مطالعه و تأملی بر رویکرد آلبر کامو به معنای زندگی

آیت الله کاظم صدیقی در مورد فلسفه ماه مبارک رمضان می گوید: فلسفه ماه مبارک رمضان این است که خدای متعال خواسته در این یک ماه آن آینهای که در وجود ما قرار داده است و این تعلقّات مادّی آن آینه را غبار آلود کرده است، دل خدا نما نیست، امام زمان نما نیست، وحی نما نیست، حق نما نیست. گرچه گاهی استدلال میشود که فلسفه فعالیتی مناسب برای مسلمانان نیست، چون که آنها از قبل هدایتی کامل به سوی عمل و علم در قرآن دارند، اما دلایل خوبی وجود دارد که فکر کنیم فلسفه اسلامی ذاتا به دلائل دینی قابل ایراد نیست.

منطق را علم میدانند و تعریف آن را به این ترتیب به دست دادهاند که «منطق به مثابهی یکی از شاخههای علوم انسانی وظیفهای ندارد جز کشف حقیقت و مصون نگاه داشتن ذهن آدمی از خطا». در این بخش اخلاق و فقه و سیاست و امثال اینها جا دارند که در گذشته با یک پسوند یا پیشوند از آنها به نام فلسفه یاد میکردند؛ چون تدبیر منزل و سیاست مُدُن که از شاخههای حکمت عملی به شمار میآوردند. احکام فراوانی در فقه و حقوق به مبانی متّخذ از این منابع معرفتی متکی است؛ نظیر عقلی یا نقلی بودن برائت یا حجیت خبر واحد.

با این بیان، نظم اصول فقه ما به این صورت در میآید که دین، منبع هستی شناختی دارد و کلام و فلسفه عهدهدار تحقیق از آن است، نه فقه و اصول فقه. فلسفه اسلامی با اخذ این عنوان، بر همه علومی که زیر مجموعه حکمت عملی و حکمت نظری بودند، سایه افکند، یعنی هم شعبههای فرعی حکمت نظری مثل تجربیات و علوم طبیعی و ریاضیات با شعبههای گستردهاش تحت اشراف فلسفه اسلامی بود و هم شعبههای فرعی حکمت عملی مثل اخلاقیات، تدبیر منزل و سیاست مُدُن؛ برای نمونه، مرحوم فارابی با آن الاهیات موسیقی را تنظیم کرده است، نه یک موسیقی لهو و لعبی را؛ یا مرحوم بوعلی، طبیعات، ریاضیات و اخلاقیات را تحت اشراف الاهیاتش تدوین کرده است.

یعنی گویی این خصلت میانرشتهای هم که ویژگی دنیای جدید است در فیلسوفها بیشتر وجود دارد. من یک جمله در خصوص سؤال قبلیتان عرض کنم و بعد به این پرسش شما پاسخ میدهم. با این وجود، همین که فلسفه بیشتر تثبیت یافت، موفق شد ارتباط خود را با دین به طور کلی قطع کند، همانطوری که ما میتوانیم از فارابی به بعد ببینیم. معرفت شناسی فلسفه الاهی هم تجریدی و هم تجربی است؛ اما وقتی فلسفه از آن صبغة الاهی بیبهره شد و بر اساس «لَنْ نُؤْمِنَ لَکَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً » (بقره(2)،55) معرفتشناسیاش فقط تجربی شد، محصول آن فلسفه الحادی است که رهاورد و بازده آن نیز متفاوت با رهاوردها و بازده فلسفه الاهی است؛ برای مثال، در فلسفه علم الحادی تعمیم آزمایشهای طبی از موش به انسان، امری پیش پا افتاده است؛زیرا از دیدگاه چنان فلسفهای انسان و موش هر دو حیوانند.

مهمترین مسئله ای که اسپینو زا در صدد حل آن است مسئله دو گانگی ماده و روح است. مهمترین اثر او اخلاق نام دارد و او در این اثر، افکار فلسفی، الهی و اخلاقی اش را به صورت قضایای هندسی اثبات می کند. همان گونه در رأی پیشینیان برای اثبات حدوث عالم، متغیر حد وسط میتواند باشد، (عالم متغیر است، هر متغیری، حادث است؛ پس عالم حادث است). برای تحقق تمدن اسلامی و اقامه دین در جامعه و زندگی بشر و در واقع تحقق کارآمدی دین، از «فلسفه شدن» صحبت می شود، در این رابطه جریان و امتداد فلسفه اسلامی در حوزه اجتماعی و عینیات مورد بحث و مفهوم آن مورد مداقه قرار می گیرد.

زوال فلسفه مشایی در دنیای اسلام به مفهوم زوال فلسفه به معنی دقیق کلمه نبود، که به شکوفائی خود ادامه داد و به صور دیگر بسط و گسترش یافت. علاوه بر نفوذ بسیاری از ترجمههای متون یونانی، انتقال متون ادبیات هندی و فارسی نیز به عربی مهم بود، که بیتردید در گسترش فلسفه اسلامی تاثیر داشت. در بررسی متون دین اسلام، اهداف ازدواج به دو دسته تقسیم میشوند: اهداف مستقیم و بدون واسطه و اهداف غیرمستقیم و با واسطه. شاخه مهم دیگری از فلسفه تاریخ قاره ای، علم هرمنوتیک ـ علم تفسیر متون ـ را در تفسیر تاریخ سرلوحه کار خود قرار داده است.

استاد عزیزمان گفتند و من هم استفاده کردم و برخی دیگر که شاید به ذهن اساتید دیگر هم برسد و خود ما هم شاید اگر بیشتر صحبت کنیم، برخی از این موارد اعلام شود؛ لذا به نظرم اگر حذف شود به جهت ساختار فعلی حوزه تولید علم آسیب خواهد دید و لکن برای تقویت کار که تولید علم بهتر صورت بگیرد تقویت همین سیستم موجود یعنی پایاننامهها و رفع نقایص باید باشد. ملاک تحصیل یقین است و اگر نقل از هر سه حیث سند، جهت صدور و دلالت، قطعی بود، به نظر ملاصدرا میتواند حد وسط قرار گیرد.

آن که سابق بود مبشر لاحق هست و آن که لاحق بود، مصدّق سابق است. کلام مجسمه، کلام اشعری جبری، کلام معتزلی مفوضه، کلام اباضیه و دیگران؛ ولی در مقابل، فلسفه ابطالگر تجسیم، تشبیه، جبر و تفویض است و موافق اهل بیت سخن میگوید. فلسفه در کاملترین معنی خود در قرن سوم هجری شروع شد. میدانید درس اسفار ایشان به دستور تعطیل گردید و ایشان مجبور شد شفا تدریس کند. سطح مهارتی را مفصل بحث کردیم، در سطح محتوایی باید دو عنصر اساسی دیده شود؛ یکی توانمندی شخص ناظر به موضوعی است که میخواهد کار کند و دوم علاقهمندی نسبت به آن موضوع هست.

حتی مهمتر از آن، معیار اعتباری بود که فیلسوفان به کار میبردند. وی گفت: پس حجاب و عفاف مختص زن و مرد است و مردان هم باید پاکدامنی و عفت را پیشه زندگی خود کنند و در همین سوره وقتی خداوند مومنات را خطاب قرار میدهد به ویژگیها و خصوصیات بارزتری اشاره میکند آن هم به دلیل آفرینشی است که در وجود زن قرار دارد و با توجه به شرایط فیزیکی جسم زنان، آنها وظایف مهمتری بر عهده دارند و نباید در هر جا و هر مکانی زینت خود را آشکار کنند مگر آن مقدار که مجاز هستند.

برای مثال، بحثهای داغی در مورد پذیرش زبان تشبیه برای توصیف خداوند و نقش اختیار و تقدیر در زندگی انسانها رواج یافت. مطمئنا نه، چون بخش عمدهای از فلسفه اسلامی، شاید اکثر آن، به زبانهای دیگر نوشته شده است، بهخصوص به زبان فارسی. بخش عظیمی از مسائل کلام باید به عنوان حکمت طبقهبندی شود، همانطور که بخش مهمی از موضوعات عرفان یا تصوف در این مقوله قرار میگیرد. به عنوان مثال مردان و زنان از یک ذات و گوهر آفریده شدهاند، هر دو دارای حقوق اجتماعی مشابه نظیر تحصیل، آزادی، بیان و… بعد فرمود زنان يهودي كه زناكار شدند بدان جهت بود كه شوهرانشان كثيف بودند و مورد رغبت واقع نمي شدند .

دیدگاهتان را بنویسید