فلسفه چیست و فیلسوف کدام است؟

اشپنگلر و توین بی تاریخ را همچون روند یگانهای تصویر کردهاند که تمدنها بر بستر آن از مراحل جوانی، پختگی و کهولت میگذرند. آیا آنها خدایانی جز خدا اتخاذ کردهاند؟ از دیدگاه اسلام، وجود فرزند صالح برای پدر و مادر یک عمل صالح شمرده میشود و در سعادت دنیا و آخرت آنها مؤثر است به همین جهت، معصومان تولید و تکثیر نسل را از اهداف ازدواج خواندهاند. حوزه برنامهای دارد، مثل برنامهی یک دانشگاه بزرگ. همه باید تلاش کنند؛ مدیریّت حوزه و اساتید فلسفه هم باید تلاش کنند. افراد بنشینند نظرات و حرفها و استدلالهای خود را بگویند؛ اساتید فرصت پیدا کنند و بیایند شاگردان فلسفی خود را ببینند؛ ببینند اینهایی که طبقهی دوم آنها هستند، چه کسانیاند.

سقراط و افلاطون و ارسطو این سه غول فلسفه یونان میکوشند با رفتن به حریم حکمت (Philosophia به معنای تحت اللفظی دوستدار دانش) تا مرحله علم الیقین و «عین الیقین» بالا روند که چه کنند؟ مانند بالا و پایین، پدر و فرزند و … مانند دابه که در اصل به معنی هر جنبندهای بوده و بعدها توسط مردم به معنی چارپایان به کار رفته است. کامو نيز معتقد بود پرسش از خودکشی اساسیترین پرسش فلسفی است.

یاد آور میشویم که این مفاهیم ثلاثه معنای واقعی اله نیست؛ بلکه از لوازم معنای واقعی آن بشمار میرود و حق این است که اله به معنای خدا است. آن فلسفه است که انسان را وادار میکند هفت سفر پیاده به حج برود و به همهی زخارف دنیوی بیاعتنایی کند. به امید روزی که پاسخ همه نادانسته های بشر ظهور کند. کاربرد اجمالی نیز گرچه مطلوب است اما کافی نیست چون امتداد حداکثری فلسفه را بصورت هماهنگ در همه علوم تضمین نمی کند. هیچ انسانی به تنهایی کامل نیست و پیوسته در جهت جبران کمبود خویش تلاش میکند.

بنابراین تصرف در حوزه قلب و روح کافران و معاندان، اصلی ترین رویکرد مواجهه و محاجّه است و اگر پای استدلال و برهانی هم در میان است اولاً مانند دیگر ابزار در جهت همین تصرف قلبی و روحی است، ثانیاً این استدلال و برهان در دامن دین قرار دارد و نه عقل مستقل! اینکه علت وجود حکم حجاب در میان ادیان و قومیت ها چیست، برخی دلیل هایی را ذکر کرده اند و با مخدوش کردن این ادله، خواسته اند تا این حکم را مردود بداند، که در این گفتار قصد بیان این ادله و بررسی و ارزیابی آنها را داریم تا در نهایت به دلیل و فلسفه ی اصلی وجود حکم حجاب در اسلام با توجه به آیات و روایات برسیم.

این مسئله نکته دیگری را مطرح میکند و آن اینکه «تاریخ» تا حدی به «آنچه رخ داده است» وابسته است و تا حدی به «آنچه مورد علاقه ماست.» این نکته عینیت قضاوت در مورد گذشته را طرد نمیکند. در مقدمه کتاب، نگارنده با این لحن صریح و بی پروا در انتقاد به فلسفه نمایی های معاصر به پیشواز تألیف ارزنده خود می رود: «سؤال از فلسفه و هدف حیات از نظر تاریخی مساوی با تاریخ هشیاری آدمیان است. پس از مهدی عباسی، هارون عباسی روی کار آمد. پس هدف قانون از طریق پرداختن به موضوعاتى همچون زن، فرزند، تربیت، خوشى ها و لذات نکوهیده و ستودنى، درآمد مردم، پاسداران، مذهب دین و خدایان و موضوعات دیگر، ایجاد فضایل انسانى یعنى شجاعت، دانایى، خویشتن دارى و عدالت است.

در حالی که کیهان شناسی درباره اجرام سماوی و پدیده ها صحبت می کند که شامل ستاره ها، کهکشان ها، انفجارهای اشعه گاما و غیره می شود. اینها خسارت است؛ ما نباید بگذاریم این کار ادامه پیدا کند. زمانی که تفکّرات مارکسیستی در ایران خیلی رواج داشت، یکی از قلمهای عمدهی تبلیغاتىِ کمونیستها کوبیدن منطق ارسطویی و منطق شکلی بود که در مقابلِ منطق دیالکتیک فحش محسوب میشد؛ میگفتند اینها طرفدار منطق ارسطوییاند! ح- اسلام در حالیکه اهداف ممدوح ازدواج را بیان کرده و انسانها را به آنها ترغیب مینماید، اهداف مذموم و ناشایست ازدواج را نیز بیان و انسانها را از اینگونه ازدواجها بر حذر میدارد.

بیشتر آرای ملاصدرا، هرچند با زبان خاص او بیان شده اند، از فیلسوفان پیش از او اخذ شده اند. اما شکی نیست که بخش مهمی از نی نامه درباره اندیشه عاشقی در غریبستان است. خدا هرگز فرزندی برای خود اتخاذ نکرد و خدای دیگر با او نیست. زیبایینژاد، 1382: ص315) ازدواج که یکی از این شعائر میباشد، از این قاعده خارج نیست. کمتر کسی است که زمانی خود را با این سؤال مهم که معنا و هدف از زندگی چیست روبهرو ندیده باشد. اگر گفته شود کافر دعوت شما را نمی پذیرد و تفاهم واقع نمیشود میگوییم همینطور ممکن است برهان فلاسفه را نپذیرد کما اینکه معجزات را نمی پذیرفتند و البته بعید میدانم تابحال کافری با فلسفه مسلمان شده باشد!

روشن است که تا محدوده مقایسه معین نشود یا مقایسهای اصلاً صورت نمیپذیرد و اگر هم ممکن گردد، ثمره علمی در پی نخواهد داشت و به جواب سؤالات و حل مشکل منتهی نخواهد شد. شما بیایید این امتداد را تأمین کنید، و این ممکن است؛ کمااینکه خود توحید یک مبنای فلسفی و یک اندیشه است؛ اما شما ببینید این توحید یک امتداد اجتماعی و سیاسی دارد. فلسفههای غربی برای همهی مسائل زندگی مردم، کم و بیش تکلیفی معیّن میکند: سیستم اجتماعی را معیّن میکند، سیستم سیاسی را معیّن میکند، وضع حکومت را معیّن میکند، کیفیت تعامل مردم با همدیگر را معیّن میکند؛ اما فلسفهی ما بهطور کلّی در زمینهی ذهنیّاتِ مجرّد باقی میماند و امتداد پیدا نمیکند.

خواستند برای فلسفهی اسلامی رقیب درست کنند؛ لذا فلسفههای غربی را آوردند و ترجمه و ترویج کردند. فلسفه برای نزدیک شدن به خدا و پیدا کردن یک معرفتِ درست از حقایق عالم وجود است؛ لذا بهترین فلاسفهی ما – مثل ابنسینا و ملاّ صدرا – عارف هم بودهاند. فلسفه در پی یافتن تصویری کلی از عالم است و بر حسب نتایجی که می گیرد، این تصویر را رسم می کند. سابقاً «ملاّ اسماعیل خواجویی» در اصفهان – که جزو تلامذهی به واسطهی ملاّ صدرا بوده – با آن مقام علمی و عظمت، جرأت نمیکرده فلسفه تدریس کند.

اگر در میان مجموعه افرادی که در این دانشگاه بزرگ و با همین برنامهی بزرگ مشغول تحصیل و تدریسند، جمعی بیایند و یک کار مستقل علمی را دنبال کنند، این با برنامهی کلّی دانشگاه سازگار است. آیا مولانا جلالالدین بلخی یک پلورالیست دینی است؟ ۶ منطق فهم قرآن هدف این تحقیق تاسیس تفصیلی دانش روش تفسیر قرآن براساس «نظریهی ابتنا» (به عنوان یکی از روششناسیهای منبعمحور) است. ده پرسش فلسفی دربارهی فلسفهی دین با دویست فیلسوف دین معاصر در میان نهاده شده پس از طبقهبندی وتحلیل این نظرات تدوین و به چهار زبان منتشر خواهد شد.

0 دیدگاه دربارهٔ «فلسفه چیست و فیلسوف کدام است؟;

دیدگاهتان را بنویسید