله شاهان ساسانيان سخناني بر زبان رانده و اميد به ظهور يك منجي غيبي به نام (شاه­ بهرام مقدس) از سرزمين هند داشته و بدان دل ­بسته بوده است.

او در تصحیح جدید خود با هوشمندی، بسیاری از بیت های زنستیزانه را كه اصلی فرض میشد، به حاشیه رانده و درشرح برخی بیت های زنستیزانه ی اصلی به درستی سخن شاعر را ازمنبع او تمیز داده است؛ رك. در این جا بررسی ما در باره بیت های الحاقی زنستیزانه در شاهنامه به پایان میرسد، ولی بیت های زنستیزانه ای نیز هست كه به واقع سروده ی فردوسی است. شعر «یاد آر ز شمع یار آر» دهخدا که بوی تجدد از قالب و لحن آن به مشام میرسد، هر یک تلاشی در نوسازی شعر فارسی است.

به هر حال شاعر عروج خود تا چند متری ملکوت را با زن آغاز کرده و با زن ختم می کند: زنی که در آغاز با بدنی از همیشه دم درگاه بوده است و در انتها با بدنی از همیشه های جراحت ایستاده است. فروغ به این وسیله، بخشی از زیباییشناسی شعر خود را مردمحور میکند. هنجارشکنی در مواجهه با اخلاقیات عرفی و پارهای از دگمهای اجتماعی که با اقتضائات زندگی معاصر در تباین بود، در شعر فروغ به بیانی آزاد، رها شده و واقعگرایانه انجامید. رد كردن این بیت شاید به لحاظ بحث های مربوط به تصحیح متن شاهنامه و نسخه های آن معتبر باشد، اما در بحثی كه من مطرح كردم ورودی ندارد».

مانند برخی مثل های دیگر شاهنامه احتمالن در منبع شاعر بوده و او تنها آن ها را به نظم درآورده است. به عبارتی میتوان گفت که فروغ، مجری ادبیات زنانه از نگاهی مردانه است! »، مینویسد: «گزندهتر و تندتر سخنی كه در شاهنامه از خامه فردوسی در حق زن نقش صفحه شده است.» (۹) در یكی از كتاب هایی كه به گفته ی نویسنده آن برای درس «تحقیق در متون حماسی» دوره ی دكتری رشته ی زبان و ادبیات فارسی نوشته شده، این بیت اصلی فرض شده است (۱۰) و یكی از شرح دهندگان شاهنامه كه بانوی فاضلی است و جلد یكم شرح شاهنامه او به تازگی انتشار یافته است، در مصاحبهای با استناد به همین بیت میگوید: «كاراكتر مرد شاهنامه…

درست است كه همه بیت های زن ستیزانه ای كه در بخش «ب» نقل شد، بیگمان سروده ی فردوسی است، ولی به این نكته باید نیك توجه كرد كه فردوسی از روی یك متن شعر میسراید و خود با صراحت میگوید كه با امانتداری، مطالب منبع خود را به رشته نظم میكشد. آمدی و نظم را به هم زدی. در بیش تر پژوهش هایی كه تاكنون درباره ی مقام زن در شاهنامه منتشر شده، بیت های اصلی و الحاقی از چاپ های گوناگون شاهنامه كه گاه كماعتبار یا بیاعتبارند، در كنار یكدیگر بررسی شدهاند (۷) و نیز به این مساله بسیار مهم کم تر توجه شده كه فردوسی كاخ بلند نظم خود را بر اساس یك متن كه همانا شاهنامه منثور ابومنصوری است پیافكنده است.

دگر به سنگ چرا میزنی پیاله من … خیلی زیبا و عالی بود من خیلی دوست دا. و در روند ِ همین مدرنیته بود که تلقیهای شعری، دچار دگرگونیهای بنیادین شد. شايد اگر زني وابسته به دربار يا از شاهزادگان و بزرگان قوم بود. دهخدا در فرهنگ لغت خود به تعاریف علمای عرب نیز اشاره کرده و مینویسد: «نزد علمای عرب کلامی را شعر گویند که گویندهٔ آن پیش از ادای سخن قصد کرده باشد که کلام خویش را موزون و مقفی ادا کند و چنین گویندهای را شاعر نامند ولی کسی که قصد کند سخنی ادا کند و بدون اراده سخن او موزون و مقفی ادا شود او را شاعر نتوان گفت».

ز جمع باید او مرا، جدا کند، نمی کند! لب ” شعرت ” هواییم کند … به یک ” نـــــــــــــــــــــــوازش ” ! او برای مقابله با جهان زبان مردمحور فارسی، ناگزیر از تن دادن به مین جهان میشود و حسیت، اندیشه و جهان زبان مردمحور فارسی، چنبره آن به خدمت میگیرد. این هر دو گرایش، با استقلال اندیشه زن شاعر در تباین است. شعر فروغ، به عنوان سمبل شعر ِ “شهری” و شعری که با دنبال کردن سنت ِ نیما، تمام عناصر آن از قبیل واژهها، تعابیر، لحن بیان و مصادیق، بازتاب نوع جدیدی از زندگی و اندیشه “شهری” زن ایرانی است، میتواند مبدائی برای مدرنیته متاخر در شعر زن تلقی شود.

در این جا كاتبی خوش ذوق این سخن شاعر را ناكافی دانسته و خود پا به میدان سخنوری گذاشته و با سرودن بیت هایی تند و تیز و سخیف، انتقادی ملایم را به سخنانی گزنده و زهرآگین در حق زنان تبدیل كرده و به گمان خود حق مطلب را ادا كرده و حق زنان را كف دستشان گذاشته است! آیا می توان گفت چنین شاعرانی متعهد وبا کفایت که هرگز به دنبال منافع شخصی خود از شعر نبوده وشعر خویش را وقف عقیده ی پاک وخداپسندانه ی خود نمودند،مورد بی مهری اسلام قرار گرفته وآنان را پیشوای گمراهان دانسته اند؟

مولانا، عاشق را پایینتر از معشوق میپندارد و همهی داشتههای او را حاصل عشق به معشوق میداند. بیشتر شعر های او غزل هستند که به غزلیات حافظ شهرت دارند. به همین دلیل قضاوت درباره شعر دهههای سی و چهل، قضاوتی خطکشی شده است. کمی هم درباره روش کارتان در شرح غزلها بگویید. ۱۴- به نظر نگارنده از میان پژوهشگران و شرح دهندگان شاهنامه، جلال خالقی مطلق بیش از دیگران به بیت های الحاقی درباره زن و تمایز سخن شاعر از منبع او توجه و دقت كافی نشان داده است. در نمونه (٦)، فردوسی از زبان افراسیاب میگوید: «اگر كسی دختر داشته باشد، ولو تاجدار باشد، بد اختر بود»، ولی كاتب این طعن را به جنس زن كافی ندانسته و با بیتی سست مایه گفته است: هم بداختر است و هم به تر از خواستگار کور چیزی نمییابد!

دیدگاهتان را بنویسید