سلسله های چین باستان

چین عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل و سازمانهای چندجانبهای همچون سازمان تجارت جهانی، اپک، سازمان همکاری شانگهای و گروه ۲۰ است. مناسبات با سازمانهای منطقهای اوراسیا و شانگهای و مناسبات راهبردی ۲۵ ساله با چین و مناسبات راهبردی ۲۰ ساله با روسیه(که در دستور کار امضای دو طرف قرار دارد) به موازات مناسبات سیاسی و اقتصادی با دیگر کشورها در جهان، چشمانداز روشنی از خروج از انفعال در مقابل آمریکا و غرب و تأمین منافع ملی و فعالتر شدن زمینههای توسعه داخلی و بهرهمندی از همه فرصتهای خارجی را نشان میدهد. البته آمریکا و غرب با همه تنگناهای خود در مقابل ایران در مذاکرات وین، تلاش مستکبرانهای به خرج میدهند تا اهرمهای فشار خود را تا حد ممکن حفظ کنند؛ ولی بهرهمندی از همه ظرفیتهای سیاسی و اقتصادی و اراده ملی و هوشمندی در استفاده از فضای پرتنش آمریکا و غرب با روسیه و چین، بر ناتوانی و ناکارآمدی سیاستهای آمریکا و غرب خواهد افزود. این نوع سیاست خارجی غیر متوازن، با نادیده گرفتن بسیاری از فرصتهای سیاسی و اقتصادی در ظرفیتهای سهل با همسایگان یا در نگاه به شرق، عملاً در خدمت اهداف راهبردی غرب و مجبورسازی نظام و دولتهای حاکم در دورههای گوناگون در مقابل سیاستهای تحمیلی غرب عمل کرده است.

دولت سیزدهم با نگاه جامع به شرایط امروز جهانی و با تکیه بر مبانی و شعارهای انقلاب اسلامی، استقلال و توانمندی و توسعه کشور را نه در پیروی از قواعد مطلوب غرب، بلکه در تعامل متوازن با تمامی فرصتها در عرصههای خارجی قرار داده و برخلاف دولتهای لیبرال، مبنای سیاست خارجی و اقتصادی خود را بر ظرفیتها و توانمندیهای داخلی و ارزشها و مبانی اسلامی و ملی قرار داده، تعامل با غرب را از مسیر انفعال خارج کرده و در گامهای حساب شدهای، نگاه به شرق را به موازات فعالسازی عملی مناسبات سیاسی و اقتصادی با همسایگان (که همواره در دولتهای لیبرال، رفتار عملی فعال را تجربه نکرده)، به ظرفیتهای سیاست خارجی و اقتصادی افزوده است. این کشورکه در شرق قاره آسیا واقع شده توسط حزب کمونیست چین در قالب نظام تکحزبی اداره میشود. در مقابل، نواحی شرقی این کشور کمارتفاع است و با ساحلی به طول ۱۴٫۵۰۰ کیلومترمربع در جنوب شرقی با دریای جنوب چین و در شرق با دریای شرق چین همسایهاست که در سوی دیگرشتایوان، کره و ژاپن قرار گرفتهاند. رهبران نسل چهارم چین عملگرا بوده و منافع ملی، همواره در اولویت تصمیمات و سیاستهای آنها قرار دارد. جمهوری اسلامی به دلیل تلاش برای به چالش کشیدن رهبری آمریکا در نظام بینالملل طبیعی است منافع خود را همسو با هر کشوری ببیند که چنین هدفی را داشته باشد بنابراین به چین بهعنوان کارتی مهم برای مقابله با فشار تحریمی آمریکا نگاه میکند.

در همین راستا چین با ۱۷۷ میلیارد دلار سرمایه گذاری در کشورهای حوزه خلیج فارس و پیمان همکاری با ۱۷ کشور عربی، به دنبال گسترش سیاست خارجی و منافع اقتصادی خویش در آسیای غربی و شمال آفریقاست. مناطق غربی کشور ناهموار است و رشتهکوههای هیمالیا و تیان شان مرز طبیعی آن را با هند و آسیای میانه ترسیم میکنند. 1. توافق هسته ای هند – آمریکا در سال 2008، که پایه همکاری هسته ای دو کشور در حوزه انرژی است، باید فعالانه دنبال شود تا به هند برای توسعه برنامه انرژی هسته ای غیر نظامی اش کمک نماید. در اواخر دهه ۱۹۲۰ کومینتانگ به رهبری چیانگ کای شک با تلفیقی از عملیاتهای نظامی و مانورهای سیاسی زیرکانه کشور را دوباره متحد کرده و تحت تسلط خود درآورد. شیکای خیلی زود ناچار به استعفا شده و نظام جمهوری دوباره برقرار شد. در اوائل سلسله ” شانگ” بارها پایتخت تغییر کرد و سرانجام شهر ” این ” ( در کنار شهر ” آن یان ” استان ” حه نان ” امروز ) پایتخت شد . کومینتانگ پایتخت کشور را به نانجینگ منتقل کرده و اعلام «قیمومیت سیاسی» کرد. درجنگ دوم چین و ژاپن (۴۵-۱۹۳۷) که بخشی از جنگ جهانی دوم بود، یک ائتلاف اجباری بین کومینتانگ و حزب کمونیست برای مقابله ژاپن شکل گرفت.

در یک بازی جسورانه، شی همچنین چین را برای عضویت در توافقنامه جامع و مترقی برای مشارکت ترانس پاسیفیک، یک توافق تجارت آزاد به رهبری ژاپن، پیش برد. هرچند اختلافات داخلی کار چیانگ کای شک را برای نبرد با کمونیستها سخت میکرد اما جنگ در ابتدا به سود کومینتانگ پیش میرفت تا اینکه در سال ۱۹۳۶ ژاپن به چین حملهور شد. آمار منتشره جدید گمانها در خصوص تغییر سیاست یک فرزندی دولت چین را در میان کارشناسان، رسانهها و مردم عادی را امروز به واقعیت تبدیل کرده است و سیاست «یک خانواده یک فرزند» در دهه 1980 میلادی را که به منظور کنترل جمعیت در حال افزایش چین اتخاذ شد در حال حاضر دولت اجازه داده است که خانوادههای بیشتری دو فرزند داشته باشند. چین توسعه تبعیضهای امریکا را به ضرر خود میداند، لذا تلاش میکند تا بحث قرارداد زیردریایی امریکا با استرالیا و توافق هستهای ایران را به هم پیوند بزند و آن را به عنوان یک استاندارد دوگانه در رفتار امریکا پیگیری کند. همانطور که سایر ناظران اشاره کرده اند، در حالی که چین از ایران حمایت لفظی می کند و ایالات متحده را به دلیل خروج از برجام نقد می کند، این که بتوان گفت پکن در طرف ایران است، کاملاً درست نیست.

دیدگاهتان را بنویسید