معرفی و دانلود کتاب جادوی اخلاق خوب

و او را به راه خیر و شر هدایت نکردیم -تا راه خیر را بگزیند و راه شر را واگذارد؟ هر چه ما بیشتر گوش به فرمان وجدان باشیم، او بیشتر ما را مدد میرساند تا راه سعادت را بپیماییم و از انحراف و زشتی مصون بمانیم. اگر مال ندارید که در راه خدا احسان کنید؛ پس با گشادهرویی و خوشرویی با مردم رفتار کنید. گفتار و رفتار ما «آیینه شخصیت» ماست، بکوشیم هر چهروشنتر و شفافتر باشد. این مردان بزرگ، برای تحقق بخشیدن به اهداف الهی، با بهره مندی از حُسن خلق و شرح صدر، چنان با ملایمت و گشاده رویی با مردم رفتار می کردند که نه تنها هر انسان حقیقت جویی را به آسانی شیفته خود می ساختند و او را از زلال هدایت سیراب می کردند، بلکه گاهی دشمنان را نیز شرمنده و دگرگون می کردند.

فضايل و رذايل مربوط به رابطه انسان و خدا در اخلاق بندگي مشاهده مي گردد. اخلاق فردی ارزش های اخلاقی مربوط به حیات فردی انسان ها است و انسان را فارغ از رابطه با غیر در نظر می گیرد. یک دنیا پر از بغض های نشکفته. کودک بر اساس طبیعتی که دارد پسندها و انتخاب هایی خاص خود دارد که برای خود یک نظام ارزشی را تشکیل می دهد و چه بسیار که با نظام ارزشی محیط نمی سازد.

گاهی از این امور اختیاری به «هستی های مقدور» نیز یاد می شود. شخصی که در موقعیت های مختلف می تواند خونسردی خود را حفظ کند و متناسب با شرایط واکنش مناسبی از خود نشان دهد، به یک شخص کاریزماتیک تبدیل خواهد شد که اغلب افراد او را دوست دارند و برایش ارزش قائل می شوند. تحقیقاتى که دانشمندان غربى انجام داده اند، مربوط به رفتار و تأثیر عوامل گوناگون در آن مى شود. اخلاق در معناي عرفي يعني لايه اي از رفتار انسان که در رفتار او با ديگران پديدار مي شود.

در حقيقت، چگونه زيستن دو شعبه دارد: شعبه چگونه رفتار كردن و شعبه چگونه بودن. پس در همه حال انسان به معلمی الهی نیاز دارد؛ معلمی که در مرحله نخست انسان را به عقل و فطرت خویش متوجه سازد؛ چراکه این احتمال همواره وجود دارد که ابعادی از عقل و فطرت به فراموشی سپرده شوند و در مرحله بعد مجموعهای از مباحث اخلاقی را پی میریزد که چه بسا انسانها هرگز توجهی به آنها نداشتهاند. اگر خدا را از محوریت ارزشها کنار بزنیم، ناگزیر نفس انسان و تمایلات آن بر رفتارها و ارزشگذاریهای ما حاکم خواهد شد. همچنین در آن به ویژگیهای افراد دارای اخلاق حرفهای مانند احساس مسئولیت، برتریجویی و رقابتطلبی، صادق بودن، احترام و تکریم دیگران، رعایت ارزشها و هنجارهای اجتماعی، عدالت و انصاف، همدردی با دیگران و وفاداری اشاره شده است.

انسان دارای قابلیتهای ویژه اخلاقی است و قادر است در خلق اندیشههای خداپسندانه فداکاری کند. «خُلق»، صفتی نهادینه شده در درون انسان است؛ چه بسا کسى در نهاد خود، بخشنده باشد، اما بخشش نداشته باشد؛ زیرا مالی ندارد و یا براى بخشندگى او، باز دارنده اى وجود دارد و چه بسا کسى بخیل باشد، ولى بر خلاف میل و خلق خود، از روى ریا مالى را ببخشد. و انسان محروم از آنرا در انجام وظایف ناکام میداند و میفرماید:«کسی که سینهاش تنگ باشد، توان ادای حق -و انجام وظایف- را ندارد». غایت علم اخلاق رساندن انسان به کمال و سعادت جاودان و منزل مقصودی است که برای رسیدن به آن خلق شده است.

چنین انسانی را خوشاخلاق نمینامند، زیرا هر چند او علم و دانشی دارد، ملاکْ رفتارهایی است که در عمل پدیدار میشود. ۱۷. ↑ لغتنامه دهخدا، واژه «انضباط»؛ البته با توجه به اینکه وزن «انفعال» در علم صرف به معنای پذیرش اثر فعل است، انضباط به معنای «نظمپذیری» است. « انضباط » به معنای سامان گرفتن، نظم داشتن، ترتیب، درستی، آراستگی و عدم هرج و مرج به کار رفته است. اخلاق جدای از معنای اصطلاحی آن معنایی عرفی دارد که بدیهی است. قانونی را برای خویش برگزیده و به آن گردن نهاده است .

دغدغه اخلاق رشد و تعالی بشر است. خیر چون چوب یک موجود زنده بود و اگر بنا بود مسیر رشد و بالندگی خود را ادامه دهد آینده اش این نبود. منظور از اصول، عناوین بارز اخلاقی است که هر یک در موفقیت و سعادت مدیر و مجموعه تحت فرمان او، نقش کلیدی دارند و پایبندی به آنها ضروری است؛ چنانکه بیاعتنایی به هر یک، ارزش مدیر و مجموعه را در نظر دیگران کاهش داده، به آنها لطمه وارد میکند. تغافل و چشمپوشی از این جهت موجب جذب و سازندگی کارگزاران میگردد که آبرو و کرامت آنها را حفظ میکند و حریمی را که میان مدیر و زیر دست وجود دارد نگه میدارد.

انسانها به سبب فطرت خود گرایش به مسائل اخلاقی دارند که سبب اشتراکاتی شده؛ اما آموزههای وحیانی گرایشهای انسانی را بر محور خداوند و رضای او تنظیم میکند و در همین راستا به تأسیس بعضی از مبانی اخلاق میپردازد و در مقابل تفکر اومانیستی دنیای غرب، اخلاق را بر محور نفسانیات انسان تنظیم میکنند که این موضوع سبب اختلافهای زیادی در اخلاق در این دو حوزه شده است. موضوع گزاره اخلاقی امری اختیاری است. شکل اصلی این گزاره چنین است؛ عدالت بایسته است.

در واقع مجموعه گزاره های اخلاقی نظام مطلوبیت ها و قله نهایی حرکت انسان را مشخص می گرداند. می توان گفت که بسیاری از بیماری های روحی و روانی انسان به خاطر داشتن خلق و خوی بد و نامناسب است. تمام فضاهاي اخلاقي که براي يک انسان ممکن است پيش بيايد در دين اسلام بيان شده و از غناي بسيار عجيبي برخوردار است به حدي که هيچ دين و آئيني اين غنا را ندارد حتي دين مسيحيت که معروف به دين محبت است در بسياري از مسائل اخلاقي هيچ راهکار و دستورالعملي ندارد. هيچ دين و آئيني مانند اسلام و خصوصا شيعه از لحاظ آموزه هاي اخلاقي از غنا برخوردار نيست.

هیچ دین و آئینی مانند اسلام و خصوصا شیعه از لحاظ آموزه های اخلاقی از غنا برخوردار نیست. اخلاق و تربیت، بشر را در تمام ساحت های وجودی، زیبا و ستودنی می خواهد. میتونه از طریق روش های بزرگ (صدقه دادن به خیریه) و روش های کوچک (سرو قهوه برای دیگران) انجام بشه، این افراد خوشحال هستن که اموال شون رو به اشتراک میزارن. 1-شوخی میکنن اما به دیگران توهین نمیکنن. خوشنویسی گرچه برای هنرمندِ خطاط آسان است اما به اندازه خود، توان و همتی میطلبد.

فضائل اخلاقي مطلق است و همه آن را مي پسندند. به طور كلي اسلام براي تمامي ارتباطات آدمي، برنامه اخلاقي ارائه كرده است و اين نمونه اي از جهان بيني اخلاقي است. در کتاب مقدس- مخصوصا در امثال سليمان- مسائل اخلاقي زيادي مطرح شده اما همه اين ها در مقابل درياي روايات و آيات اخلاقي اسلام هيچ است. در کتاب مقدس- مخصوصا در امثال سلیمان- مسائل اخلاقی زیادی مطرح شده اما همه این ها در مقابل دریای روایات و آیات اخلاقی اسلام هیچ است. در حدیثی از امام کاظم علیه السلام آمده است: «اِیّاکَ وَ الْمِزاحَ فَاِنَّهُ یَذْهَبُ بِنُورِ ایمانِکَ؛ از شوخی بپرهیز که نور ایمان را از دلت می برد.» کلام آخر اینکه زیاده روی در مزاح، شخصیت آدمی را خدشه دار می کند.

میل جنسی مردها بیشتر از زنان است و زودتر از زنان تحریک جنسی می شوند ولی تحریک جنسی در زنان نیاز به مراحل پیچیده تری دارد . اختلاف دیگر میل جنسی در زنان و مردان به نوع محرکها مربوط است که مردها بیشتر به محرکهای روحی حساسند ولی زنها عمدتا به تحریکهای عملی و ناز و نوازش همسر – معاشقه و تحریک دستگاه تناسلی- بیشتر جواب می دهند. عموماً منظور از اخلاق اسلامی بیشتر این بخش است. هنگام شوخی، نباید سخنان زشت و دور از اخلاق اسلامی بر زبان انسان جاری شود؛ زیرا به تعبیر امام علی علیه السلام : «سُنَّهُ للِّئامِ قُبْحُ الْکَلامِ؛ زشت گویی، شیوه فرومایگان است».

در اثر تکرار این کارها و اعمال ظاهری، در درون انسان حالات و صفاتی به وجود می آید؛ این حالات و صفات را اخلاق می گویند. به همین دلیل است که تقریبا در تمام شاخههای مهم جریان روشنفکری دینی در ایران پس از انقلاب مساله حقوق بشر تبدیل به مساله ای مهم و محوری شده است. «وجدان»، آدمی را پس از انجام کار، مورد بازخواست قرار میدهد تا سره را از ناسره بازشناسد، بر کارهای نیکو بیفزاید و از زشتیها دست شوید و منظور از « وجدان کاری »، در کوتاهترین و زیباترین کلام، خوب و دقیق و کامل انجام دادن کار است.

انسان پس از این که چشم به جهان می گشاید به تدریج با نظام ارزشی ای که پیرامون او قرار دارد آشنا می شود؛ نزد اطرافیان او اموری پسندیده و اموری ناپسند شمرده می شوند. آیا برای انسان، دو چشم، زبان و دو لب قرار ندادیم؟ زبان امروز دنیا زبان اخلاق است. أحسن خلقك للناس؛ از حضرت معاذ بن جبل روایت است كه آخرین وصیت آن حضرت هنگامی كه پا در ركاب اسب گذاشته بودم این بود كه اخلاق خود را برای مردم نیك بگردان.

این دین در تمام ابعاد زندگی بشر با برنامه ای کامل وارد شده است. وقتی به منابع اسلامی از قبیل قرآن، روایات و ادعیه مراجعه می کنیم در جای جای این منابع، قطعه ای از این برنامه اخلاقی را ملاحظه می نماییم. در این قسم جای دارد. هر یک از اعضای خانواده باید به یکدیگر اعتماد داشته باشند و اجازه ندهند که جو بدبینی وب ی اعتمادی بر زندگی آنان سایه افکند ،گر چه مراقبت ،دلسوزی ،خیر خواهی در حد معمول ، مقبول و پسندیده است ولی نباید به مرز بدبینی و عدم اعتماد به نفس برسد در این صورت به آرامش و صمیمیت که لازمه زندگی مشترک است لطمه می زند.

دیدگاهتان را بنویسید