فلسفه چیست ؟

دوم اینکه، فیلسوفان مدرن علاقه خاصی به بحث از ارتباط آگاهی با موجودات و رخدادهایی دارند که دانش مدرن آنها را کشف کرده است؛ اموری مانند یاختههای عصبی و سیناپسها در مغز؛ اما دغدغه افلاطون، توجه به مسائل و مباحث متافیزیکی خاصی مانند ارتباط مُثل با جزئیات عالم محسوس میباشد. در این جستار درپی واکاوی تبیین و مقایسه دیدگاههای ارسطو و ابنسینا درباره ماهیت نفس و بررسی پیامدهای آن در بحث از حیات پس از مرگ هستیم. ازسویدیگر، فلاسفه اسلامی اصل تعریف ارسطو را پذیرفتهاند؛ اما برای اینکه در تبیین حیات اخروی و اثبات آن دچار مشکل نشوند، در جزئیات دیدگاه وی درباره جایگاه نفس و بدن و ارتباط میان آن دو چندان با وی موافق نیستند.

اگر هم دیدگاه ارسطو را میپذیرفتند، در اثبات حیات اخروی دچار مشکل میشدند. ازسویدیگر، ابنسینا برای برون رفتن از چالشی که ارسطو در آن گرفتار شده، با تفکیک حیث ذاتی و حیث فعلی نفس تلاش میکند در تبیین حیات پس از مرگ، با تناقض پیش روی ارسطو مواجه نشود. ما این مسائل را از وحی هم می گیریم و در فلسفه روی اینها فکر می کنیم و برای اثبات آنها تلاش می کنیم. تلاش بر اين بوده است تا درباره هر كدام از فيلسوفان شاخص با ذكر توضيح اجمالی از زندگی و آثار اصلی و تأثيرگذار و نيز شرح مختصری از ايدههای كليدی و اصلی آنان، تصويری كلی در ذهن خواننده نمايان كند.

كتاب حاضر مروری اجمالی بر سير تفكر فلسفی دو هزار و پانصد ساله بشر است؛ نمايشی مجمل از پديدآورندگان فلسفه در طول تاريخ كه انديشه فلسفی بشری را تا زمان حاضر جان بخشيدند و برای حفظ حكمت و دانش به مبارزه با اصحاب جهل و نادانی برخاستند. بخش دوم به بررسی سير اجمالی فلسفه اسلامی اختصاص دارد؛ فلسفهای كه هر چند منشأ آن از يونان بود، اما در بستر فرهنگ اسلامی و جريانات فكری مسلمانان به حركتی پويا و خلاقانه با هويتی مستقل، ضمن تكثر در مكاتب در معنای عام به فلسفه اسلامی تبديل شد.

با وجود اختصار و اجمال مطالب سعی شده است پيوستگی و انسجام سير تحولات فلسفه لحاظ شود و در سايه نمايش تأثير و تأثر فلاسفه از يكديگر، رشته متصل انديشه فلسفی بشر در گستره تاريخ، برای خواننده بازتابانده شود. در نهایت اینکه، افلاطون در برخی محاورات خود، مانند گرگیاس، جمهوری و فایدروس از باور به تناسخ نفوس سخن میگوید و اسطورههایی را مطرح میکند که در آنها وضعیت آدمی قبل از تولد و پس از مرگ به تصویر کشیده شده است.

ريشه ديگري كه براي پيدا شدن حجاب ذكر كرده اند و جنبه اخلاقي دارد در اينجا نيز مانند نظريه ي سابق علت پيدا آمدن حجاب را تسلط مرد و اسارت زن معرفي كرده اند، با اين فرق كه در اينجا براي تسلط جويي مرد به جاي ريشه ي اقتصادي ريشه ي اخلاقي ذكر شده است، گفته اند علت ديگر اينكه مرد زن را بدين شكل اسير نگه مي دارد حس خودپرستي و حسادت وي نسبت به مردان ديگر است.

بههمین ترتیب، واژگانی مانند «reason»، «intelligence» و «spirit» نیز ترجمان نادقیقی از واژگان افلاطونی «logos»، «thumos» و «nous» هستند که معادل معنایی دقیقی در اصطلاحشناسی فلسفی مدرن ندارند. بدون شک «soul» نیز ترجمه دقیقی از پسوخه نیست؛ اما بهلحاظ معنایی به آن نزدیکتر است؛ چراکه نسبت به «mind» چندان اصطلاحی فلسفی تلقی نمیشود. واژه یونانی «پسوخه» که در آثار افلاطون مشاهده میشود، معمولاً در زبان انگلیسی به «soul» ترجمه میشود که ازلحاظ معنایی، ارتباط نزدیکی با واژه «mind» دارد (Benson, 2006: 278) افلاطون در محاوراتش مباحثی درباره نفس مطرح میکند که از جهاتی شبیه به پژوهشهای فیلسوفان مدرن ذیل عنوان «فلسفه ذهن» است؛ اما تلقی افلاطون و فیلسوفان مدرن از نفس متفاوت است؛ نخست اینکه واژگانی را که افلاطون مطرح میکند، مشکلات ترجمهای مختلفی برای فیلسوفان مدرن بهوجود آورده است؛ برای نمونه، همین واژه پسوخه دقیقاً همان معنایی را نمیرساند که فیلسوفان مدرن از واژه «mind» قصد میکنند.

ازنظر افلاطون، هر موجود زندهای حتی گیاهان نیز دارای پسوخه هستند؛ (Plato, 1997 b: 1277) درحالیکه فیلسوفان مدرن چندان با این دیدگاه موافق نیستند. و یا مثلا هدف علم ریاضیات، کشف روابط میان اعداد است و چون عدد، موضوعی عقلی و انتزاعی است و مابه ازائی در خارج ندارد، روش این علم نیز متناسب با هدف و موضوع آن، روش عقلانی و محاسبه و تفکر است. سارتر در نوشتههای نخستینش دیدگاهی منفی نسبت به روابط عاطفی داشت، اما در کارهای آخر نگاهش تا حدودی مثبتتر است.

در اين بخش از كتاب، فلاسفه اسلامی با توجه به مشارب و مكاتب آنها از آغاز تكوين تا زمان حاضر، مورد بررسی قرار گرفتهاند. اما از منظر فلاسفه اسلامی نظیر ابن سینا و مخصوصاً ملاصدرا,صیرورت و شُدن فقط در انسان رخ می دهد. اما اگر از منظر صدرا به مفهوم خدا نگاه کنیم ,این گونه به نظر نمی رسد.آنچه برای صدرا مهم است,اصالت وجود می باشد. در انتهای دیالوگ و نزدیک طلوع آفتاب، ویویان و سیسیل بیرون می روند و ویویان با اشاره به زمان گرگ و میش می گوید مهم ترین کاربرد این لحظه تصویری است که شاعران از آن پدید می آورند.

مسئله حجاب و حدود آن در اسلام توسط فقهاء که کارشناسان تفسیر متون دینی و استخراج احکام شرعی از آنها هستند بیان شده است. ازآنجاکه هریک از دیدگاههای ارسطو و ابنسینا درباره ماهیت نفس تا اندازهای متأثر از دیدگاه افلاطون درباره نفس است، در ادامه ابتدا نگاهی اجمالی به ماهیت و تعریف نفس ازنظر افلاطون خواهیم انداخت و سپس بهتفصیل از دیدگاههای ارسطو و ابنسینا در این بحث و نتایج این دیدگاهها در مسئله زندگی پس از مرگ سخن خواهیم گفت. او با این تمایز، مسئله حیات اخروی را اینگونه حل میکند که آن جوهر که از عالم امر است، در عالم امر میماند و دیگری در همان عالم خلق مانده، به خاک میرود؛ اما ازنظر ابنسینا، کمالی که ارسطو در تعریف نفس بدان اشاره میکند، صورت نیست.

چنانکه اشاره شد، نکته مهم در نفسشناسی ارسطو، دیدگاه خاص او درباره ترکیب یا ارتباط نفس و بدن با یکدیگر است. اولی بدن است و دومی روح. بهنظر ژیلسون، ابنسینا با ارائه تبیینی برگرفته از دیدگاههای افلاطون و ارسطو، برای این مشکل چارهجویی کرد؛ زیرا اینکه وی میگوید نفس در مقام ذات مفارق است، سخنی افلاطونی است و اینکه میگوید نفس در مقام فعل متعلق به بدن است، سخنی ارسطویی است. قرائتی، مجموعه فیش های تبلیغی 3، ص4) حجاب، درآیین مقدس حضرت ابراهیم و حضرت نوح ( علیه السلام) حائز اهمیّت بوده است.

اگر توانسته باشید کتابهایی که در این نوشتار به عنوان کتاب های مقدماتی فلسفه معرفی شدند را به خوبی مطالعه کنید نوبت به مطالعهی دو کتاب تاریخ فلسفهی بزرگ میرسد. نظریه های او ممکن است خطا باشند، اما روح عقل گرایی سرسختانه ای که او وارد حوزه همه مسائل گوناگون مورد بحثش کرده، تعجّب برانگیز و قابل تحسین است. یک مشکلی در روند وجود دارد، بعضاً طلبه میآید و موضوعی میدهد و آشنا نیست و به هر دلیلی موضوع او رد میشود. یکی از فیلسوفان و اندیشمندانی که در آثار و کتب اندیشمندان فلسفه اسلامی مورد توجه قرار گرفته و رویکردها و نظریات او مورد نقادی فیلسوفان مسلمان واقع شده است، ارسطو، اندیشمند یونان باستان می باشد.

اندیشه ها و دیدگاه فلسفی، اخلاقی و سیاسی ارسطو بسیار مورد توجه فیلسوفان مسلمان بوده است، تا جایی که در کتب و آثار این اندیشمندان، ردپای نظریات ارسطو دیده می شود. ارسطو در «طبیعیات» چهار علت مادی، صوری، فاعلی و غایی را به عنوان علل نخستین برشمرده و در کتاب اول متافیزیک (آلفای بزرگ) نظریات پیشینیان را مورد بررسی قرار داده است؛ زیرا می خواهد تحوّل نظریه علل چهارگانه را بررسی کند و ببیند که آیا آن ها علاوه بر چهار علتی که وی در کتاب فیزیکش برشمرد، نوع دیگری از علت را مورد بحث قرار داده اند یا نه؟

دیدگاهتان را بنویسید