عنوان مقاله: روابط ایران و چین در عهد باستان)

بر اساس اعلام مذکور، چین با ١٧ تریلیون و ٧٠٠ میلیارد دلار در مقایسه با ١٧ تریلیون و ٤٠٠ میلیارد دلار متعلق به آمریکا بر سکوی اول اقتصادی جهان ایستاد.اکنون نیز آمارها نشان میدهد اگر تولید ناخالص داخلی اتحادیه اروپا به صورت جمعی از کشورهای عضو را بررسی کنیم، بالاتر از چین قرار میگیرد اما همه دنیا اکنون برای همکاری با این قدرت بزرگ اقتصادی در تبوتاب هستند. برای بسیاری از این کشورها، چین در حال حاضر شریک تجاری اصلی آنها است و این امر بر نیاز پکن به ایجاد تعادل در روابط از همه طرفها تاکید میکند که به معنای عدم تمایل بیش از حد به سمت ایران است. درک او از محوریت و مرکزیت چین به چیزی بیش از اطمینان صرف از اینکه وزن نسبی صدا یا نفوذ این کشور در سیستم بینالمللی موجود به اندازه کافی اعمال میشود، اشاره دارد. همانطور که سایر ناظران اشاره کرده اند، در حالی که چین از ایران حمایت لفظی می کند و ایالات متحده را به دلیل خروج از برجام نقد می کند، این که بتوان گفت پکن در طرف ایران است، کاملاً درست نیست. در پروژههای بزرگ اقتصادی، امنیتی و زیرساختی که توسط تحلیلگران غربی پیشبینی شده و دولت ایران به آنها اشاره کرده بود، پیشرفت چندانی حاصل نشده است.

در بحبوحه این تنشها، حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه ایران در 14 ژانویه به چین سفر کرد تا درباره اجرای توافقنامه همکاری راهبردی 25 ساله ایران و چین که سال گذشته منعقد شد، گفتگو کند. “توجه به درهای باز” پیامی بود که درباره سیاست Open Door Hay بکار می رفت. به گزارش اقتصادنیوز، دکتر ویلیام فیگوئروآ متخصص روابط تاریخی و معاصر چین و ایران و دانشجوی فوق دکترا در مرکز خاورمیانه دانشگاه پنسیلوانیا در مطلبی برای «دیپلمات»، نشریه تخصصی حوزه آسیاپاسیفیک، با عنوان «چین و ایران از زمان توافق 25 ساله: محدودیتهای همکاری» نوشت: تحولات اخیر در روابط چین و ایران، سرفصل صحبتهای دوباره درباره اتحاد ایران و چین، یا یک شیفت در سیاست چین به سوی ایران که به زعم آنها منافع ایالات متحده را در منطقه تهدید میکند، شده است. وانگ اعلام کرد که «آقای بن فرحان اولین وزیر خارجه ای است که در سال جدید وارد چین می شود، سفر شما نشان دهنده مشارکت استراتژیک جامع چین و عربستان سعودی است و جایگاه عربستان سعودی به عنوان بزرگترین شریک تجاری و منبع واردات نفت خام چین از خاورمیانه است». عضویت ایران که برای نهایی شدن دو سال زمان میبرد، با پذیرش عربستان سعودی، مصر و قطر به عنوان «شریکهای گفتوگو» همراه شد، که نشانه دیگری از این است که چین به دنبال متعادل کردن منافع ایران با امتیاز دادن به رقبای آن است.

حمایت این کشور از برجام، کمتر به دلیل نگرانی از پیشروی هستهای ایران (احتمالاً رهبران چین میدانند که دولت ایران تصمیمی برای ساخت سلاح ندارند)، و بیشتر به دلیل رفع تحریمها علیه ایران است. آنها همچنین چندان با موضع ایالات متحده در مورد برنامه هستهای ایران فاصله ندارند و نحوه مشارکت آنها در مذاکرات در وین نشان دهنده این موضوع است. پکن در موقعیت میانجی ایران را به انعطاف ترغیب کرد نه ایالات متحده. نویسنده معتقد است، فارغ از اینکه چه کسی چه احساسی در این رابطه دارد، به طور خلاصه، ائتلاف چین و ایران، شراکتی تاکتیکی است نه یک اتحاد استراتژیک. معدود قراردادهای جدیدی که از ماه مارس بین دو دولت منعقد شده است، به طور قطعی سهم اندکی از آنچه تصور میشد، بوده است. ماه گذشته فاش شد که چین به عربستان سعودی کمک می کند تا برنامه تولید موشکی خود را توسعه دهد و به طور بالقوه به اتکای این کشور به خرید موشک های بالستیک خارجی پایان دهد. باستان شناسان امیدوارند که روزی بقایای سلسله ” شیا ” را کشف کنند تا با تاریخ این سلسله آشنا شوند .

سفر وزیر امور خارجه ایران در خلأ اتفاق نیفتاد، بلکه در چارچوب یک سلسله گفتگوهای سطح بالا در همان هفته با بحرین، عربستان سعودی، کویت، عمان، ترکیه و شورای همکاری خلیج فارس انجام شد. هدف ازاین پژوهش بررسی جایگاه انرژی درسیاست خارجی چین در قبال جمهوری اسلامی ایران است .که در این پژوهش به بررسی اهمیت انرژی ، امنیت انرژی ،شکل گیری روابط متقابل کشورها بر اساس انرژی ، سیاست خارجی و جایگاه انرژی در آن و جایگاه انرژی در روابط کشورها بالاخص ایران وچین مورد بررسی قرار گرفت که با فرض این که انرژی در سیاست خارجی چین در قبال جمهوری اسلامی ایران به دلیل توسعه فزاینده اقتصادی ،رقابت های ژئواکونومیک با قدرتهای بزرگ و فرصت های به وجود آمده ناشی از تحریم های اقتصادی غرب علیه جمهوری اسلامی ایران می باشد . آنچه اهمیت دارد این است که آنها با این ذهنیت تصمیم می گیرند. دولت چین اگرچه جزییات مصوبه اخیر را منتشر نکرده است اما گفته است با اصلاح سیاست های تولد، زوجینی که مایل به داشتن سه فرزند هستند مورد اقدامات حمایتی قرار می گیرند. درواقع، این سیاست، سومین سیاست کلی جمعیتی چین به شمار میرود. به موازات آن، چینیها در عرصه سیاست خارجی نیز یک رویکرد غالباً ایدئولوژیک و تا حدی تنشزا داشتند.

دیدگاهتان را بنویسید