زن در شعر واندیشه مولوی

تعداد سه بیت از اشعار بالا در مرکز این خوشنویسی جای دارند که به صورت مورب نوشته و خطاطی شده اند. سه ماه از اثر این خواب بیمار بود. تنها شعر بود که هنوز در او زنده بود و به زندگیاش انگیزه میداد. خسرو پیامبر اکرم(ص) را در خواب دید که او را به اسلام فرا می خواند، قاطعانه دعوت او را رد کرد و گفت تا زنده است، از آیین نیاکان دست بر نخواهد داشت. وزن و قالب رباعی، خاص ایران بوده و در ادبیات عربی سابقه نداشته است (نک : جمالقرشی، ۳)؛ اشعاری هم که در این قالب و وزن در شعر عربی موجود است، غالباً سرودۀ ایرانیان عربیگرا بوده است (نک : خانلری، ۲۱۴-۲۱۵؛ ریاحی، ۳۵-۳۶؛ کامگار، ۸۸- ۸۹).

شعر مولانا جایگاه رفیعی در ادبیات ایران زمین دارد. او بیش از پنج دهه شعر سرود و با شعرهایش زیست. 10 – یوسفی ـ دکترغلامحسین: چشمة روشن (دیداری با شاعران)، تهران، انتشارات علمی، 1369، چاپ اول. 5 – زرین کوب ـ دکتر عبدالحسین: با کاروان حله، تهران، انتشارات علمی، 1370، چاپ ششم. دکتر پور جوادی تمام نکات این دیدار و حتی نوع لباسی که بر تن شیرین است، درخت، اسب، چشمه و غیره را تأویل عرفانی کرده است. «یک بار از دکتر لین هارولدهاو، رئیس اسبق دانشگاه نورث وسترن سوال کردم “حقیقتی که تجربه طولانی وی به عنوان یک سخنران به او آموخته است، چیست؟

او از معدود شاعرانی است که در بیان شاعرانه خود افکار فلسفی و تجربه های عرفانی را به نمایش گذاشته است. در ادامة داستان، کنیزک جان سالم بدر برده فرصتی می یابد تا نوزاد گوساله ای را بر دوش گیرد و هر روز با طی کردن 60 پله، خود را به این کار عادت دهد و روزی هنر خود را در بدوش کشیدن گاوی پیل پیکر نزد شاه به نمایش گذارد. اسکندر نیز آنگاه که تصمیم می گیرد حکومت را رها کند و به دنبال زندگی معنوی خود رود، باج و خراج روم و روس را به نام فرزندش نوشته او را به مادر می سپارد.

او شیرین را دوست دارد، اما این محبت تنگ نظرانه از عشقی خودخواهانه مایه می گیرد که حاضر نیست به خاطر آن از چیزی بگذرد. ارسال یک متن عاشقانه برای فرزند پسر می تواند مهر و محبت بین شما و … فقط یک بار به تصمیم خود کاری انجام می دهد و آن خیانت ناپاکی است به فرهاد. شیرکو فقط شاعر زیباییها نیست. شیرکو در شعرش ناممکنها را ممکن میکند. هدف اصلی شاعر در سرودن این دوبیتی، ستایش ممدوح خود است اما ممکن است این ممدوح خدا نباشد بلکه یک انسان باشد.

شیرکو بیکس شاعر آزادی، زن و زندگی است. گیاهان و طبیعت و اشیاء و پدیدهها در شعر شیرکو دقیقاً مانند یک انسان، شادی و غم و خاطره دارند: رعد و برق عاشق میشود؛ گوشواره خودکشی میکند؛ صندلی خاطراتش را بازگو میکند. شیرکو بیکس یکی از این شاعران است. طبق این دیدگاه، شعر شاعران از هر چیزی بالاتر بوده وحتی همسان وحی ونبوت است. بنابراین در میان معماران اصلی شعر انقلاب اسلامی قطعا باید نام بلند نصرالله مردانی را قرار داد. ایماژ) یا مضمونی را در یک «پیرایه ی جدید و حیرت انگیز» بیان کنند و این همان وصف یا شاهکاری است که بسیاری از ارباب ادب آن را شعر نام نهاده اند و باید دانست که زبان فارسی، در این قسمت، از بین تمام السنه ی ممتاز است.»(شفیعی کدکنی،1391: 114-113، به نقل از شعرالعجم، ج چهارم: 186). به نظر شکلوفسکی هنر، ادراک حسی ما را دوباره سازمان می دهد و در این مسیر قاعده های آشنا و ساختارهای به ظاهر ماندگار و متعارف از حقیقت را دگرگون می کند.

در نتیجه ی چنین تصحیحی، مصراع بر ساختهای ساخته و پرداخته كاتبی زنستیز به نام شاعری بزرگ رقم خورده است. یکی از اصلی ترین راه های رسیدن به هر هدفی این است که آن را به هدف های کوچکتر تقسیم کنیم و سپس تک به تک به تمامی آن هدف ها دست پیدا کنیم تا در نهایت آن هدف بزرگ برای ما تحقق شود. آنگاه کنیزک درس اصلی را به او می آموزد و می گوید چگونه است که وقتی تو گور را می زنی، کسی نمی تواند اسمی از تعلیم و تمرین ببرد، اما گاوی را بر دوش کشیدن، جز در اثر تعلیم نیست؟

او در آنجا دل به دانش سپرده، در حلقة درس ارسطو ـ وزیر اسکندر ـ حاضر می شود و سرآمد شاگردان او می گردد؛ سپس علم کیمیا می آموزد تا در بازگشت به کشورش پشتوانة اقتصادی او باشد. از تأثیر این عدالت، برکت اقتصادی در زندگی مردم حاصل می شود و از هر دانه غله بیش از صد دانه به دست می آید. از دید او زندگی بدون آزادی بیمعناست و آزادی بدون زن بیمفهوم است. زن همانگونه که طبق آیه کریمه ( انّ اکرمکم عندالله ، اتقاکم )1 دارای کمالات نفسانی رفیع وبرجسته است وتفاوتی در قرب الهی بین زن ومرد نیست .

اما شاه اهل استدلال نیست و فرمان قتل کنیزک را صادر می کند. خسرو شایستة کاری نیست و با همة نبوغ و زیبایی اش خود محصول پریشانی است. چنانکه برخی – مثل دکتر پورجوادی – معتقدند همة مسائلی را که نظریه پردازان عشق، مثل ابن حزم و ابن قیم، در کتابهای خود مطرح کرده اند، نظامی به شیوة شاعرانه و از راه تمثیل و حکایت پردازی به میان آورده و در ضمن آنها به معانی دقیقی اشاره کرده است. درباره­ی منشأ آفرینش و جایگاه انسان در آثار بیدل دهلوی در کتب دیگر به اجمال و به طور پراکنده مباحثی مطرح شده است.

از آثار حافظ میتوان دریافت که معماران و آثار معماری بر او تأثیرگذار بودهاند و بدون اینکه سندی در دست داشته باشیم شاید بتوان با اطمینان گفت که حافظ نیز بر معماران همعصر خود و تا امروز بر روی معمارانی که آثارش را با درک و دقت میخوانند تأثیر داشته است. خسرو دریافت که این تصویر همان کسی است که در خواب دیده بود. تا اواسط سدۀ 6 ق / 12 م، قافیۀ رباعی چهارتایی بود و شاعران قدیم، معمولاً مصراع سوم را همگون با 3 مصراع دیگر قافیه میبستند.

اما حکیم نظامی با صرف نظر از رسائل حکما، زنان را در آرمانشهر خود به حکمت و حکومت می رساند و مهمتر آنکه پادشاهی برخی از ایشان را در مقایسه با حکومت مردان برتری هایی هم می بخشد. ایشان معتقدند که بعضی از این معانی کاملاً جنبه فلسفی و عرفانی دارند و می توان بیان دیگری از آنها را در رسائل و کتابهای فلسفی و عرفانی مشاهده کرد. اما خسرو توفیق ایمان به اسلام را نیافت و نامه ای را که بعدها پیامبر اکرم(ص) به او نوشت و به اسلامش فراخواند، پاره کرد و مسائلی پیش آمد که در تاریخ مضبوط است و نظامی هم به آنها اشاره کرده است.

در حالیکه پیش از تو هم کسی آنها را نخورده، بلکه فرو گذاشته و از دنیا رفته است. همیشه بودهاند شاعرانی که دردها و بیعدالتیها و نارساییهای فرهنگی را در قالب سرودههایشان به گوش دنیا رساندهاند. در زمان پادشاهی او زندانیان آزاد می شوند و رعیت از عدل و داد شادی می کنند. اینگونه موارد نشان می دهد که نظامی بر خلاف نگرش متداول جامعة خود، با دید باز به شخصیت زن می نگریست و او را در برخی خصلتهای فردی مردپسند خلاصه نمی کرد؛ او زن را شایستة پذیرفتن مسئولیت در سطح کلان اجتماعی می دانست و نه تنها کمتر از مردان تلقی نمی کرد، بلکه جایگاهی برتر هم بدیشان می داد تا با نشان دادن شایستگی های خود، بطلان عقیدة عمومی را در خصوص شکنندگی و ناتوانی خود ثابت کنند.

نوشابه حاکم بردع ـ که پیشتر بدان اشاره کردیم ـ در مسیر جهانگشایی اسکندر واقع شده بود و با تدبیر خود موفق شد کشورش را از حملة او مصون بدارد؛ وی در پذیرایی از اسکندر دستور داد خوانی زرین گسترند و کاسه ها رابه جای غذا از لعل و یاقوت و مروارید پر کنند. با سنگ ، سیب و بِهْ زدن و ، خوردن آنچنان ! سپس اسکندر را دعوت به خوردن کرد. اسکندر او را به عدل و داد و دین توصیه می کند و می گوید حال که مادر هستی، با بندگان و زیر دستانت مهرمادری بورز و بندگی خدا به جای آر.

دیدگاهتان را بنویسید