مقایسه معنای زندگی از دیدگاه محمدتقی جعفری تبریزی و فریدریش نیچه

وقتی که بازرسی از تهران برای بررسی آمده بود، موضوع انشایی داد، من دوازده صفحه نوشتم. وقتی رفت دید که نتایج اعلام شده است، چون اسم من «اعوانی» با حرف «الف» بود، دید، ولی نمیشناخت، به پدرم زنگ زد که همچنین کسی به نام غلامرضا میشناسی؟ دوره دبیرستان، در مدت زمان تعطیلی بین شیفت صبح و عصر، 2 ساعت وقت بود، 1 ساعت میرفتم پیش یکی از علمای شهر به نام شیخ فضلالله محقق که خیلی عالم فاضلی بود و آنجا تمام 4 جلد کتاب جامعالمقدمات را خواندم. 2. ارتباط بین علوم و متافیزیک چگونه است؟ چرا که برای ایجاد کارکردهای اجتماعی از عقلانیت بی نیاز نیستیم، حال اگر دین بتواند این عقلانیت را هدایت کند و «ایمان» محور هماهنگ­سازی این عقلانیت قرار گیرد، آنگاه ارتباط بین دین و عقلانیت نیز برقرار می­شود.

دین در نزد خدا ، همان اسلام است. زبان دین و ادیان است ولی زبانی است که جز علمای الهی، حکما و آنهایی که راسخ در علم هستند نمیدانند. در قرآن آمده است: «و تلک الامثال نضربها للناس و ما یعقلها الا العالمون» خداوند مثال میزند اما تعقل نمیکند مگر آنهایی که راسخ در علم هستند. در واقع ازدواج رمز و نشانهای بشری از شیوهی رفتار خداوند با انسان به شمار میرود.

با ازدواج میخواهد انسان به وجود آید». فلسفه و حکمت روزه هم برای رسیدن به تقوای الهی است. آنچه مورد توجه من است در حکمت الهی و امثال افلاطون، مولانا، ابن عربی، قرآن، کتب مقدس که در اصطلاح «perabl» (قیاس، تمثیل، مثال، نمونه، داستان اخلاقی) میگویند. لذا در منظر اسلام، ازدواج عملی مطلوب درگاه الهی و مستحب موکد شمرده میشود و انجام دهندهی آن مستحق ثواب و پاداش الهی است. میشل، 1377: ص95) لذا باید خانواده را کانونی از محبت خدا قرار دهند تا در پرتو این کانون محبت، فرزندان رشد کنند.

و این خود یکی از عوامل گریز جوانان از ازدواج در سنین جوانی است که موجب شده برخی از زنان و مردان به فحشا و منکرات افتاده و از زندگی شیرین خانواده محروم گردند. اتفاق دیگر دوره دکتری، آمدن آقای ایزوتسو به ایران بود. طرح و ایده اولیه انجمن فلسفه از آن دکتر نصر بود، آقای ایزوتسو را بعدا دعوت کردند، من تاریخ زنده هستم، از من بپرس. آقای دکتر نصر گفت: این ایده از «پروفسور کلیبانسی»، رئیس «انستیتو» بود که گوش زد شما در ایران چنین چیزی ندارید. در بنیاد فرهنگی ایران که ریاست آن بر عهده آقای خانلری بود، حدود سی نفر در 8 اتاق مشغول به کار بودند که بسیار افراد عالم و دانشمندی بودند، محیط فوقالعادهای بود من آن محیط را خیلی دوست داشتم و خیلی لذت میبردم.

آنها به نقد متافیزیک و گزاره های ترکیبی پیشینی می پرداختند. مشغول تحقیق بودند. اینها انسانهای خیلی زبدهای بودند، دیدن این افراد و کار کردن در کنار آنها برای من خیلی جالب و قوت قلب بود. حس میکنم که بخشی از این موفقیت ناشی از همین حقیقتی بود که توانستم مفهوم آن را از صمیم قلب بپذیرم و در آغوش گیرم. میگوید مثال این ارسطو رمز را نفهمیده و -مثل علوم جدید- به ظاهر تفسیر میکند. این امر در آن مقطع و فاصلهی زمانی که اینها میخواهند پایاننامه بنویسند، یعنی موضوع بدهند و پروپوزال بنویسند، خیلی به طلاب کمک خواهد کرد.

یعنی تا زمانی که استدلال گرا نباشیم، مشکلات مان رفع نمی شود. ایشان هم به آلمان تشریف بردند و تحصیلات منظمی کردند و بعد مرحوم استاد دکتر حائری هستند که رفتند و از آغاز دوره لیسانس تا دکتری در غرب تحصیل کردند. طرفداران این نظریه با استناد به این روایات یکی از وظایف حاکم اسلامی را جلوگیری از تعدی و تجاوز مردم به حقوق یکدیگر و ممانعت از ورود ایشان به کارهای حرام و مفسدهانگیز میدانند و براساس این دلایل، حجاب را از سوی حکومت اسلامی یک اصل اجتماعی میدانند. غربي ها حفظ حجاب و پوشش زن را نمي پسندند؛ بلكه ابتذال حاكم بر روابط زن و مرد و بهره كشي ناجوانمردانه از زن را نسخه مطلوب در حيات اجتماعي زن مي شمارند و خلاف اين را نقض حقوق بشر مي دانند.

در آنجا مجتبی مینوی و فردید، با دستمزد ماهیانه «نهصد تومان» بیشترین حقوق را دریافت میکردند. خلاصه ما 2 سال (سالهای 47 و 48) آنجا میرفتم، بعد از اینکه کلاسها به اتمام رسید، تمام آثار فارسی سهروردی را -با همکاری ایشان- خواندیم و به انگلیسی ترجمه کردیم. اما ظاهراً برای این تصمیم، میباید دلیل بررسی خود را بدانیم و از آن جا که هدف از بر پا ساختن این قبیل بحثها، فهم و درک بهتر مسائل زیست جهانمان است و باز از آن جا که بسیاری از این مسائل، یا برخاسته از نحوه زندگی مدرن است و یا مبتنی بر مطالباتِ زندگی به شیوه مدرن، و به دلیل آنکه بررسی اینگونه پرسشها را تا به امروز، تفکرِ به اصطلاح «غربی» به عهده گرفته است، لازم است چارچوب بحث را به فلسفه غرب اختصاص دهیم (و مسلماً به طور گزینشی).

یا در مورد علم تاریخ و فلسفه علم تاریخ همین قاعده صادق است.علم تاریخ، علم به حوادث گذشته و نقد و تحلیل آنهاست.اما فلسفه علم تاریخ، علمی است که در آن از چگونگی، توانایی و مرزهای علم تاریخ بحث میشود.سؤالاتی که در علم تاریخ مطرح است از این قبیل است:انقلاب کبیر فرانسه چگونه صورت گرفت! علم در منطق قدیم به معنی نقش بستن صورت جسم در عقل است. من رشته ادبی را انتخاب کردم، خیلی به ادبیات و عرفان علاقه داشتم مثنوی و عطار میخواندم، پدرم نیز خیلی علاقهمند بود. «رمز» در فلسفه، مخصوصا در حکمت و عرفان ما جایگاه بزرگی دارد، در این مورد توضیح میدهید؟

خیر؛ اما تعریف ما از مد و حجاب چیست؟ خانم بختیار -که تالیفات بسیاری به انگلیسی دارد- چند وقت پیش که به ایران آمده بود در فرهنگستان تعریف میکرد، آن زمان که آقای دکتر مهدی محقق رئیس بخش فارسی دانشجویان خارجی بود، به ایشان مراجعه کردم و درخواستم کردم اجازه بدهد در کلاسی که برای دانشجویان خارجی برگزار میشد شرکت کنم. در دوره دکتری چند اتفاق افتاد. به هر حال دبستان و دبیرستان را در سمنان طی کردم، دوره خیلی خوبی بود. فلسفه مشایی کلا از سنت یونانی پیروی میکند، در حالی که تصوف از اصل معرفت عرفانی به عنوان هدف اصلی خود بهره میگیرد.

رحیم پور ازغدی: بی حجابی هدف نیست بلکه وسیله مصرف است. بلکه از منظر کسی است که اندیشه نجات اجتماعی و فردی برایش اهمیت دارد. خیلی ساده. ارسطو در شروع یکی از کتابهای متافیزیک نشان میدهد که هستنده معانی چندگانه دارد. سوال کردم، بلافاصله کتابها و منابع را تهیه و شروع به مطالعه کردم و جزو چند نفر بودم که همان سال فوق لیسانس قبول شدم. به ایشان تحویل دادم، همراه خودش برد، چند وقت پیش پسرم تلفن کرد، گفت که خانم بختیار قسمتی از کتاب را در آنجا چاپ کرد.

رفتم پیش دکتر نصر و از این برخورد آقای دکتر محقق گله کردم. 2 جلد از آن یاداشتها پیش من بود، حدود 5-6 ماه پیش به ایران آمده بود، به ایشان یادآور شدم، گفت اتفاقا من دنبال آن 2 جلد یاداشت، (2 دفترچه) هستم، کجا است؟ اتفاقا در آن زمان، آقای دکتر نصر 1 سال برای تدریس به آنجا آمد و خیلی هم موفق بود. اما بر اساس شواهد، وضوح در بیان مطالب را نمی توان به همه ی فیلسوفان تحلیلی تعمیم داد؛ همین طور بعضی از فیلسوفان قاره ای نیز سعی می کنند روشن و بدون ابهام بنویسند.

دیدگاهتان را بنویسید