دکتر سید محسن میرباقری

مثلا آیا می توان از مشکلات و بلایا یا تجارب شخصی به عنوان مربی انسان نام برد؟ زیرا انسان مغرور وسرکش امروز خواسته این مسائل را به تنهائی و بدون بهره گیری از برنامه هدایت ربانی حل کند،هرچند به زعم خویش راه حل هائی را پیدا نموده ، ولی حقیقت این است موج خطرناک ومهلک انحطاط اخلاقی، که امروز دامنگیر زندگی جوامع بشری شده نزدیک است تمام ارکان تمدن و حیات اورا مورد تهدید قرار دهد و نابود سازد وهمه این مشکلات و نابسامانی ها در زندگی فردی و خانوادگی واجتماعی انسان امروزی چیزی جز عوارض و دستآوردهای اندیشه های سست و افکار باطل بشری و دین گریزی او نیست.

قرآن کریم ضمن معرفی مفاهیم و ارزشهای عمومی اخلاق در دو مرز نور و ظلمت مانند؛ خوبی و بدی، حق و باطل، زشتی و زیبایی، تقوی و پرهیزکاری، زهد و پارسائی، عدل و انصاف، استبداد و ظلم، از ویژگیهای اخلاقی اسلام سخن گفته، فرق آن را با مکاتب اخلاقی دیگرتبیین نموده، فهم و درک درست و علم و دانش، کردار نیک و گفتار نیکو، را به عنوان روشهایی که ارزشهای اخلاقی را در جامعه پیاده می کنند معرفی کرده، و به شدت با عناصر ویرانگر اخلاقی چون؛ خواهشات نفسانی، شیطان و اهریمن خرابکار، دنیاپرستی و مادیگری در ستیز است .

اگر چه همواره مسائل اخلاقی مورد توجه عالمان دین و مسلمانان بوده و آثار ارزشمند و ماندگاری در این زمینه از سوی اندیشمندان دینی تدوین یافته است، ولی با همه تلاشهایی که در حوزه اخلاق انجام پذیرفته، در مقایسه با سایر مباحث و معارف اسلامی، کار چندان زیادی صورت نگرفته است؛ به خصوص در حوزه «فلسفه اخلاق» دیدگاه های مذهبی همچنان مکتوم مانده است. بنابراین می توان با شهامت و قطعیت بر پایه تحقیق و کاوش علمی واعتراف همه روشنفکران منصف ادعا کرد تنها قوانینی که صلاحیت دارند زیربنای تدوین نظام اخلاقی قرار گیرند،تعالیم هدایت بخش اسلام است . مؤلفه ها و فضایل مربوط به هر حوزه با هم تفاوت دارند البته همه بخش های اخلاق باید در نهایت به یک هدف ختم شوند و آن هدف، قرب الهی است.

بزرگترین صدمه و ضرری که این افکار ناقص و خرافی درباره دین و سیستم اخلاقی و مسائل معنوی به جهان بشریت وارد کرده اند این است که مردمان پاک و صاحبان اخلاق و خصال نیک را از میدان زندگی و مبارزه کنار زده و آن ها را در گوشه های خلوت و دور از اجتماع منزوی نگاه داشته و در نتیجه میدان برای افراد دیگری که دارای اخلاق و خصال پست و صفات رذیله اند، خالی گشته و گوی و میدان بدون مزاحمت در انحصارآنها قرار گرفته است. این واقعیتی انکار ناپذیر است که امروزجهان به طور کلی در معرض تزلزل اخلاقی شدیدی واقع گشته و به آشوب سختی گرفتار آمده و انسان پس از آن که خویشتن را از خدا و رهنمودهای او بی نیاز دانست، بالطبع توانایی علمی و عملی پی ریزی اساس محکمی را که آن را زیربنای اخلاقیات فردی و اجتماعی قرار دهد و ساختمان زندگی بهترو مطلوب بر روی آن استوار گرداند، به طوری که اطمینان آور و رضایتبخش باشد، از دست داده است .

پس جامع بودن و فراگیری دیدگاه اسلام، دیگر جای شگفتی ندارد، چرا که نه دیدگاهی بشری بلکه وحی و پیام کسی است که از کم و کیف هر چیزی آگاهی کامل دارد. اولین نمودی که از یک شخص در جامعه ظاهر می شود اخلاق آن فرد است. محمد قطب در زمینه نظام اخلاقی اسلام و مقایسه آن با نظام اخلاقی موجود درغرب چنین می گوید: « به اعتقاد ما غرب فاقد اخلاقی حقیقی و اصیل است .زیرا اخلاقی که در معاملات وزندگی روزمره غربیان دیده میشودف اخلاقی سودجویانه است که هدفش جلب منفعت در زندگی دنیوی است وبس.

تکالیف اخلاقی اسلامی قابل اجراست و از سختگیری های طاقت فرسا به دور است در روایتی از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است: «احب الدین الی اللَّه الحنیفهٔ السمعه» «محبوب ترین دین در نزد خداوند دینی است که معتدل و آسان گیر باشد. میانه روان کسانی هستند که به انجام تکالیف و دوری از کارهای حرام اکتفا می کنند، و در عین حال به انجام امور مستحب و دوری از مکروهات بی توجه هستند. معیار(Metric)، نکات قابل اندازه گیری برای تشخیص درجه نزدیکی به اهداف است و با واژه ارزش تفاوت دارد.

ولی اخلاق در اسلام – در صورت صحیحش – ارزش های حقیقی اصیلی است که نه هدف آن سود مادی است و نه بر اساس آن استوار است. اخلاق و شیوه برخورد اجتماعی در اسلام، اخلاقی است واقعی که این دین با رعایت میانگین توان عموم مردم، و پذیرش ضعف بشری و به رسمیت شناختن انگیزه ها و نیازهای مادی و روانی انسان آن را ارائه کرده است. همانطور که دیده می شود نظام اخلاقی در غرب بر پایه افکار مادی و نفی دین وسکولاریسم تدوین وتنظیم شده و همان کسانی که امروز زمام تمدن بشری را در دست گرفته و آن را مدیریت می نمایند اصول و اندیشه های اخلاقی شان عاری از ایمان به خدا و اعتقاد به روز رستاخیز است و بر پایه ایمان به مبدأ و معاد استوار نمی باشد، بلکه آنان سعی می کنند حدود و آثاری را که در اثر دو اصل عقیدتی مذکور در اخلاق مردم به وجود می آید از مبادی اخلاقی شان جدا کرده و قوانین و دستوراتی غیر از آنچه ادیان آورده اند تنظیم کنند! کبر و غرور آنان را واداشته تا از خود ابتکارو خلاقیت نشان دهند تا فلسفه¬ی اخلاقی نوینی را به وجود آورند و بی نیازی خود را از رهنمودهای الهی در باره اخلاق اعلام نمایند .

قرآن مجید به رهبر بزرگ اسلام پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله)- که در رأس هرم مدیریت قرار دارد- میفرماید:«از آنان در گذر و صرف نظر کن که خدا نیکوکاران را دوست دارد». اخلاق سلسله مراتبی از غایات خرد تا غایات کلان اخلاقی را جستجو می کند و تربیت سلسله مراتبی از پیش نیازهای نیل به غایات اخلاقی و راه تحصیل آنها را نشان می دهد. اینک همه ثروتم را در اختیارتان می گذارم تا در راه خدا خرج کنید. باید در کتاب و سنّت آن قدر دقت و فحص نمود تا همه ی خوبی ها و بدی ها را یافت .

خلاقیت و ابتکار عمل را هم شامل می شود. مسائل فلسفی بر محور «موجود و هستی» دور می زند و موضوع آن «موجود بما هو موجود» است. موضوع علم اخلاق عبارت است از: صفات خوب و روش کسب آنها و صفات بد و راه زدودن آنها؛ این صفات خوب و بد از آن جهت که با افعال اختیاری انسان مرتبط هستند در علم اخلاق مورد نظر میباشند. بدین ترتیب گستردگی و جامعیت اخلاق اسلامی از لحاظ موضوع و محتوای آن به خوبی آشکار می گردد، اما اگر به فلسفه و مرجع الزام کننده اخلاق اسلامی بنگریم، بازهم با ویژگی «فراگیری» روبرو می شویم.

به نظر می رسد تکرار عبارت های انجیل و توصیه به ثروت گریزی و دنیاستیزی تحت عنوان زهد و تقوا که در آثار و اقوال برخی مسلمانان دیده می شود ناشی از نادانی و ضعف است نه از بینش و قوت، چرا که زهد حقیقی، ترک اموری است که فایده اخروی ندارد نه ثروت دنیا. قانونی که در بالا به آن اشاره شد، به راستی که بسیار عالی و فوق العاده است.

دیدگاهتان را بنویسید