مفهوم و ضرورت کارآمدی فلسفه :: بسم الله الرحمن الرحیم ؛ «فقه جامع نظام ولایی

من ميخواهم فقط در مورد اخلاق ايشان حرف بزنم، دكتر مجتهدي نخستين ايرانياي است كه در اروپا فلسفه خوانده است و دكتراي فلسفه گرفته و يكي از ايرانيترين استادان فلسفه است. من به شخصه نميدانم استادان و آموزگاران بزرگ را به چند دسته ميتوان تقسيم كرد، اما به هر حال حداقل با يك دستهبندي ميتوان گفت اساتيدي هستند كه مخاطب را يا در نظر يا در عمل يا در قول و فعل توامان، متاثر ميكنند. به هر حال امر داير است بين اينكه ساير مسائل نظري غير از طبيعيات و رياضيات به عنوان علم واحدي در نظر گرفته شود و با تكلف موضوع واحدي براي آنها منظور گردد يا معيار و ملاك همبستگي و وحدت آنها وحدت هدف و غايت قرار داده شود و يا اينكه هر دسته از مسائل كه موضوع مشخصي دارد علم خاصي تلقي گردد و از جمله مسائل كلي وجود تحت عنوان فلسفه اولي مورد بحث واقع شود چنانكه يكي از اصطلاحات خاص فلسفه هم همين است .

دكتر مجتهدي فيلسوفانه زندگي كرده و روابط خصوصي آنچنان كه گاهي فكر ميكنيم با هيچ يك از ما نداشت ولي يكديگر را به معناي كلي لفظ دوست داشتهايم و همواره يكديگر را احترام كردهايم. رضا داوري اردكاني، رييس فرهنگستان علوم با بيان اينكه بيش از پنجاه سال همراهي و همداستاني با دكتر مجتهدي اهميت زيادي دارد، گفت: ايشان، جايگاهي پيش ما دارند كه لايصف است. اين چهره ماندگار فلسفه، در بخش بعدي سخنان خود به مطالبي كه گلشني نسبت به وضعيت دانشگاههاي كشور بيان داشت، اشاره كرده و گفت: از اين مطالب متاثر شدم.

داوري اردكاني گفت: با نگاه انصاف به زندگي دكتر مجتهدي، او بهترين زندگي را داشته است، من همواره به كار و حال مجتهدي غبطه ميخورم؛ او بينظير، صادق و بيشيله پيله است، اين را از هركس كه با او ارتباط داشته است بپرسيد كه هيچ تكلف و خودستايي را در او ديدهاي؟ داوري اردكاني ادامه داد: كسي كه عمر صرف فلسفه ميكند ممكن است از بيرون كه نگاه كنند نپسندند و حتي نسبت كج سليقگي بدهند و بگويند آدم زندگي نكند؟ البته بهزعم ژیلسون، هرچند تلاش ابنسینا برای پیدا کردن راهحلی برای مسئلة ارتباط نفس و بدن که هم افلاطونیان را خشنود سازد و هم ارسطوییان را خرسند، تأثیر بسزایی در فلسفه مسیحی گذاشت و بسیار مورد تمجید حکمای مسیحی قرار گرفت؛ اما بهترین راهحل این مسئله را توماس آکوینی با تفسیری خاص از ماهیت نفس مطرح نمود.

پس به نظر ارسطو، بايد به حكومتى انديشيد كه فضيلت عده بيش ترى از جامعه را متحقق مى سازد. حركت دستم كند شده است و از اين جهت چيزي براي اين جلسه تهيه نكرده و ننوشتهام ولي در راه كه ميآمدم فكر كردم كه چه بگويم و چه چيزي را بيان كنم. ميان نوع لباس و ويژگيهاي رواني انسان چه رابطهاي است؟ در حالي كه بايد خود را به جاي شخص بگذارند چراكه من به جاي ديگري نميتوانم بگويم كه چه چيز مطلوب و چه چيز دوست داشتني است. بايد بگويم كه به اعتقاد من، دكتر مجتهدي بدون مبالغه هم در نظر، هم در عمل و هم در سلوك معلمي و جنبه عملي بر مخاطبانشان تاثير گذاشتهاند.

نظريههاي خاص روانشناختي خيلي بيش از نظريههاي خاص يك علم تجربي ممكن است عملاً بر يك استدلال فلسفي يا نظريهاي درباره خير و شر تأثير بگذارند؛ عكس آن نيز صادق است؛ به جزء آنجاها كه روانشناسي با فيزيولوژي ارتباط مييابد. مجتهدي با تاريخ ايران آشنا است و سعي كرد با فلسفه اسلامي نيز آشنا شود چون ما ايرانيها بدون فلسفه اسلامي نميتوانيم تفلسف كنيم و فلسفه داشته باشيم و مهمتر از همه اين موارد، اينكه دكتر مجتهدي همه زندگياش فلسفه بوده و همه عمر را صرف فلسفه كرده است. من همواره دكتر مجتهدي را از نظر توجهي كه به تاريخ فلسفه دارد موثر ميدانم، دانشجويان فلسفه غرب با همان روايت سطحي برخي نويسندگان غربي كه قرون وسطي را به عنوان دوران قابل توجه نميدانستند همعقيده بودند ولي دكتر مجتهدي آنها را ملزم به مطالعه دوران قرون وسطي ميكرد چون مقدمه غرب جديد بود.

آن جلسات، جلسات خوبی بود و بنده هم بودم، ما در آن کمیته با برخی از اساتید معظم عصر آشنا شدیم و دوستی ما با آقای دکتر غلامرضا اعوانی که خدا حفظشان کند از همانجاست و ارادت ما به مرحوم دکتر شرف خراسانی که خدا رحمتش کند و برخی اساتید دیگر به آن دوره باز میگردد. حتی زمانی که گلاوکن از سقراط انتقاد می­کند و میگوید پاسداران تو از نیک بختی بهرهای ندارند، سقراط پاسخ میدهد که ما جامعه ایده­آل را بدین منظور تأسیس نکردهایم که طبقهای نیک­بخت­تر از طبقات دیگر باشند، بلکه هدف ما نیک بختی تمام جامعه است و معتقدیم که عدالت را تنها در چنین جامعهای میتوان یافت.

بااینحال چیتیک هشدار میدهد که در اطلاق عنوان «مکتب» به میراث ابن العربی باید دقت و احتیاط به خرج داد؛ زیرا وی طریقت یا مذهب خاصی تأسیس نکرد، تشکیلات صوفیانه نداشت و هیچیک از طرق مهم تصوف از او بهعنوان شیخ خود یاد نمیکند. نتیجهای که از این بحث ارسطو و ابنسینا گرفته میشود این است که حدس و یافت هر فیلسوفی در زمینه و زمانه خاصی رخ میدهد. ور نیک نیامد این صور ، عیب که راست ؟ بنابراین آن مدل شناخت موضوع و روش تحقیق در فلسفه که نوعی استدلال و برهان نظری است، در حوزه های مختلف به نظام مدل ها و روشها تبدیل می شود و در واقع می توان گفت آن فلسفه و مفاهیم پایه که عام و فراگیر بوده اند، تعین و کثرت پیدا کرده اند.

تا زمانی که فرد چندین واحد نویسندگی و روش تحقیق و روش پایاننامهنویسی نبیند، اصلاً به او اجازه نمیدهند که وارد پایاننامهنویسی شود. در امور مالی وقتی به دیگران بدهکار بود، حالا یا سند خانهاش یا فرش خانه خود را رهن میدهد؛ حالا اگر کسی «حق الله» به عهده داشت، او که نمیتواند بگویند فرش را در گرو میگذارم، یا خانهات در گرو است! سرویس سبک زندگی فردا: دکتر محسن جوادی، در سال ۱۳۷۸ مدرک دکترای خود را در رشته فلسفه و حکت اسلامی از دانشگاه تربیت مدرس اخذ کرده و هم اکنون عضو هیئت علمی دانشكده الهيات و معارف اسلامي دانشگاه قم و دانشیار فلسفه و کلام اسلامی است.

چقدر نزد فلاسفه خودمان رد بر یونان داریم، من گمان میکنم بیست یا سی متن از این موارد را در این کتاب آوردهام. نسبت به عصر طلایی آتن بسیار پیچیده تر شده و تحلیل متفاوتی طلب می کنند، اما هنوز در اغلب موارد با مراجعه به آرای فلاسفه آتن شگفت زده بر جای می مانیم. در ضمن، رویکرد نیس به مرزی که فراتر از آن ارزش زندگی به عنوان یک موهبت را از بین می رود، برای شخص من جالب توجه است.

» (روم، 21) بر طبق این معنا، هدف از ایجاد زوجیت با همسرانی از جنس خود، همانا «آرامش و سکون» است؛ ولی آنگاه که از«مودت و رحمت» به عنوان اهداف بعدی نام میبرد، آنها را در یک ظرف ارتباطی میجوید و لذا با لفظ «بینکم» این هدف را بیان میکند. بی حجابی علی رغم اینکه به عنوان یک رفتار عاقلانه نمایش داده می شود ولی در اکثر مواقع اینطور نیست.

از آنجا که دستیابی به تمدن اسلامی، بدون تولید اندیشه و دانش ممکن نیست و تولید علوم هماهنگ با دین، از ضرورت های اصلی جامعه به حساب می آید که از طریق «فلسفه» ممکن می شود. یک تفاوت این رویکرد با رویکرد علم مدرن غرب متأثر از مفاهیم فلسفی این است که در نظام علوم مدرن هرچند بتوانیم از دل فلسفه، منطق کل شناسی را بیرون بیاوریم که بتواند محور هماهنگی همة علوم باشد و امکان شناخت کل را برای ما فراهم کند، اما نمیتواند به علوم جهت دهد. ما از وجود خوبي احساس شادي ميكنيم، وقتي اينچنين وجود خوبي باشد دل آدمي شاد ميشود.

یکی از مهمترین ارکان در برندسازی خلق و تحکیم نقاط تماس با مشتری از طریق راه اندازی کمپین های ارتباطیست. این گفته که پیامبران ابراهیمی مهمترین این افراد بودند نیز جای بحث دارد. ممکن است در برخی موارد به قول بسیاری از مفسران (و از جمله اردشیر روتُنجی وادیا)، فلسفه وی از افلاطون جدایی نداشته باشد، اما واقعیت این است که روشی که وی به کار میگیرد، موقعیتهایی را برای وی (در مقام فیلسوف و رویکردهای او) به وجود آورده بود که مسلماً افلاطون نمیتوانسته آنها را دریابد تا به اهمیتشان پی ببرد.

بدون تكلف و بدون تظاهر، با تواضع فوقالعادهاي كه با صراحتي همراه بود كه گاهي اين صراحت در گفتار شايد خوشحال مان هم نكند و ناخوشايند تلقي شود. زیرا سقراط برای افلاطون جامع تمام فضایل بود. جهل ظلم است، حق با سقراط است، او جهل را ظلم ميداند. وي افزود: او از ميان ما نخستين كسي است كه تحقيق كرد كه فلسفه اروپايي چگونه به ايران آمد و اصلا اين مساله كه فكر چگونه به ايران آمده است.

وي در پايان تاكيد كرد: توجه دكتر مجتهدي به تجدد به معناي روشنفكري و منورالفكري رايج نبوده است چون در ايران ما روشنفكري جنبه شعارگونه يافته است كه دكتر مجتهدي با آن هيچ نسبتي نداشته است. وي در بخش ديگري از سخنان خود با بيان اينكه دكتر مجتهدي فهم ويژهاي از تجدد دارد، افزود: از نظر من مجتهدي تقابل سنت و تجدد را به صورتي كه بيان شده يا نميپذيرد يا اين تقابل را به اين صورت قبول ندارد بلكه تجدد و سنت را در انعكاس به يكديگر ميداند و در اين زمينه نيز مقالات زيادي دارد. فرهنگ در كلام ايشان جايگاه ويژهاي دارد شايد يكي از تكهكلامهاي ايشان، بحث «سطحي انديشي»، «ميدانم- ميدانمهاي كاذب» و «جهل مركب» بوده است.

اکنون وقت آن است تا کمی هم درباره نظریات سیاسی ارسطو و نحوه درک او از هستی اجتماعی (خصوصاً در مورد روابط گروههای متفاوت اجتماعی با «قدرت») صحبت کنیم. در مورد دكتر مجتهدي راحت ميتوانم حرف بزنم و هيچ شايبهاي هم در گفتارم نيست. عشق يادگيري براي انسان بزرگترين نعمتي است كه دارد و فقط همين را دارد، حق زندگي هم همان قدر براي ما مهم است و به همان اندازه نيز نبايد قبول كنيم كه چيزي مانع آموختن ما شود. يادگيري بايد دايم و توام با احساس فداكاري باشد، بايد اجازه فداكاري به انسانها داده شود به اين معنا كه در راهي كه هستند واقعا كار كنند و اين را ما متاسفانه كم داريم البته در افراد وجود دارد.

دیدگاهتان را بنویسید