پایگاه اطلاع رسانی آثار حضرت علامه مصباح یزدی

بنابراین، حجاب و پوشش زن نیز به منزلهی یک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرم است که قصد نفوذ و تصرف در حریم ناموس دیگران را دارند. به نگهبان، حاجب میگویند؛ چون مانع ورود اغیار و بیگانگان در یک حریم و محیط خاص میگردد. برای آگاهی از گسترهی کشانده شدن لذتهای جنسی به محیطهای کاری و اجتماع، و اعترافات صریح بعضی از زنان کشورهای غربی دربارهی مزاحمتهای جنسی نسبت é ê به زنان و کودکان، ر.ک: احمد صبوری اردوباری، بهایِ یک نگاه؛ محمدتقی فلسفی، کودک از نظر وراثت و تربیت، ج 2، و روحالله حسینیان، حریم عفاف.

پاسخ: از جمله آثار و فواید ازدواج از نظر اسلام و روانشناسی تکامل ، تسکین و آرامش ، تولید مثل، تامین غریزه جنسی ، بزرگ شدن روح ، تمرین محبت کردن، تمرین در ارتباطات، ایجاد شخصیت مفیدتر و مستقلتر است. در واقع دست آفرینش نوعی کشش درونی میان زن و مرد به ودیعت نهاده تا هر کدام در سنین خاص خواهان یکدیگر شوند و اضطراب و پریشانیشان از طریق ازدواج به سکونت و آرامش تبدیل گردد. ؛ و از نشانههای او این است که همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید و در میانتاتان مودت و رحمت قرار داد.

لذا این دو آیین آسمانی باید در این مورد سخنی و پیامی برای رهروان خود داشته باشند تا از رهگذر ازدواج صحیح و مناسب، مسیر ترقی و کمال را به روی پیروان خود بگشایند؛ چرا که نمیتوان دین و مسلکی را یافت که در مورد مؤثرترین عامل سعادت و کمال آدمی، حرف و سخنی نداشته باشد. الف- هر دو دین اسلام و مسیحیت ازدواج را به عنوان تنها راه دینی، مشروع و قانونی جهت برقراری روابط جنسی و پاسخ به نیازهای زیستی وابسته به غریزه جنسی و تولید نسل و تکثر نوع بشر قبول دارند و معتبر میشمارند.

و باز به همين جهت است كه همه مجتمعات دينى و يا طبيعى ساده و سالم عمل زنا را شنيع و زشت مىدانند و آن را فاحشه و منكر مىخوانند و به هر وسيلهاى كه شده عليه آن مبارزه مىكنند، و مجتمعات متمدن هم اگر چه به كلى از آن جلوگيرى نمىكنند و ليكن در عين حال آن را كار نيكى نمىشمارند، چون مىدانند كه اين كار عميقا با تشكيل خانواده ضديت دارد و از زيادى نفوس و بقاى نسل جلوگيرى مىكند و لذا به هر وسيلهاى كه شده آن را كمتر مىكنند و سنت ازدواج را ترويج مىنمايند و براى كسانى كه فرزند بيشترى بياورند جايزه مقرر مىدارند و درجات آنان را بالا مىبرند و همچنين مشوقات ديگر به كار مىبندند.چيزى كه هست على رغم همه آن سختگيرىها عليه زنا و اين تشويقها در امر ازدواج، باز مىبينيم كه در تمامى بلاد و ممالك چه كوچك و چه بزرگ اين عمل خانمانسوز و ويرانگر، يا علنى و يا به طور پنهانى انجام مىشود، كه البته علنى و يا سرى بودن آن بستگى به اختلاف سنتهاى جارى در آن اجتماع دارد.

چنین استنباط میشود که زن از نظر خلقت مؤخر از مرد است (از نظر ارزشی) و از آنجا که از مرد منتزع و جدا شده، به مثابه تابعی از مرد است و به جهت آن که موجب رانده شدن آدمیان از بهشت شده است، جنسی نامطلوب انگاشته میشود. اين آيه به اتفاق مفسران شيعه و به قول گروهى از مفسران اهل سنت درباره ازدواج موقت نازل شده است.درباره اين قانون عالى نيز احاديثى از پيشوايان اسلام آمده است.بـراى نـمـونه: عبداللّه بن مسعود مى گويد: در يکى از جنگ ها هـمـراه پيغمبر (ص ) بوديم و چون زنان همراه ما نبودند و از جهت غريزه جنسى در فشار بوديم از آن گـرامى پرسيديم آيا براى ما جايز است کارى کنيم که غريزه جنسى در وجود ما به کلى از بين برود؟

گرچه فلسفهورزی در حوزه اخلاق همواره سرلوحه اندیشه فیلسوفان نظامساز قرار داشته و به عبارتی هر فیلسوف بزرگی سری به فلسفه اخلاق هم زده است و یا برخی از آنها اختصاصاً بهعنوان فیلسوف اخلاق شناخته شدهاند؛ اما با اینحال، بحثهایی که امروز تحتعنوان فلسفه اخلاق در حوزه فلسفه تحلیلی رواج دارد، خارج از بحثهای کلان فیلسوفان گذشته درباره اخلاق، به توجیه گزارهها و ارزشهای اخلاقی و ملاک صدق و کذب و مصداق آنها میپردازد. به عقیده بنده، عقل آنطور که باید مورد تفقه قرار نگرفته و نه تعریف و نه کارآمدی و آثار آن بطور دقیق به استناد آیات و روایات مشخص نشده است و اساساً تعریف از عقل و کارآمدی آن با همه اختلافاتی که در علوم مختلف دارد، سوء تفاهمی تاریخی است و انتظار این است که إنشاءالله در سیر تکامل معرفت شیعه، با تفقهی شایسته در آیات و روایات مورد تدقیق و تبیین قرار گیرد.

کلام (شامل همه اسماء و الفاظ و ترکیب آنها) مخلوق خداوند است، منطق در کلام نیز حقیقتی است که خداوند در کلام قرار داده است و به عنوان یک نسبت و رابطه و قواعدی است که در ترکیب کلمات قابل ملاحظه است، منطق یا قواعد کلام، مانند دیگر حقایق عالم خلقت، قابل کشف و فهم توسط قوه ادراکی و محاسبه و سنجش انسانهاست و کفار نیز ممکن است بدین واسطه با بررسی کلام و روابط آن به این حقایق دست یابند. بر این اساس از طریق یک عقلانیت پایه، روش تولید فرهنگ در حوزه­های مختلف هدایت می شود و سپس وقتی روش تولید فرهنگ در جامعه هماهنگ و هدایت شد، مفاهیم نیز بر پایه همان فلسفه پایه، هماهنگ می­ گردند.

این برای مرد بسیار سنگین است که در خانه بنشیند و زنش کار کند که باید این معضل در جامعه ما حل شود. وقتی دو نفر در یه زندگی مشترک قرار میگیرن باید از منافع همدیگه، خانه و کودکان حمایت کنن. فرزندان به عنوان یه قطعه گمشده هستن که میتونن وضعیت زوجین رو به یه خانواده کامل ارتقا بدن. علاوه بر این حضور همسر به عنوان یه همراه و تکیه گاه همیشگی میتونه به شما کمک کنه تا در شرایط سخت نیروی دو چندان داشته باشین.

لذا این ازدواج باید با رعایت شرایط معین شده همراه باشد تا بتواند به اهداف خود برسد. مثلاً ـ بنابر عقیدهی برخی از مذاهب مسیحی ـ از جملهی این شرایط، آن است که باید عقد ازدواج خوانده شود و صرف رضایت طرفین کفایت نمیکند و حتی این عقد باید توسط کشیش اجرا شود (سکری سرور، بیتا: ص92) یا زوجین هر دو باید مسیحی و از یک مذهب باشند و اختلاف مذهب زن و شوهر، یکی از موانع ازدواج به حساب میآید. ازدواج برای جوان ایرانی راهی برای تعیین دوده به حساب می آمد.

ظاهرا در آن دوره، ازدواج امر و تکلیفی مذهبی به حساب می آمده است. بیتردید هر مسئولیت سپاری برای رسیدن به هدفی انجام میگیرد. شاید بتوان گفت که ازدواج در مسیحیت تنها برآورنده نیازهای مادی نیست و به قصد رسیدن به این هدف یا به منظور تأمین اغراض دنیوی ـ تا چه رسد به اهداف غریزی و حیوانی ـ انجام نمیپذیرد. از آنجا که فلسفههای مضاف، مورد توجه اندیشمندان و فیلسوفان روز دنیاست، صفحه اندیشه همشهری میکوشد تا به مهمترین جریانات رایج در این زمینه بپردازد. تاریخچه ازدواج دروازه ورود و پیش زمینه درک ازدواج است. علاوه بر این مواردی که شهید مطهری مطرح کرده، امروزه متوجه یک عامل دیگر در زمینه حجاب میشویم و آن حفظ و تاکید بر هویت مسلمانی افراد است.

بنابراین، ازدواج در مسیحیت، بعد از ناتوانی از تأمین پاکی نوع دوم تشریع شده است و فلسفهی آن، حفظ و تأمین پاکی نوع اول است تا انسانها به زنا و روابط نامشروع مبتلا نشوند. یکی از مهمترین نتایجی که در اثر ازدواج حاصل میشود بیرون رفتن فرد از مدار فردیت خود و شکسته شدن نسبی اما قابل توجه حصار نفسانیت انسان است، ازدواج توأم با توجه به یک فرد دیگر که تا به حال غریبه بوده و یا حکم نامحرم داشته است میباشد و این امری است مهم، چرا که تا به حال جوان ما به جز وجود خود و آمال و آرزوهای خود فکری دیگر نداشته است، اما به واسطه ازدواج، یک نفر دیگر نیز در مدار برنامهریزی و توجه او قرار میگیرد و حاضر است از وجود خود و داشتههای خود به دیگری نیز عطا کند و به واسطه محبت و دوستی که ایجاد میشود (( من )) وجودی فرد گسترش یافته و از مدار صرف خودبینی خارج میگردد و تلاش برای آسودگی، رفاه و آسایش یک نفر دیگر حکایت از بزرگ شدن روح فرد میکند چرا که وی، یک نفر دیگر را تحت لطف قرار میدهد و به واسطه وی یک نفر دیگر زندگی راحتتری را تجربه میکند.

دیدگاهتان را بنویسید