چرا سیاست جدید چین علیه رمز ارزها اتفاقی مثبت برای حوزه دیفای است؟

دو اتفاقِ مهم در ماه های پایانی سال 2020 اقتصاد آمریکا را با چالش های بسیار جدی بین المللی رو به رو کرد: توافقِ تعرفه ای کشورهای آسیا – پاسیفیک تحت عنوان مشارکتِ جامع اقتصادی و منطقه ای (RCEP) با محوریت چین و با عضویتِ ژاپن، کرۀ جنوبی، استرالیا و زلاندِ نو از یک طرف و توافقِ اتحادیه اروپا با چین حول همکاری های اقتصادی و تجارت از طرف دیگر. فرانس ۲۴ به نقل از لوئیس-نیکولا ژاندو، سخنگوی سازمان آکسفام عنوان کرد: درج ۰.۷درصد در قانون گام بسیار مهمی به جلو است؛ اگر فرانسه در همین مسیر پیش رود، اقدامات این کشور فراتر از تعهدات کشورهای عضو اتحادیه اروپا در چشم انداز ۲۰۳۰ میلادی خواهد بود. این مقطع را می توان نقطه عطف روابط چین و قاره آفریقا یاد کرد که همزمانی آن با سیاست های گشایش اقتصادی و تعدیل سیاست های ایدئولوژیک و پایان جنگ سرد، باعث گردید تا چین با تدوین سیاست ها و راهبردها بتواند از فضای جدید بهره برد و اهداف اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خود را در این قاره پیاده نماید و با استفاده از آرای کشورهای آفریقایی و دیگر کشورهای جنوب در جهت تقویت جایگاه خود در نظام بین الملل گام بردارد، به طوری که اکنون روابط استراتژیک بین چین و قاره آفریقا برقرار شده است و جمهوری خلق چین این نوع روابط را طولانی مدت و با هدف نتایج گسترده در روابط خارجی خود در نظر گرفته است.

از نظر قانونی مجلس ملی نمایندگان خلق عالیترین نهاد قانونگذاری کشور است. بدین منظور، مجلس ملی فرانسه لایحه ای را در اولین شور خود تصویب کرد. وی افزود: امانوئل مکرون رئیس جمهوری فرانسه بارها خواستار ایجاد جهانی متحدتر و همچنین لغو بدهی کشورهای آفریقایی شده است؛ همبستگی بین المللی هرگز تا این میزان ضروری نبوده است؛ شیوع بیماری همه گیر کووید ۱۹ گواه بارز این موضوع است. دِنگ شیائو پینگ ( رهبرعالی رتبه ی جمهوری خلق چین) در وصف انقلاب فرهنگی میگوید:” هنگامی که انقلاب بزرگ فرهنگی پایان یافت، وضعیت کلی سیاست آشفته بود و سرعت پیشرفت اقتصاد کشور کند و اقتصاد دچار رکود بود.” عامل خارجی محقق شدن سیاست درهای باز این بود که در دهه ی هفتاد قرن بیستم انقلاب عظیم علم و تکنولوژی در دنیا باعث پیشرفت چشمگیر سرعت اقتصاد جهانی و حرکت اقتصادآن رو به جلو بود، این در حالیست که در آن زمان فاصله ی فاحشی میان توانایی اقتصادی، توانایی علمی و تکنولوژی چین در مقایسه با دیگر کشورها وجود داشت و از این رو چین با فشار رقابتی بسیار شدیدی در مقابل کشورهای دیگر روبرو بود.

جمهوری خلق چین با ۱۷۱ کشور دنیا روابط دیپلماتیک و در ۱۶۲ کشور سفارتخانه دارد. تلاشهای دیپلماتیک امریکا در چند ماه اخیر برای متقاعد کردن چین برای عدم خرید نفت از ایران و منزوی کردن آن، نیز گوشه دیگری از تلاشهای نافرجام امریکا برای جدا کردن چین از ایران بود. قاره آفریقا در چند دهه اخیر شاهد کمکها و سرمایهگذاریهای فراوان مستقیم فرامنطقهای بوده است. طی چند سال گذشته، تقاضاهای چین، هندوستان و سایر کشورهای در حال توسعه برای خرید بیشتر نفت، گاز طبیعی و دیگر منابع از جمله عوامل اصلی افزایش قیمت جهانی انرژی و سایر کالاها بوده است، هرچند عوامل دیگری نیز در این امر سهیم بودهاند. آنها استدلال میکنند که دولت سودان به دلیل حمایت چین، همچنان به نسلکشی در منطقه دارفور ادامه میدهد و از این طریق رژیم موگابه ضمن حفظ بقای خود به نقض حقوق بشر در این کشور میپردازد. فرانس ۲۴ ادامه داد: سازمان های مردم نهاد (NGOs) بر این باورند که جاه طلبی جدید فرانسه از این حیث که خلاف مسیر دیگر کشورها بوده، حائز اهمیت است؛ چراکه در واقع کشورهای دیگر در این زمینه در حال عقب نشینی هستند، به عنوان مثال می توان انگلستان را نام برد که به دلیل پیامدهای مخرب اقتصادی ناشی از بحران شیوع کرونا، حمایت های مالی خود در سال جاری میلادی (۲۰۲۱) را متوقف خواهد کرد.

فرانس۲۴ در گزارشی نوشت: تسلط اقتصادی یا سیاسی و نفوذ در کشورهای آفریقایی از طریق کمک های بلاعوض مالی و حضور کارشناسان و نهادها یکی از الگوهایی است که فرانسه صراحتاً در تقابل با راهبرد چین که عمدتاً بر اعطای وام متمرکز است، در پیش گرفته و درصدد تقویت آن است. سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) در گزارشی در همان سال از فرانسه خواسته بود سهم کمک های بلاعوض خود را در مقایسه با وام ها افزایش دهد. این اقدام پنج سال پس از آن صورت گرفت که حزب کمونیست چین یک سیاست تاریخی که اکثر زوجین را فقط به یک فرزند محدود می کرد، لغو کرد این سیاست منجر به دهه ها سقط جنین و در نهایت افزایش تعداد پسران نسبت به دختران در این کشور شد. در طی این سال ها ارتش آزاد سازی چین به رهبری حزب کمونیست و حمایت خیل عظیمی از مردم برای از هم گسستن حکومت حزب ملی و آزاد ساختن کل کشور وارد جنگ شد. مائو تسهتونگ رهبر حزب کمونیست چین بود و برنامه اصلاحی را در چین به اجرا گذاشت. بهطورقطع اگر برنامه اصلاحی چین اجرا نمیشد، کشوری با چنین جمعیت و محدودیتها از نظر منابع، با مشکل بزرگی مواجه میشد.

دیدگاهتان را بنویسید