فلسفه اسلامی – ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد

فضیلت عبارت است از انتخاب حد میانه، یعنی احساس کردن و عمل کردن متناسب با تمامی ویژگی های خاص یک موقعیت. پاسخ هایی که در آن دوران ها به سؤال از هدف زندگی گفته می شد، متین و باشکوه و موقرانه بازگو می گشت، زیرا جهان هستی برای آنها عظمت و شکوه و جلالی داشت که آنان را وادار به احتیاط در بحث می نمود. اما اینکه از روزه امید یافتن تقوا میتوان داشت جای شک نیست، چون انسان این مطلب را در فطرت خود مییابد که اگر کسی بخواهد با عالم طهارت و قدس ارتباط پیدا کند و به مرتبه کمال و روحانیت برسد و درجات ارتقاء معنوی را بپیماید، اول چیزی که بر او لازم است این است که از بیبند وباری و شهوترانی بپرهیزد، و جلوی نفس سرکش را بگیرد و نگذارد که در زمین طبع و طبیعت افسار گسیخته به هر سو که میخواهد برود و در هر جا که میخواهد بماند واز دلبستگی و فرو رفتن در مظاهر حیات مادی خود را منزه کند.

از طریق امساک روزه و تجربه نمودن گرسنگی می توانند چنین درسی را یاد گرفته و درک نمایند که گرسنگی و فقر چه لذتی دارد و فقر یعنی چه و بدین صورت روزه داران واقعی می توانند بدانند که فقرا و مساکین و مستمندان در چه حالتی زندگی می کنند و چطور درد گرسنگی را تحمل می نمایند و بطور فیزیکی و حسی می توانند درک نمایند که گرسنگی چه طعم تلخی دارد و از حال زار مستمندان و بینوایان خبردار گردند و به درد ایشان آشنایی پیدا کنند. کلام (شامل همه اسماء و الفاظ و ترکیب آنها) مخلوق خداوند است، منطق در کلام نیز حقیقتی است که خداوند در کلام قرار داده است و به عنوان یک نسبت و رابطه و قواعدی است که در ترکیب کلمات قابل ملاحظه است، منطق یا قواعد کلام، مانند دیگر حقایق عالم خلقت، قابل کشف و فهم توسط قوه ادراکی و محاسبه و سنجش انسانهاست و کفار نیز ممکن است بدین واسطه با بررسی کلام و روابط آن به این حقایق دست یابند.

اگر در گوشه خلوت و یا به کدام دشت و بیابان دور افتاده هم بوده باشد و به غیر از خدای بزرگ احدی در آنجا و در آن حالت خلوت حضوری نداشته باشد، باز هم با همه توانایی هایش مبنی بر اینکه بخورد و بیاشامد و یا مجامعت کرده روزه خود را نقض نماید، او تنها به واسطه اطاعت و امتثال اوامر و دساتیر خداوندی این کار را نمی کند و به امساک روزه خویش ادامه داده و آن را نقض نمی نماید و امر و دستور خدای بزرگ خویش را اطاعت کرده و از آن سرباز نمی زند که این خود برای انسان مومن درس عظیم دیگری است که با مشق و تمرین روزه می تواند آن را بیاموزد و اگر احیاناً کدام روزی در سنگر جهاد و مبارزه با دشمن واقعی هم قرار گیرد استقامت و پایداری کرده، سنگر را برای دشمن رها نمی کند و با همه زحمات و سختی های جنگ، از خود ایثار و پایداری نشان می دهد.

این اجازه را به حیوانات ندادهاند که سجاده پهن برای عبادت پهن کنند بلکه تنها به انس و جن اجازه داده شده که اختیاری خدا را عبادت کنند. اسلام ازدواج را از مجموعهی رفتارهای برخاسته از شهوت و تمایلات حیوانی خارج نموده و در پایگاه قدسی خاص، آن را معرکهی فضیلتجویی معرفی مینماید و به انسانها توصیه میکند که فضائل را در این وادی جستجو کنند. بطور مثال، خود روزه ماه مبارک رمضان یکی از همین عبادات اسلامی بوده که شخص روزه دار می تواند از طریق امساک روزه به تغذیة معنوی و تزکیه نفس و تقویت اراده انسانی در خود پرداخته، آماده مجاهدت های بیشتری در عرصه های مختلف زندگی خویش گردد.

آيا دامن زدن مستمر از طريق برهنگى به اين غريزه و شعلهور ساختن آن بازى با آتش نيست؟ اینها نقص است، آدم که به کمال برسد دیگر نمی خورد، خداوند نمیخورد و نمیخوابد خواسته ما به او نزدیک شویم و مثل او بشویم، خواسته دست ما را بگیرد، حواس انسان با خوردن و آشامیدن پرت میشود. تمام اینها هیجان است. به عنوان مثال هیجان خشم، هیجان شادی، هیجان غم، هیجانهای جنسی، شهوانی، هیجان عشق و انواع و اقسام هیجانهایی که ما داریم و ما باید بتوانیم این هیجانات را مدیریت کنیم و در مهارتهای زندگی یکی از مهارتها، مهارت مدیریت بر هیجانهاست؛ یعنی انسان بتواند خشمش را کنترل کند، زبانش را نگه دارد، دستش را نگه دارد، بتواند در شادی خودش را کنترل کند؛ اینگونه نباشد که وقتی انسان شاد است، هیچ متوجه نشود و یا وقتی غم دارد، افسرده شود.

همه ما رمضانهای مختلفی را پشت سر گذاشتهایم و خاطرات تلخ و شیرین یا حتی سخت اما به یادماندنی بسیاری از این ماه داریم. البته بیشك پیش از مور نیز این مباحث، هرچند بهصورت پراكنده و در لابهلای كتابهای فلسفی و اخلاقی، وجود داشته است. اما هرگاه شهر به سوى تجمّل حرکت کند و از شهر ساده فاصله بگیرد، به شهر متورّم شده تبدیل مى گردد; شهرى که در آن انواع خوراکى ها وجود دارد، بیش از حد اعتدال مى خورند و مى نوشند، از تخت و میز و سایر اسباب خانه و خوراک هاى چاشنى دار و روغن هاى خوش بو و شیرینى ها استفاده مى کنند.

بنابراین او به دقت مراقب سلامتی خود بود و تبدیل به یک گیاهخوار واقعی شد. قطعاً در روند تبدیل شدن جامعه به جامعه ای پویا نقش خواهد داشت . وی با بیان اینکه رسول گرامی اسلام(ص) خودش فرموده مهمان حبیب خداست، افزود: این به این معناست که حتی اگر کافر باشد هم تحویلش بگیر، در خصوصیات عرب جاهل هم مهماننوازی وجود داشت. حجتالاسلام کرمی با اشاره به فراز حدیث «وَ جُعِلْتُمْ فِیهِ مِنْ أَهْلِ كَرَامَةِ اللَّهِ» اظهار کرد: خدا بر سر بنیآدم تاجی گذاشته است به نام تاج کرامت؛ در این باره میفرماید «وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنی آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ؛ ما بر بنیآدم کرامت دادیم و او را در دریا و خشکی حمل کردیم»؛ تاج کرامت یعنی انسان را تکریم کردیم و تحویلش گرفتیم.

در آخر اجازهای که به علامه بحرالعلوم(ره) نوشته میفرماید: توصیه میکنم او را (بحر العلوم را) به تلاش در بدست آوردن مقامات عالی اخروی مخصوصاً تلاش در منتشر نمودن احادیث اهلبیت معصومین(علیهالسلام) و دور انداختن تعلّقات و علاقههای پست دنیوی و این که مبادا عمر گرانبهای خودش را در علوم فلسفی که زیبا جلوه داده شده صرف نماید زیرا علوم فلسفی مانند سرابی است که به سرعت ناپدید خواهد شد و شخص تشنه آن را آب میپندارد. مباحث بسیاری در این کتاب مطرح می شود که در کتاب ها و مقالات دیگر نیس با زبانی فلسفی آمده و فیلسوفان دیگر درباره ی آن ها صحبت کرده و حتی یک جنبش بوم شناختی به نام جنبش بوم شناسی ژرف بر اساس دیدگاه های طبیعت گرانه ی او، که بخشی از آنها در فلسفه ی زندگی آمده، در کشورهای مختلف شکل گرفته است.

این واژهٔ یونانی از دو بخش تشکیل شده است: -Philo به معنی دوستداری و sophia- به معنی دانایی. دوباتن در این کتاب، عشق را از زوایههای مختلف بررسی میکند. چیزی که ازحکمت و فلسفه عبادات مفروضه در اسلام بطور کلی دانسته می شود این است که در انجام هر یک از عبادات مفروضه اسلامی حکمت و فلسفه ظریف و جداگانه نهفته است که با انجام آن عبادت انسان مومن می تواند طهارت، نظافت، صفا و صمیمیت، اخلاص و اخوت، صبر و شکیبایی، تحمل و بردباری و دیگر ارزش های معنوی انسانی را به دست آورد و از این راه بتواند خود را از لجن زار مادیت و گرفتاری های دنیوی بطور مقطعی هم اگر شده برای مدت زمانی رهانیده و به پیرایش و تهذیب اخلاقی و روحی خویش بپردازد تا بدینوسیله بتواند احتیاجات معنوی انسانی و درونی خویش را مرتفع ساخته، روح و معنویات عالی انسانی را در خود تنزیه و تزکیه و پالایش دهد.

فیلسوفان سؤالاتی در مورد معنا و ساختار کلی تاریخ مطرح کردهاند. گرچه درباره تعریف فلسفه مباحث فراوان مطرح است، اما به طور کلی برای فلسفه دو اصطلاح رایج است یک اصطلاح قدما که اصطلاح شایع است برابر این اصطلاح چون فلسفه یک لفظ عام است تعریف خاصی برای آن وجود ندارد و مطلق دانش عقلی را می توان فلسفه نامید.اما اصطلاح دیگری نیز برای فلسفه وجود دارد که برابر این اصطلاح فلسفه تعریف خاصی می تواند داشته باشد لذا براساس این اصطلاح در تعریف فلسفه گفته اند: فلسفه عبارت از علم و شناخت موجود از آن جهت که موجود است نه از آن جهت که تعیّن خاصی دارد مثلاً جسم است، انسان یا گیاه است و مانند آن، بنابراین به طور خلاصه فلسفه به آن دانشی گفته می شود که درباره هستی با قطع نظر از مصادق آن بحث می کند.به عبارت دیگر فلسفه آن علمی است که درباره کلی ترین مسایل هستی که مربوط به هیچ موضوع خاصی نیست و به همه موضوعات هم مربوط است بحث می کند و همه هستی را به عنوان یک موضوع در نظر گرفته و درباره آن بحث می کند.

دیدگاهتان را بنویسید