عنوان مقاله: روابط ایران و چین در عهد باستان)

چین علی رغم تاریخ و فرهنگ کهن خویش مدتها از نظر ملتهای آسیای غربی و اروپاییان ناشناخته بود.و این امر بدان سبب بود که امپراتوران این سرزمین بیشتر در فکر گسترش نفوذ خود در سرزمینهای جنوب و جنوب شرقی بودند و به سرزمینهای شمالی و باختری، که قبایلی نیمه وحشی در آنجا زندگی میکردند، توجه چندانی نداشتند.در ضمن چینیها فکر میکردند که تمام اقوامی که در اطراف آنها زندگی میکنند، وحشی و بربرند (8) .اما این فکر باطل پس از سفر گروهی از مردم کنجکاو چین برای مطالعه در آداب و رسوم اقوام آسیای جنوبی و جنوب غربی از میان رفت.پس از تشکیل دولتی یونانی در باختر، روابط چین با آن دولت آغاز گردید و نمایندگانی برای برقراری مناسبات اقتصادی و سیاسی عازم آن دیار شدند.اینان در گزارش خود برقراری روابط با دولت باختر(بلخ) را به دلیل دوری و ناامنی راه مقرون به صرفه ندانستند.زیرا طوایف زرد پوست و وحشی یوئهچژی نیز راه عبور باختر و رخج را به چین سد کرده بودند و در غارت و کشتار مسافران و تجار درنگ نمیکردند.فغفور چین سفیری نزد یوئهچژیها فرستاد ولی مفید واقع نشد این سفیر که”چانگ کی ین”نام داشت در سال 126 ق، م بدون اخذ نتیجه بازگشت و در طول راه دو بار مورد حمله هونها قرار گرفت.

در مقام مقایسه، ایران در سیاست خارجی خود موفق شده تا از تمامیت ارضی کشور حراست نموده و همچنین از نظام سیاسی کشور نیز صیانت به عمل آورد. در آن زمان چین سابقه ۲۵ سال برنامهریزی مرکزی را در تاریخچه خود میدید؛ که البته چهرهاش بواسطه شکست سیاست یک گام بزرگ به جلو و گسستگیهای سیاسی طی انقلاب فرهنگی، مخدوش شده بود. بنابراین پکن جهت تداوم رشد اقتصادی خود، تلاش قابل ملاحظه ای جهت تطابق و همراهی با ایالات متحده به عنوان یکی از کانون های قدرت و ثروت، که از بالاترین ظرفیت های قدرت و ثروت برای تأمین دو کار- ویژه سیاست خارجی چین (جذب منابع بین المللی و ثبات سازی در محیط امنیتی چین) برخوردار بود، انجام داد. در مقابل، کمونیستهای چین به سرعت رشد کردند و قدرتمندتر شدند. چهارم، به دلایلی که در بالا گفته شد، مردم چین برای آغاز اصلاحات اقتصادی آمادگی داشتند و از آن پشتیبانی می کردند. آنها اعاده مناسبات با ایالات متحده و حتی تقویت آن را در راستای منافع ملی چین ارزیابی می کردند. از این دوره به بعد رهبران چین شیوه توسعه اقتصادی و اجتماعی را برای نیل به هدف خود در پیش گرفتند که این رویه با ظهور نئولیبرالیسم در انگلیس و ایالات متحده همگام شد.

بنابراین، روابط چین و ایالات متحده از دهه 1980 به بعد چنان توسعه و تعمیق یافته است که امکان گسستن آن به سادگی وجود ندارد. البته این مناسبات جنبه رقابتی نیز داشته و گاهی تعرض ها و معضلات جدی در روابط فی مابین به وجود آمده است. اما همه این قیام ها سرکوب شد . در واقع میتوان گفت انقلاب چهارم چین که گذار از کمونیسمِ رادیکال را به نظام اقتصادی «بازار آزاد» مبتنی بر ایدئولوژی «لیبرالیسم اقتصادی» هدف قرار داده بود، از اواخر دوره نخست وزیری چوئن لای با ایجاد رابطه با آمریکا آغاز شد و در زمان رهبری دنگ شیائوپینگ به نتیجه مطلوب خود رسید؛ نتیجهای که خروج چین از انزوا، گشایش درهای اقتصاد کشور و پیوستن آن به جامعه جهانیِ لیبرالیسم، و صرفنظر از آرمانهای ضد امپریالیستیِ چپ را در پی داشت. ارائه مشوقهای جدید به سرمایهگذاران خارجی در حوزههای مرتبط با حلقههای بالای زنجیره ارزش، متنوعسازی واردات با هدف تمرکز بر بازارهای نوظهور و کاهش وابستگی به بازارهای غرب، سرمایهگذاریهای عظیم در حوزه فلزات کمیاب در داخل و خارج، گسترش شبکه لجستیک جدید در قالب ابتکار کمربند- راه و نیز تداوم ارائه یارانههای بسیار سنگین به بخش انرژی و حوزههای تحقیق و توسعه، از جمله برنامههای اجرایی این کشور در ذیل سیاست چرخه دوگانه است.

میتوان دیگر هدف استراتژیک چین را تلاش این کشور برای تسلط بر ژئواکونومی منطقه پیرامونی خود و افزایش ضریب وابستگی متقابل نامتقارن بازیگرانی محیط پیرامونی خود به این کشور دانست. یکی از مهمترین گامهای چین برای تحقق این مهم، ایجاد یک محیط دوستانه همسایگی بهتر در ابعاد سیاسی، اقتصادی و امنیتی با بهکارگیری یک دیپلماسی پیرامونی قوی و فعال است. در این میان، چین یکی از کشورهای برتر جهان است که با افزایش قدرت اقتصادی خود توانسته است منزلت خاصی در سطح بین المللی کسب کند و در آینده ای نزدیک، به یک قطب از نظام دو قطبی جهان تبدیل شود. در سالهای اخیر، مرکز تحقیق توسعه یکی از شرکای بانک جهانی در مطالعات «چین ۲۰۳۰» (۲۰۱۳) و «چین شهری» (۲۰۱۴) نیز بوده است. امروزه، مرکز دانش برای توسعه بینالملل، که تحت نظارت مرکز تحقیق توسعه فعالیت میکند و در سال 2017 (1396 هجری شمسی) بنا شده است، وظیفه مطالعه تجربه اصلاحات چین و قابل هضم و دسترس کردن آن را برای کشورهای دیگر بر عهده دارد. چین بزرگترین شریک تجاری کشورهای منطقه خاورمیانه است و این کشور تقریبا نیمی از نفت خود را از طریق خلیج فارس تامین می کند.

دیدگاهتان را بنویسید