وضعیت اخلاق و جامعه امروز ایران

این دستورات شاید در مرحله ای محدود و برای اصلاح وضعیتی ویژه جایز باشند، اما هرگز نمی توانند به عنوان یک شیوه رفتاری همگانی و همیشگی، برای تمامی مردم در تمامی دوران ها، محیط ها، و شرایط گوناگون پیشنهاد و تجویز گردند. اسلام میانه رو و معتدل است میان آرمان گرایان و ایده آلیست های افراطی که انسان را فرشته یا فرشته آسا می پندارند، و بر همین اساس ارزش ها و روش های فراتر از توان وی، برایش طرح ریزی می کنند، و میان واقع گرایان افراطی که او را حیوان یا شبه حیوان قلمداد می کنند، و بر همین اساس رفتاری فروتر از شخصیت و ارزش وی برایش روا می دارند.

این آیه ارزشمند، گروه های سه گانه فوق را – با تفاوت مراتب و درجه هایشان – جزو آن امتی می شمارد که خداوند از میان بندگانش آن را انتخاب فرموده، و کتاب آسمانی را به آن سپرده است. مراتب بلندی از کمال را در می یابند. این ویژگی از برجسته ترین جنبه های اخلاق اسلامی است زیرا هر نظام اخلاقی در صورتی پاینده و برقرار می ماند که به نیازهای اخلاقی انسان بهتر پاسخ دهد. منظور از اخلاق فردی ارزش های اخلاقی مربوط به حیات فردی انسان ها است و انسان را فارغ از رابطه با غیر در نظر می گیرد.

«هرچه دل بخواهد، و هرچه چشم از آن لذت ببرد در بهشت وجود دارد». «کیفر هر بدی، کیفری همسان آن است، اگر کسی (به هنگام قدرت برای هدایت گمراهان و استحکام پیوندهای اجتماعی، از بدکار) گذشت کند و صلح و صفا به راه اندازد، پاداش چنین کسی با خداست، خداوند قطعاً ظالمان را دوست نمی دارد». این شکلی از شهود گروی جزء نگر است که با سودگروی و کانت گروی و نظریه دستور الهی در تقابل است. انسان در نظر اسلام موجودی است مرکب، دارای عقل، شهوت، غریزه حیوانی و روحانیت فرشتگان که راه خیر و راه شر برای وی روشن و معلوم شده است.

با توجه به آیات قرآن کریم معلوم می گردد غایت نهایی و مطلوب بالذات انسان در کارهای اخلاقی سعادت، فوزو فلاح نهایی است که اشاره به برخورداری او از بالاترین سرورها و شادابی ها به لحاظ کمی و کیفی دارد. چرا که درخواست دشمن دوستی و آفرین گویی به بدخواهان و نفرین کنندگان، از یک انسان عادی و معمولی بی تردید است فراتر از توانایی وی و تکلیفی است مالایطاق.

انسان عاقل و خردمندهرگز آخرت را به دنیا نمی فروشد و جهان ابدی، لذایذ معنوی و لقای خدا را بالذایذ ناچیز و بی مقدار دنیوی مبادله نمی کند. در دیدگاه اسلام ، انسان و آزادگی ،همزاد یکدیگرند و این ستم خود بادیگران است که او را به بردگی می کشد و بی اراده می کند ، امیر مؤمنان (ع)می فرماید :”برده دیگران نشو ، چرا که خدا تو را آزاده آفریده است”.

با این کار اسلام عدالت و دفع دشمنی و ستم را تثبیت و برقرار ساخته است، اما گذشت و خویشتن داری و بخشش بدکار را هم مورد تشویق و ستایش قرار داده است، تا آنجا که به عنوان جوانمردی و کاری شرافتمندانه و ستودنی و نه فریضه ای الزامی مطرح گردد. برخی از آنان به خویشتن ستم می کنند، و گروهی از ایشان میانه روند، و دسته از ای ایشان در پرتو توفیقات الهی در انجام نیکیها پیش تازند. به بیان دیگر همه رفتارهای انسان معامله با خدا است و انسان هرگز از ارتباط با او تهی نمی شود. اخلاق حرفه ای، سلسله واکنش ها و رفتارهای مقبول و پذیرفته شده است که بخش های مهمی از آن ها در تخصص های مختلف از سوی سازمان ها و مجامع تخصصی، صنفی و حرفه ای برای مطلوب بخشی به روابط اجتماعی، به صورت آیین نامه و قانون می آید لکن بنده معتقدم اولا همه ی اخلاق حرفه ای را نمی توان در قالب های رسمی تعریف کرد و ثانیا نمی توان همه ی ابعاد اخلاق سازمانی و یا حرفه ای را از اخلاق فردی، شغلی و یا کار تفکیک نمود.

نکته ای دیگر در تکمیل این مفهوم، و آن این که نظام اخلاقی اسلام، پارسایان را مکلف نساخته است که همانند فرشتگان، بری از هرگونه عیب و نقص، و معصوم از هر گناهی باشند، بلکه در ارزیابی این نظام، انسان متشکل از گِل و روح است و در این صورت اگر روح گاهی وی را تعالی بخشد؛ گِل نیز هر بار وی را پایین می آورد. بنابراین می توان با شهامت و قطعیت بر پایه تحقیق و کاوش علمی واعتراف همه روشنفکران منصف ادعا کرد تنها قوانینی که صلاحیت دارند زیربنای تدوین نظام اخلاقی قرار گیرند،تعالیم هدایت بخش اسلام است .

در بسیاری از مکاتب اخلاقی، چنین انسجام و پیوند درونی مشهود نیست؛ مثلاً در نظام های متفاوت، متغیرهایی از قبیل پول داشتن، علم داشتن، قهرمان بودن و امثال آن را به عنوان ارزش تلقی می کنند، در حالی که بین آنها ارتباط و انسجامی مشهود نیست و تنها یک مجموعه ساختگی است. «هرگاه خواستید (مجرمان و قانون شکنان را) مجازات کنید، تنها بدان اندازه کیفر دهید که به شما تعدی و آزاررسانی شده است (و از حد آن فراتر نروید) و اگر شکیبایی پیشه ساختید (و به خاطر خدا مجازات نکردید) قطعاً این شکیبایی برای شکیبایان بهتر خواهد بود».

آن چنانکه اسلام پژوهان می گویند هرگاه واژه های ایمان و اسلام هردو به صورت جداگانه در یک جمله آورده شوند، مقصود از ایمان: عمل قلب، شخصیت درونی، جنبه اعتقادی و بینشی و صفات روحی، و مقصود از اسلام: شخصیت برونی، جنبه رفتاری، و عمل اندام های حتی فرد می باشد و ایمان و اسلام مانند روح و تن هستند. انسان مسلمان با ایمان هیچ گاه نمی تواند شرایط سنی خود را بهانه ای برای سستی در مسیر کمال قرار دهد. رهبران اخلاقی قبل از اجرا هریک از تصمیمات را ارزیابی میکنند تا مطمئن شوند که با مأموریت و ارزشهای سازمان مطابقت دارد.

زیرا که چه بسا از چیزی بدتان بیاید و خداوند در آن خیر و خوبیِ فراوانی قرار بدهد». دسته اول با حسن ظن به فطرت انسانی آن را خیر و نیکی محض به شمار آوردند و اینان با بدگمانی به آن طبیعت بشر را شر و پلیدی خالص برشمردند. به تعبیری دیگر، امانتداری، راستگویی و مانند آن به لحاظ ویژگی های خاص خودشان و با قطع نظر از سود و زیان دنیوی مترتب بر آنها در نظام اخلاقی اسلام خوب و پسندیده اند، چون این افعال با ویژگیهایی که دارند، به گونه ای هستند که گرایشهای متعالی انسان، او را به سوی آنها فراخوانده، آنها را اموری خوب و بایستنی معرفی می کند، در اسلام، انسان اهل فضیلت کسی است که راست بگوید هرچند به زیان او تمام بشود، بخشش کند،هرچند او را در محرومیت قرار دهد، یعنی این امور با قطع نظراز سود و زیان دنیوی مترتب بر آنها ارزش اخلاقی هستندهرچند در هرحال خیر اخروی خود را به همراه می آورند.

دسترس به بعضی از مراحل آن برای عموم میسّر است، اما رسیدن به مراحل بالا و بالاتر برای همه انسان ها میسّر نیست و این منحنی هر چه بیشتر به طرف بالا صعود کند، از بالا روندگان آن کاسته خواهد شد. پاسخ این است که امیال انسان دارای نظامند و بعضی امیال ممکن است در برخی دیگر قید بزنند و آن را محدود و یا در مواردی مصداق های آن را منتفی کنند.

بعضی گفتهاند که «خَلق» در اشکال و اجسام که با حواس ظاهری درک میشوند به کار میرود و «خُلق» مخصوص سجایا و قوایی است که با فطرت و امور باطنی درک میشود. اموری نظیر ترغیب به نماز شب، تشویق به انفاق، تبلیغِ واجبات، شهادت به حق، ادای امانت، وفای به عهد، همگی هم در حوزه اخلاق و هم در حوزه احکام مطرح میشوند. نظام اخلاقی اسلامی، متکی بر وحی است و این ویژگی باعث می شود راهنمایی های اخلاقی آن مصون از خطا باشد و احکام اخلاقی آن در حقیقت راه های تحقق کمال انسان را تبیین می کند .

» جالب اين كه پيامبر اكرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) براى جبران رنج ها و ناراحتى هاى صفيه ، با او ازدواج كرد ، سپس او را آزاد ، و بار ديگر با پيش نهاد صفيه با او ازدواج نمود و به اين ترتيب ، ناراحتى هاى اورا به طور كلى از قلبش زدود . وجود رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) براى همه مردم مایه رحمت بود و هیچ کس را به سبب رنگ و جنس از شمول آن مستثنى نمی کرد .

از آنچه به آن آگاهی و دانش ندارید، پیروی نکنید. 6 ـ دقت در مراحل کسب ملکه: هرچه مراحل تکوین یک ملکه با توجه و دقت بیشتری انجام پذیرد، سهم بیشتری در پیدایش آن ملکه دارد؛ مثلاً صفحاتی که با نشاط و حوصله نوشته میشود در ایجاد هنر خوش نویسی تأثیر افزونتری دارد و قدم بزرگ تری محسوب میشود. از سوی دیگر هر بار آدمی عمل شایستهای انجام میدهد شیطان تأثیر آنرا در نفس او بسیار بزرگ و قابل توجه ترسیم میکند و چنان وانمود میکند که پس از انجام عمل وضعیت انسان بسیار مطلوب و قابل تقدیر شده است.

لیبرالیسم نظریه ای سیاسی است که مهمترین وظیفه دولت راتأمین و تضمین حقوق اساسی سیاسی و مدنی افراد جامعه، از جمله آزادیهای فردی و اجتماعی (مانند آزادی بیان، آزادی اجتماعات، آزادی وجدان و مذهب و امثال آن) می داند. از منظر قرآن، بالاترین لذت و سروری که برای انسان حاصل می گردد، لذت حاصل از انس با خدا، قرب به او ونظر به جمال و جلال الهی است. دکتر قرضاوی اندیشمند معاصر درمورد شمولیت نظام اخلاقی اسلام چنین می گوید: « اخلاق اسلامی نه آن چیزی است که نزد برخی مردم با عنوان «اخلاق دینی» معروف بوده و در به جاآوردن مراسم عبادی، پرهیز از خوردن گوشت خوک و نوشیدن شراب و اینگونه موارد خلاصه می شود و دیگر تمام.

دیدگاهتان را بنویسید