نظام اخلاقی اسلام عقلانی وحیانی است

هیچگاه در بازار و معابر و مکانهای عمومی کسی را با صدای بلند صدا نمی زدند، داد و فریاد نمی زدند و هیچگاه پاسخ بدی را با بدی نمی دادند. در زنده به گور کردن دختران و پرستیدن بتان و قطع پیوند ارحام و غارت یکدیگر دست و پا می زدند. پس حاکم جهانیان و سلطان اطراف و اکناف عالم شدند، کارهای کسانی را به دست راندند که تحت فرمان آنان بودند. در جامعه ای که اقتصاد آن بیمار است، بزهکاری، فساد اخلاق و رذیلت های گوناگونی پدید آید و چنین جامعه ای، به ورطه کارهای زشت و زننده می افتد.

هر جامعه ای برای برقراری استقرار و ثبات نیاز به برخی ضوابط و قوانین اخلاقی دارد که ضایع شدن آنها باعث پاره شدن نخی می گردد که افراد جامعه را بهم پیوند داده است. در محیط خانه هر کودکی تعالیم خوب و بد را فراگرفته و زیربنای اخلاق او گذاشته میشود. آنان خدا را در تمامی ذرات جهان جلوه گر میبینند، لذا به درگاه او نیایش برده، از بذل مال در راه او دریغ نمیورزند و به تمامی شرایع الهی گردن مینهند. پس صبح کردند، درحالی که در نعمت ها غرق و در لذت زندگی فراخ شادمان بودند، امورشان در سایه دولت مقتدرشان به سامان آمد و حالشان را در سایه عزت پیروزی آرمید و کارهایشان استوار و روبه راه گردید و سلطنت شان تثبیت شد.

از سوی دیگر فن مهارت انجام کار یا دانش برآمده از تجربه عملی است فن از سنخ آگاهی است نه توانایی انسان ها دارای مشترکاتی هستند. از جمله جلوه های واقع گرایی نظام اخلاقی اسلامی این است که این نظام تفاوت های فردی و عملی میان مردم را به رسمیت شناخته و مد نظر قرار داده است. همبستگی اقوام، نژادها و ملیت های مختلف یک جامعه، بستر گسترش اخلاق اجتماعی است، ولی قوم گرایی و قبیله گرایی باعث پراکندگی و سرچشمه اختلافات بسیار است و باعث می شود که شهروندان به جای پیمودن راه های سعادت و کمال، به نزاع و کشمکش بپردازند.

تمامی این انسان ها بندگان خدای هستند و او است که همه آن ها را آفریده و آفریدگان خود را دوست دارد و هرگز راضى نمی شود کسی با ایشان به ناحق برخوردى نامناسب و ناشایست داشته باشد، از آن روی یکی از راه های مهم جلب رضایت خویش را در گشاده روئى با خلق و تحصیل رضایت مخلوق و خدمت به آن ها، قرار داده. بسیار رخ می داد که افراد، با قصد دشمنی و آزار دادن پیامبر خدا به حضور ایشان می رسیدند، ولی نه تنها به ایشان اهانت نمی کردند، بلکه با کمال صمیمیت، اسلام را می پذیرفتند و از آن پس، رسول اکرم محبوب و مراد آنان می شد.

چه سان بال های نعمت و کرامتش را بر سر آنان گسترانید و جویبارهای آسایش و فراوانی بر ایشان جاری شد و ملت اسلام با برکت های خود آنان را الفت بخشید. ای مردم، در روزگاری کینه توز و پر از ناسپاسی و کفران نعمت ها، صبح کرده ایم که نیکوکار، بدکار به شمار می آید و ستمگر بر تجاوز و سرکشی خود می افزاید. لذا در مورد این حوادث مهمی که در این ماه اتفاق افتاده است شمه ای از اخلاق و سیمای آن حضرت را عرض خواهم کرد که برای ما الگو و سرمشق باشد و ما بتوانیم رفتار و گفتار و کردار پیامبر را سرمشق زندگی خود قرار دهیم زیرا قرآن به همه مسلمانان می فرماید: در رفتار و گفتار و کردار رسول خدا برای شما مسلمانان الگو و سرمشق بسیار نیکو و شایسته ای است.

پدر و مادری که به تربیت فرزند خود علاقمندند در درجه اول باید بکوشند خود دارای فضایل اخلاقی باشند تا فرزندشان نیز، روحیات پسندیده آنان را تقلید کرده جزء اخلاق و خوی خود قرار دهند. به نقل از مهر، شرافت انسان وابسته به روحیات پسندیده اوست، اگر فردی از نظر علمی دارای عالیترین مدارک باشد ولی از انسانیت و اخلاق نیکو بهره کافی نداشته باشد فاقد هر نوع ارزشی خواهد بود علم و دانش اگر متکی به صفات پسندیده نباشد برای صاحبش شرافتی به وجود نخواهد آورد. و در حدیث دیگری آمده است: «نیکی به هر جانوری دارای پاداشی ویژه می باشد».

می باشد و در اجتماع قبل از اینکه به پیامبری مبعوث شوند دارای حشن خلق فراوانی بوده اند که بعنوان اسوه حسنه مطرح شده اند. امّا با اینکه این همه اسلام بر اخلاق تأکید دارد، چرا اخلاق جایگاه خودش را ندارد؟ جالب اینکه در سنت کلام اسلامی، عدلیه (شیعه و معتزله) هم تحسین و تقبیح عقلای جامعه را در ارزشهای اخلاقی دخیل میدانند. فقر و تهیدستی در هر جامعه ای زاینده بسیاری از معضلات اجتماعی بوده و جامعه را به بیراهه می کشد. نقش دین درجوامع گذشته بسیار قابل تامل و گویای این واقعیت است که هر جا ادیان راستین حضور داشته اند، مساوات و عدالت اجتماعی نیز وجود داشته و این جوامع، از جهل و خرافات که زاینده بسیاری از نابسامانی های اخلاقی است و نیز از تبعیض و تفرقه به دور مانده اند، و امروز نقش دین در پیشگیری از ناهنجاری های اجتماعی برای بسیاری از جامعه شناسان به اثبات رسیده است.

این تحوّل نمایانگر نقش بارز اخلاق و کاربرد آن در زندگی اصحاب فن و حرفه است که باعث رو آوری به تفکر و پژوهش در رفتارها و کردارهای اخلاقی آنان و الزاماتی اخلاقی گردیده است. به عبارت دیگر، همانطور كه در ساختمان جسم انسان یك عضو بیمصرف و بیكار آفریده نشده در ساختمان روح و جان او نیز هر غریزه و انگیزهای نقش حیاتی دارد و تنها در صورت انحراف از وضع طبیعی و بر هم خوردن تعادل به صورتهای خطرناك و كشنده بیرون میآیند. علّامه در تفسیر المیزان بیشتر از همین منظر به اخلاقیّات قرآنی نگاه کرده و معتقد است : خوردن غذا اگر از مال صاحب غذا باشد مباح است ، ولی همین عمل به عینه اگر از مال غیر و بدون رضایت او باشد حرام است، چون آن صفتی که باید داشته باشد را ندارد و آن صفت امتثال نهی الهی است که از ناحیه ی شارع از خوردن مال غیر بدون رضایت او وارد شده و یا امتثال امری که از آن ناحیه وارد شده است .مسلمان باید به آن اموالی که خدای تعالی حلال کرده است اکتفا و قناعت کند.

روزى رسول اكرم (ص) وارد اطاق عايشه شد مشاهده كرد كه تكه نانى روى زمين و زير دست و پا افتاده است آن را برداشته و خورد و سپس فرمود: اى حميرا! حتی اگر بدانید تصمیمی که گرفتهاید صحیح بوده، ممکن است دردناک باشد که شخصی شغل خود را از دست بدهد؛ با این حال، این نوع شرایط میتواند به شما کمک کند تا یاد بگیرید که به غریزهی خود اعتماد کنید، اضطرابتان را برطرف کنید و موقعیت را منطقی بسنجید، نه احساسی. حکمت، بینش درونی است که رفتار آدمی را متعادل میسازد و این بینش از پاکی باطن به دست میآید.

تاثیر این کار را در روابط خود با دیگران مشاهده خواهید کرد، که یکی از مهمترین آنها اعتمادی است که بدست می ­آورید.با صداقت و راستی عمل کردن همچنین به معنای داشتن رفتاری سازگار و ثابت است. روابط پدر و فرزند و شاگرد و معلم را به بهترین وجهی بیان داشته است. وی با اشاره به دعایی از کتاب سراسر نور صحیفه تصریح کرد: دعای مکارم الاخلاق بیستمین دعای صحیفه سجادیه که میتوان آن را یک برنامه انسان سازی و حتی زیست اجتماعی مومنانه دانست که مجموعهای از سجایای انسانی را بیان داشته است. در حقیقت پیامبر اخلاق مجسمی بودند که با اخلاق و گفتار و کردارشان معنای قرآن را برای ما بیان کردند یکی از اخلاق آن حضرت این بود که هیچگتاه پیامبر کسی را دشنام ندادند، حتی در مجلسی که حرفهای لغو و بیهوده بیان می شد توقف نمی کردند!

حتی انسانهای مجرم و خطاکار و انسانهایی که دچار خطا می شدند پیامبر اجازه نمی دادند که او را دشنام دهند، حتی می فرمودند: که شما شیطان را دشنام ندهید. رسول خدا (ص) كفش خود را وصله مى زد, پوشاك خويش را مى دوخت , در منزل را شخصا باز مى كرد , گوسفندان و شترها را مى دوشيد و به هنگام خسته شدن خادمش در دستاس كردن به كمك او مى شتافت و آب وضوى شبش را خود تهيه مى كرد. اهل سيره نوشته اند : پيامبر خدا در خانه خويش خدمتكار اهل خود بود, گوشت را تكه تكه مى كرد و بر سفره غذاى حقيرانه مى نشست و انگشتان خويش را مى ليسيد , بز خود را مى دوشيد و لباس خود را وصله مى نمود و بر شتر خود عقال مى زد و به ناقه خود علف مى داد , با خدمتكار منزل آرد را آسياب مى كرد و خمير مى ساخت.

از این رو این مفهوم در مباحث اخلاقی، اهمیت یافته و کتابهایی با این نام نوشته شده است. حتی وقتی میدانید که انتخاب درستی کردهاید، ممکن است در این نقطه قرار بگیرید؛ حتی احتمال دارد در نتیجهی یک تصمیم اخلاقی، شما یا تیمتان اثرات ناخوشایندی را متحمل شوید. در کارشان تامل کنید در وقتی که متفرق و پراکنده بودند و کسری ها و قیصرها بر آنها ارباب بودند. هنگامی که در یک جامعه ارزش ها مسخ شود، هرج و مرج به وجود می آید، صالحان اجتماع به انزوا رانده شده و ناامنی در تمامی ابعادش فراگیر می شود. از دیدگاه نهج البلاغه، جامعه ای که ارزش های آن وارونه شود، افراد آن، خود، قربانی رفتارهای ضدارزشی خویش خواهند شد.

انسان بر اساس فطرت، از آغاز تولد برای تربیت پذیری آمادگی دارد، بدیهی است هرچه این امر در سنین پایینتر انجام گیرد نتایج آن درخشانتر خواهد بود. ثالثاً: مشکل دیگر وظیفهگرایی نادیده انگاشتن پیامدهای عمل و نیز انگیزههای فاعل در انجام دادن کار است. برای مثال اگر (بعضی) حیوانات اعضای اجتماع اخلاقی نیستند، پس انجام دادن آزمایشهای پزشکی و علمی بر روی آنها بدون اشکال به نظر میرسد؛ اگر آنها اعضای اجتماع اخلاقی هستند، پس چرا از حفاظتهایی مشابه با حمایتهایی که از انسان میشود، برخوردار نباشند؟ پس، از حال فرزندان اسماعیل و اسحاق و اسراییل(ع) عبرت گیرید که چقدر متناسب است حالت ها و چقدر متشابه است نزدیکی مثال ها.

این گونه فرزندان هم برای خانواده و برای اجتماع فردی مزاحم خواهند بود. هر طور به او تعلیم دهند همان گونه تربیت میشود. پس خوب است هر دومان مواظب باشيم. این اخلاق است که دلهای مردم را تسخیر میسازد، و انسانها را با یکدیگر مهربان و اجتماعی خالی از عقدهها و نگرانیها به وجود میآورد. مردم حبشه در آتش بتها می سوختند مردم ایران پیروان زردشت کیششان را به تمسخر گرفته بودند مردم اعراب در تقاطع زورگویان قرار داشتند، گاهی مورد حمله ابرقدرتها قرار می گرفتند، همه آرزو می کردند دستی از غیب بیرون آید و انسانها را نجات دهد.

دلهای انسانها از هر قلعه و حصاری استوارتر است؛ چیزی که در گشودن آن مؤثر است همانا اخلاق و انسانیت است. پس شما وظیفه خود را به یکدیگر حواله دادید و همدیگر را سست گردانیدید تا این که اموال شما از هر طرف به غارت رفت و سرزمین های شما از تصرفتان خارج گردید. اگر کسی تو را زمانی محروم کرده و الان به تو نیاز دارد تو پاسخ او را با محرومیت نده، بلکه تو آن چه را می خواهد به او بده و اگر کسی با تو بدی کرده تو پاسخ بدی را با بدی نده بلکه بدی را با خوبی بده.

دیدگاهتان را بنویسید