منابع دکتری تاریخ ایران پیش از اسلام(ایران باستان)

از آنجا که هم کاهنان قدرتمند بابل و هم اکثریت اشراف محلی و مردم عادی از نبونید متنفر بودند، چون برخلاف خدای بزرگ سنتی و محبوب بابل یعنی مردوک به تبلیغ و رواج پرستش سین خدای ماه پرداخته بود، گروه بیشماری از آنها به سپاه ایران گریخته بودند و گوبریاس توانست بدون نبرد به آسانی وارد شهر شود؛ بسیاری از مقامات و مردم شهر که ایرانیان را نجاتدهنده خود تلقی میکردند با شادمانی از آنها استقبال کردند. چون کوروش به نظم و ترتیب در اداره…

در عوض پیکی با پیامی جسورانه نزد کوروش فرستادند و تهدید کردند که اگر او جرئت کند و به شهرهای یونانی حمله برد با واکنش اسپارت روبرو خواهد شد. ریچارد فرای درباره نقش دهقانان در تمدن فرهنگ اسلامی اضافه میکند: این گروه بسیار دهقانان، که به اسلام گرویده بودند، باز همچنان سنتها و ادبیات حماسی ایران را نگاهداری می کردند. اندیشه سیاسی ایران باستان این قداست و الوهیت را ساخت قدرت را پذیرفته بود و با این پذیرش عملاً عرصه را برای نقد آن بسته بود. وجه تئوریزه شده این اندیشه را می توانیم در نامه تنسر بخوانیم: “عجب مدار از حرص و رغبت من به صلاح دنیا برای استقامت قواعد احکام دین، چه دین و ملک هر دو به یک شکم زادند…

چنان که نوشته اند یکی از منصب های مهم دربار ساسانی منصب نگهبانی سالنامه های سلطنتی بوده و ظاهرا این نگهبانان در دستگاه شاهی مقامی ارجمند داشته اند. این دولت در دوره اى از تاریخ ایران از بزرگترین نیروهاى این منطقه شد. تا زمان عبدالملک بن مروان این ترتیب ادامه داشت. تمام این معلومات در خداینامه تدوین یافته و بعدا معلومات دیگری در باره دیگر پادشاهان ساسانی به آن افزوده شده و بدین ترتیب تا روزگار یزدگرد اول پیش آمده است. اما او آنچه را که شنیده بود به سود خود تعبیر کرد و دوباره به پرسش نپرداخت؛ از این رو باید این شکست را میوه اشتباه خود میدانست.

بنابراین در ایران باستان، سنت شفاهی از قداست خاصی برخوردار بود و حفظ آنچه باید حفظ می شد، یک نوع عبادت تلقی می گردید و در مقابل، سنت کتابت نه تنها قداستی و به طور کلی مزیّتی نداشت، بلکه امری برخاسته از تنبلی و بی توجهی و بی اعتنایی، تلقی می شد. با توجه به آنچه گفته آمد، می توان به این مسئله اذعان داشت که در ایران باستان نه تنها با حجم انبوهی از نگارش های تاریخی روبرو نیستیم، بل آن دسته از آثار تاریخی که به جا مانده و یا اطلاعاتی درباره آنها باقی مانده است، از حیث نگارش تاریخی، خیلی قابل اعتنا نیست.

قرار گرفته است. پر واضح است که از این دسته آثار می توان به تعداد بیشتری نام برد که به گونه های مختلف در منابع اسلامی با عنوان “کتب قدماء الفرس” از ایشان یاد شده، ولی اطلاعات موجود، بسیار کلی و ناچیز است. ناگفته نماند که سنت کتابت در ایران باستان – هرچقدر به جلوتر می آییم- با ابداع خط اوستایی که احتمالا در زمان شاپور دوّم (قرن چهارم م) بوده، رشد پیدا می کند و شاید به همین علت باشه که از همین زمان هم دیگر شاهد کتیبه های مختلف نیستیم و این سنت کتیبه نگاری جای خود را به اشکال دیگر از کتابت می­دهد.

آخرین بخش کتاب سیاست خارجی ایران و روابط شوروری ایران در مرحله تازه نام دارد که در آن به روابط ایران با کشورهای پیشرفته سرمایه داری، کشورهای در حال رشد و کشورهای عربی، روابط ایران و شوروی و روابط ایران با کشورهای سوسیالیستی و اروپای خاوری پرداخته شده است. نویـسندهی این کتاب، مـیرزا حسنخان پیرنیا(مشیرالدوله)، از مـردان خوشنام مشروطه بود که همزمان با پادشاهى رضا شاه پهلوى مانند بسیارى دیگر از رجال شایستهی ملى، از سیاست کناره گرفت و خانهنشین شد. اگر بپذیریم که مقوله سیاست مهم ترین سوژه برای مورخان در همه اعصار بوده است و اگر این اعتقاد را هم داشته باشیم که اگر امکان گزارش تحولات سیاسی برای مورخان وجود داشته باشد، بازار تاریخ نگاری رونق می گیرد، می توانیم این ادعا را بکنیم که در ایران باستان بوسیله سلطه تفکر فره ایزدی مورخان امکان پرداختن به تاریخ پادشاهان را به سهولت و بر اساس استقلال رای و اندیشه خود نداشتند و همین وضعیت می توانست یکی از موانع اصلی در رونق گرفتن تاریخ نگاری به شمار رود.

این بخش از محتویات کتاب مربوط به دوره های پیش از اسکندر بوده است. هم لیدیاییها و هم مادها وقتی این ظلمت را در روز مشاهده کردند دست از نبرد کشیدند. آریایی هند و ایران تا مدتها در کنار هم زندگی می کردند و پس از گذشت مدتها ، از هم جدا شدند . ۱-می دانیم که در ایران باستان سنت شفاهی، بسیار مقبول تر، پسندیده تر و عزیزتر از سنت کتابت بوده است. می دانیم که در دربار شاهان ایران باستان دبیران مخصوصی به این کار اشتغال داشتند.

این عبارات و اقوال اندیشمندان بزرگ را اگر در کنار سنّت وقایع نگاری (نه تاریخ نگاری) ایرانیان قرار بدهیم، شاید به این نتیجه برسیم که ایرانیان به تاریخ به معنای دانشی که حال آدمی را برای آیندگان بجا میگذارد، توجه و عنایت ویژه ای داشتند.به همین جهت است که سعی و تلاش زیادی به خرج دادند تا از حوادث مهم روزگار و زمانه خود به شیوه و اشکال مختلف و در قالب وقایع نگاری، آثار و نشانه هایی را بجا بگذارند. در همین زمینه، جمله ای از نیچه هم وجود دارد که شباهت زیادی به جمله هرودوت دارد و گویا اتفاق نظر زیادی بین این دو در باره فهم تاریخی ایرانیان وجود داشته است.

این حکومت نیز در نهایت در دوران حکومت گیلانشاه به کار خود پایان داد. نلدکه که تحقیقات سودمندی در باره کتاب”خداینامه” انجام داده است، به نتایجی دست یافته که خلاصه آن به شرح زیر است: “خداینامه تاریخ عمومی کشور و مردم ایران از آغاز آفرینش تا پایان دولت ساسانی بوده است. نیز بیهقی حکایتی در این باره نقل کرده که:”چون جنگ های خسرو پرویز با بهرام چوبین به پایان رسید و کشور بر وی مسلم شد، دبیران را بفرمود تا آن جنگ ها و رخ داده ها را ازآغاز تا انجام بنویسند.

بهترین دوره ای که در این کتاب معلومات تاریخی بیش از هر عصر دیگر وجود دارد، دوره ای است که از روزگار خسرو انوشیروان تا مرگ خسرو پرویز ادامه داشته است. در باره اردشیر بابکان بنیانگذار سلطنت ساسانی داستانها و افسانه های بسیاری در این عصر شیوع داشته که بخشی از آنها تاریخی و بخش دیگر افسانه خالص بوده است. امّا دقیقه ای که اینجا وجود دارد و نباید از آن غافل ماند، این است که ایرانیان اگرچه در عهد باستان در تولید آثار “تاریخ نگارانه”- بهر دلیل و علتی- موفق نبوده اند، امّا شواهد و قرائن زیادی وجود داردکه “وقایع نگاری” و توجه به تهیه اسناد و مدارکی در این باره، بسیار مورد توجه آنان بوده است.

به همین سبب، بخش زیادی از آگاهی تاریخی ما در باره این دوره از تاریخ ایران، برگرفته از نگارش های غیر ایرانی به ویژه آثار یونانی و رومی است. یرواند آبراهامیان که یکی از ممتازترین تاریخ نویسان ایران کنونی به شمار میرود، در این اثر همزمان با بررسی فراز و نشیبهای سیاستهای بین المللی و منطقه ای کشور، با چیرگی هرچه تمام تر مردم ایران را در کانون توجه اش قرار داده است. لباس این سپاهیان مرکب است از کلاه نرم نمدی، ردای گلدوزی شده آستیندار، زرهی با زنجیرهایی شبیه به فلس ماهی که مانند کت روی ردا میپوشیدند و شلوار.

گوسان های دوره پارتی و خنیاگران دوره ساسانی، این سخن سرایان و نوازندگان حرفه ای و غیر حرفه ای که داستانهای تاریخی و حماسی و عاشقانه ایران را به یاد داشتند و آن ها را با آواز بازگو می کردند، خود برپا نگاه دارنده سنت شفاهی بوده اند. در مطلب بعدی به این موضوع خواهیم پرداخت که چگونه تاریخی که در بالا به آن اشاره کردیم به زندگی مردم در طول قرنهای بعد کمک کرد و چگونه ایرانیان در دوران پس از اسلام به پیشرفت هنرها، معماری و سایر موارد کمک کردند. زمان بسیار دراز گذشت تا کتاب اوستا، سند مهم دینی ایرانیان باستان که سده ها سینه به سینه نگاهداری شده بود، در دوره ساسانی به نگارش درآید، ولی حتی پس از ثبت اوستا، باز هم موبدان هنگام اجرای مراسم دینی از حافظه ی خود کمک می گرفتند و به ندرت به اوستای مکتوب رجوع می کردند.

پایتخت سامانیان بخارا بود و دانشمندان بزرگی همچون ابوعلی سینا و ابوریحان بیرونی در دوره سامانیان زندگی می کردند. در حالی که خدایان در یونان در میادین شهرها و در میان مردم زندگی می کردند، در ایران خدایان که هیچ، بل پادشاهان حتی دور از چشم مردم و در پشت پرده ها در مکانی نزدیک به خدا در بالای زیگورات ها اقامت داشتند تا با دیده نشدن، مقام الوهی برای خدا تدارک ببینند. وی او را فرمانروای بسیاری از ملت ها ساخته است. جالب است که هگل هم در این­باره اظهار نظر کرده است به این مضمون که تاریخ به معنای صحیح آن با تاریخ ملت ایران آغاز می­شود.

این امر به پیدایش الگویی برای توسعه فزاینده نظامی و سیاسی انجامید؛ اوج این توسعه پیدایش پهناورترین امپراتوری خاورمیانه در تاریخ یعنی امپراتوری ایران باستان بود. او سرزمین ماد را نخستین ایالت یا ساتراپی امپراتوری خویش قرار داد و آن را «مادا» نامید و اکباتان را سالم و دستنخورده، پس از پاسارگاد در تپههای فارس، به عنوان پایتخت دوم خویش برگزید، از این رو از آن پس امپراتوری ایران باستان را معمولاً «شاهنشاهی ماد و پارس» مینامیدند. از این روست که تاریخ ایران باستان از حیث منابع تاریخی که بخش اعظم آنها را منابع وقایع نگارانه تشکیل می دهد، در وضعیت نامطلوبی قرار ندارد.

دیدگاهتان را بنویسید