فلسفه حجاب چیست؟

به حوزه عرض میکنم که ما در حوزه اگر پایاننامه را داریم که داریم، بایستی – من این را خدمت عزیزان هم عرض کردم – واحد آموزشی تحت عنوان اصول و مهارتهای پایاننامهنویسی داشته باشیم؛ یعنی وقتی پایاننامه را در حوزه داریم باید به این طلبه آموزش دهیم. الان میگویید من دنبال حقیقتم. یک موقع میگویید گربه سفید است. یک زمانی میگویید گربه هست. اما یک موقع است شما میخواهید این فنجان را بماهو فنجان یعنی آنچنان که خودش هست بشناسید بدون هیچ هدف و مقصود و فایدهای. او تنها بواسطه اطاعت و امتثال اوامر و دساتیر خداوند این کار را نمی کند و به امساک روزه خویش ادامه داده و آن را نقض نمی نماید و امر و دستور خدای بزرگ خویش را اطاعت کرده و از آن سرباز نمی زند که این خود برای انسان مومن درس عظیم دیگری است که با مشق و تمرین روزه می تواند آنرا بیاموزد و اگر احیانا کدام روزی در سنگر جهاد و مبارزه با دشمن واقعی هم قرار گیرد استقامت و پایداری کرده، سنگر را برای دشمن رها نمی کند و با همه زحمات و سختی های جنگ، از خود ایثار و پایداری نشان می دهد.

حسینی کوهستانی افزود: با توجه به اینکه همه دستورات الهی دارای حکمت و فلسفه ای است قطعا با تشریح عفاف و حجاب و بیان نمودن بعد فلسفی و حکمت آن می توانیم زنان و دختران خود را به حجاب جذب نماییم. ↑ میراث فلسفی ما. البته ما همان وقت مقلّد آقای «بروجردی» بودیم و الان هم با چشم تجلیل و تعظیم به ایشان نگاه میکنیم؛ اما بالاخره هرچه بود، نتیجهاش این شد.

در سال 1631 او به همراه یک پزشک و کیمیاگر «اتین دو ویلبرسیو» (Étienne de Villebressieu) که منجلیق، پل متحرک و برانکارد با چرخ متحرک را اختراع کرده بود، از دانمارک دیدن کرد. مترجم انگلیسی ترجمه کرده what is called thinking، ترجمه نکرده what is thinking. پرسش را از روش پدیدارشناسانه آغاز کرده. گفتم که ارسطو در کتاب مهمش که به نام متافیزیک شناخته میشود ولی در اصل خود ارسطو عنوانش را پروته فیلوسوفیا یعنی فلسفه نخستین گذاشته. به مجموعه این صفات که باعث میشود تا فردی را بزرگ منش و نیک بنامیم فضایل اخلاقی میگوییم.

9. این موضوع مربوط به جهان شناسی ملاصدراست که ترتیب صدور عالم از ذات خداوند را بیان می کند. اگر خداوند فیض خود را قطع کند، جهان از میان خواهد رفت. بر عکس وظیفه بسیار مهمی به عهده دارد:طرح عامترین مسائل، بررسی کلیترین روابط بین اشیاء و پدیدهها و روندها، کشف عامترین قانونهای جهان هستی، اعم از طبیعت و جامعه و تفکر، این است وظیفه فلسفه از جانب دیگر به همین علت که فلسفه به عامترین قانون مندیها و روابط نظر دارد آن چنان علمی است که نسبت به علوم دیگر در حکم اسلوب عام آنهاست.

یعنی آن چیزی که تفکر میخوانند و بهش تفکر میگویند چیست. تقوا از وقایه به معنای سفر است؛ به معنای محافظت است، یعنی یک پوششی در اطراف وجودتان به وجود بیاید که این پوشش شما را از انحراف به گناه حفظ کند؛ یعنی در داخل وجودتان یک نیرو احساس کنید که هر جاگناه پیش میآید، دست شما را بگیرد و شما را عقب بکشد و نگذارد به طرف گناه بروید.این را تقوا میگویند. ما نخواستیم که شما بیجهت گرسنه و تشنه باشید و رنج بکشید، نه؛ گفتیم شما متقی باشید، یعنی، شب عید فطر که – ان شاءالله- رسید، یک درجه تقوا در درونتان افزایش یابد.تقوا چیست؟

ما چرا میگوئیم غرب بر مد تأثیر دارد چون خودمان صاحب سبک و طراح در مد نبودیم. دکتر شریعتی هم جملهای مشابه دارد و میگوید که من مینویسم تا مخاطب را از سهلانگاری و راحتطلبی بیرون بیاورم. و از ما سوای قرآن مجید و حدیث اهل بیت و آنچه بدین دو آشنا نباشد بیگانه، آنچه خواندهام همه از یاد من برفت، الا حدیث دوست که تکرار میکنم. با هوسرل آشنا میشود. خواندن این مطلب به افرادی که به فلسفه و نظریات مختلف فلسفی علاقهمند هستند توصیه میشود.

روشنفکر به مردم فراخوان میدهد و به آنها میگوید باید از وضع موجود به وضع مطلوب بروید، به همین دلیل روشنفکر الزاما به مسائل به شکل ریشهای فلسفی نمیپردازد زیرا هدف او به تعبیر مارکس نه «تفسیر» که «تغییر» عالم و آدم است. با توجه به این ویژگی میتوان دریافت که چرا مسائل فلسفی تنها با روش تعقلی قابل اثبات است، و چرا قوانین فلسفی از راه تعمیم قوانین علوم تجربی بهدست نمیآید. یک راه هست که دوکساست یعنی راه غلط و پندار است و آن هست که بپرسی چه نیست.

این هست موجودیت را میرساند. یک موقع هست این چیزها را بهشان تعرض میکنیم. فکر میکنم در Gesamtausgabe یا مجموعه آثار، شماره ۶۰ باشد که درباره حیات دینی و متن یونانی انجیل هست. شما میبینید دو ترم اختصاص میدهد به پدیدارشناسی حیات دینی. تغییرات تاریخی نیز ساخته دست انسانهای شکل گرفته توسط خود تاریخ است؛ بنابر این انسانها هم تاریخی به وجود میآیند و هم تاریخی خلق میکنند. به اعتقاد کریچلی مساله محوری رمانتیکها نیز پیوند و تلفیق دوباره شعر و فلسفه بوده است. درست است كه قبل از نزول اين احكام، گناه و عصيان نسبت به اين امور مفهومى نداشت، ولى مىدانيم قسمتى از مسائل مربوط به آلودگيهاى جنسى جنبه عقلانى دارد و به تعبير مصطلح از” مستقلات عقليه” است كه حكم عقل در آنجا به تنهايى براى ايجاد مسئوليت كافى است.

شاید علت اینچنین دیدی نسبت به احکام حجاب و پوشش در اسلام در نظر برخی؛ بودن چنین تفکری در ادیان الهی دیگر مثل یهودیت و مسحیت ( چون کشیش ها بخاطر تقرب به مسیح ازدواج نمی کنند!!) است و همچنین درآیین های شرقی مثل بوداییسم، هندوییسم و .. . در زمان سومریان، بحث ازدواج مقدس پیش آمد و قوانین عجیبی در آن زمان حاکم بود. آن بحث دیگری است. با توجه به همین نکته، پاسخ این اشکال و شبههی افرادی که برای ناکارآمد جلوه دادن حجاب و پوشش ظاهری، تخلفات بعضی از زنان با حجاب را بهانه قرار میدهند آشکار میگردد؛ زیرا مشکل این عده از زنان، ضعف در حجاب باطنی و فقدان ایمان و اعتقاد قوی به آثار مثبت حجاب و پوشش ظاهری است و قبلاً گذشت که حجاب اسلامی ابعادی گسترده دارد و یکی از مهمترین و اساسیترین ابعاد آن، حجاب درونی و باطنی و ذهنی است که فرد را در مواجهه با گناه و فساد، از عقاید و ایمان راسخ درونی برخوردار میکند؛ و اساساً این حجاب ذهنی و عقیدتی، به منزلهی سنگ بنای دیگر حجابها، از جمله حجاب و پوشش ظاهری است؛ زیرا افکار و عقاید انسان، شکل دهندهی رفتارهای اوست.

این هم بهانه ای برای نوشتن درباره عشق و دوست داشتن. این پیشگفتار خود به هشت بخش تقسیم میشود: «فلسفه در ناامیدی میآغازد»، «هیچ انگاری پیش از نیچه»، «هیچ انگاری نیچهای»، «پاسخ به هیچ انگاری: پنج امکان»، «دگرگونی هیچ انگاری نیچه توسط هایدگر»، «هایدگر در برابر یونگر»، «نجاتِ ناممکن: آدورنو درباره هیچ انگاری» و «آموختن چگونه مردن – استدلال». ما پیرامون خود خدا را نمیبینیم که بگوییم تفکر یعنی فکر کردن درباره خدا. یعنی یک عرضی و صفتی را حمل میکند به یک جوهری از دید ارسطو. در کتاب گفتار در روش، دکارت این شهود را در عبارت من فکر میکنم، بنابراین هستم، بیان میکند.

جا هم افتاده. من ابداع نکردم. من میگویم حقیقت اصلا چیست. حقیقت در اینجا هیچ معنایی نمیتواند داشته باشد، مگر آنکه آن را رفع پوشش یا رفع حجاب از هستندگانی بدانیم که خودشان را به ما نمیشناسانند. این حکم شخصی برای تربیت زن و بازدارندگی او از رفتار منافی عفت صادر شده است و نه جز غیر آن و نه یک حکم خشن و نه حکمی در قلمروی قانون و قابل پیگرد. این مردم از آغاز طفولیت در این مکان بوده اند و پا و گردن آنان با زنجیر بسته شده، به طورى که از جاى خود حرکت نمى توانند کرد و جز پیش چشم خود به سوى دیگرى هم نظر نمى توانند افکند; زیرا زنجیر نمى گذارد که آنان سر خود را به عقب بر گردانند.

آنها به این منظور مطالب فلاسفه و کتب آنها را بین مسلمین رواج دادند که مردم را از ائمه معصومین (علیهمالسلام) و از شریعت روشن اسلام منصرف و رو گردان سازند. اسم فاعل را ناچارا جوری باید ترجمه کنیم که اسم فاعل خودش را برساند هرچند بگوییم هستنده. چیزی به اسم حقیقت هم نمیبینیم. ازپارمنیدس در حدود ۱۲ صفحه از یک قصیده بر جای مانده است: خدایان فیلسوف را دارند میبرند به سمت کسی که میخواهد به فیلسوف بگوید چه چیز حقیقت است و چه چیز حقیقت نیست. این دسته ها شاخه های اصلی فلسفه محسوب می شوند و ما برای نمونه چند پرسش از مسائلی را که در هر کدام از این شاخه ها مطرح است، ذکر می کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید