در زندگی و آثار مولانا

امّا مسأله بعدی كه در اشعار مولانا و بسياری از شاعران ديگر نمود عينی دارد. یعنی همه از فرمان او اطاعت می کنند. البتّه آنان بر اساس اعتقادات صحیح یا فاسد خویش عمل مى کنند. زن در بينش مولانا بر عكس آنچه كه ديگران تصور كردهاند و يا بر عكس زشتترين داستان مثنوی معنوی در دفتر پنجم كه در مورد خاتون و خر است. يكی از بارزترين شناسههای فكری مولانا، شناخت انديشههای ايشان در مورد زنان است. مثنوی معنوی، اثر گرانسنگ ايرانی (كه درحال به يغما رفتن توسط تركان تركيه و افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان و آذربايجان است)، بیترديد يكی از بهترين شناسههای شناخت فكری و انديشههای معنوی مولانا است.

بنابراين بيش از هر مطلبی بايد ابتدا ديد مولانا از چه بعدی زن را وسيله ای برای آزمايش انسان و ابزاری در دست شيطان میداند. یعنی داستانی، موضوعی یا مضمونی را از زاویه ای غیر عرفی نگریستن است. ديدگاه قرآنی او نه آنچنان كه ديگران از قرآن برداشت ناصحيحی دارند. چون در ديوان شمس مولانا تنها به سمت و سوی جمال ومحبت زن است كه از ديدگاه مردان متعصب زمان ديده نمی شود و آن همان هويت الهی زن است. زن در انديشه های مولوی نماد زن در ديدگاه مفتيان اهل سنت وزاهدان پارسای بی خبر از جامعه يا فقيهان شيعه و سنی نيست.

زن در انديشه مولوی نيمه واقعی پنهان در آيات محكمات قرآن مبين است. زن هم نماد آفرينش و برتری انسانی است و هم عامل شيطانی و دسيسههای آن. محمود گاوان در مناظر الانشاء، وجه تسمیۀ رباعی را شکل چهارمصراعی آن دانسته (ص 104)، و همین نکته را دیگر نویسندۀ آن عصر، محمد بن عبدالخالق، در رسالۀ «انیس الشعراء» تکرار کرده است (ص ۲۶۶). حرکت در مسیر اعتدال ادبی و دست یافتن به شعری سهل و ممتنع، احیای قالبهای ادبی فراموش شده (رباعی و دوبیتی)، و استفاده از ظرفیتهای همه سبکهای ادبی از ویژگیهای بارز شعر این دوره است. اگر چه قالب «دوبیتی» معمولاً برای سرودن مضامین عاطفی انتخاب می شود و قالب رباعی بیشتر مضامین حماسی را در خود می پرورد، امّا تفاوت اصولی این دو قالب کوتاه و نزدیک به هم را باید در موسیقی ذاتی و وزن آن دو دانست.

گویا نخستین شاعر ایرانی که به این شعر الوار توجه کرده، مسعود فرزاد است(۱۲۸۵ ـ ۱۳۶۰) که در یک رباعی گفته است: «غم گفت سلام، گفتمش بر تو سلام» و نصرت رحمانی (۱۳۰۶ـ۱۳۷۹) هم غزلی دارد که در مطلع آن غزل به ترجمه همان کتاب فرانسواز سادگان۳ بیشتر نظر داشته تا به اصل شعر الوار: «به سوگواری زلفت سلام بر غم باد». شعرهای دو مجموعه اوّل سهراب از این دسته اند. اگرچه امروزه دیگر کمتر از تای تانیث در مورد شاعر زن استفاده میشود اما واقعیت این است که زمینه ذهنی یادشده، همچنان به قوت خود باقیست. بايد پذيرفت بسياری از كمالاتی كه مولانا برای زن قائل شده است در زمان حياتش بسيار مورد ترديد واقع بوده وشايد تنها به خاطر مقام و منزلتش سرزنش نمیشد.

مجموعه اشعار جالب و خنده دار با سوژه های متنوع و باحال طنز در فضای مجازی در حال انتشار است که شعرهای طنز مربوط به زن و شوهر یکی از پرطرفدارترین آنهاست، با ما همراه باشید تا سری جدیدی از این اشعار طنز را در قالبی جدید بخوانید. که خودش نیز به این مسئله واقف بوده و در میان اشعارش به آن اشاره نیز داشته است. » اصطلاحاتی هستند که در حوزه شعر عاشقانه می آیند و این شعر نیز، اگر چه بنظر می رسد یک کشف باشد، وی با این وجود، به علت روح تغزلی که در این مکشوف دمیده شده، آن را از سایر آثار مشابه ممتاز می سازد.

به هر تقدیر در این گفتار اجمالی قصد نگارنده بر آن است تا در حد توان به برخی از ویژگیهای اسلوب نوشتار در شعر بیدل ( که به مثابه نمونه مشتی از خروار است ) اشاره شود. گمراهی مرد از آن جا شدت می گيرد كه ابزارهای اغواگری بهطور كامل در زن قرار دارد. مولانا اين تير را همچون تير هوای نفس میداند كه جولان دهنده تمام ماجراهای نفسانی و تمام انحرافات بشری از آن سرچشمه میگيرد. بنابراين زيبايی زن كه نماد جمال الهی است تير خطرناكی برای مرد و زن است. يعنی هنوز بعد از قرنها هيچ جايگاه اجتماعی ومنزلت اجتماعی برای زن مگر در زير سايه شوهر قائل نيستند .

زن پارسا و مومنه وزاهده ای كه يكی از بزرگترين عابدان زمان و بعد از زمان اوست وكرامات او را سينه به سينه و نسل به نسل شرح دادهاند. این خطاطی بی نظیر فارسی علاوه بر اشعار زیبا، با استفاده از گلها و گیاهان و حیوانات مختلف که روی یک زمینۀ طلایی روشن نقاشی شده اند، باعث شده تا مجموعه ای بسیار دلگشا را در خود جای دهد. به همین دلیل در این مقاله بهترین اشعار برای متن مجری گری را انتخاب کردیم.

ـ از ترکیبات زیبایی که بیدل از آیینه ساخته است میتوان به «جوهر آیینه» اشاره نمود که منظور از آن همان صفا و جلای آیینه است که از استعاره های پرکاربرد در اشعار وی است. از دست خویشتن به کجا میتوان گریخت؟ چنانكه قرآن كريم هم بارها فرموده است كه گمان نكنيد ما همينگونه شما را رها ساختهايم بلكه دائماً از شما امتحان میگيريم و ايمان شما را میسنجيم. بنابراين در يك جمله وبه قول مولانا می توان زن را اينگونه معرفی كرد: «نور الهی و محبت وموهبتی كه خداوند كريم بر انسان نازل نمود و در جايگاه متعالی انسانی هيچ تفاوتی با مردان ندارد بلكه نمادهايی از صفات جمال وجلال الهی است كه سراسر نور زندگی هم از آنجا تابيده میشود.

كرمپور تاكيد كرد: چرا ارشاد نبايد تعاملي با صدا و سيما داشته باشد و اين برنام را فقط ساليانه برگزار كند. تمام ما انسانها در زندگیمان، باید یک نفر را داشته باشیم … هرچند در قالب مقاله و مجال اندك نمیشود تمام گفتنیها را گفت ولی سعی نويسنده بر اين است كه بتواند به بهترين نحو دانستههای خود را انتقال دهد. يعنی: «شما هرگز نمیتوانيد در ميان زنان به عدالت رفتار كنيد هرچند كوشش نماييد … و اين مختص زن و مرد است و البته می تواندهشداری برای جامعه ولنگار امروزی هم باشد كه رفتار واخلاق جنسی مشخصی ندارند .و اينگونه می شود كه بسياری از طلاقها بر سر هيچ است.

يعنی چنان میشود كهع در آن واحد قدرت انديشه و تفكر از مرد زايل میشود. یکی از مهمترین این مفاهیم نیز مفهوم «شهید» و مباحث پیرامون آن است. لذا ملاحظه میشود که نه تنها در گذشته بیشتر اشعار شاعران زن از جهت تصاویر و نیز انعکاس عواطف جنبهای تقلیدی داشته است، بلکه بعد از فروغ هم که حرکتی تحولی از این جهت آغاز شده بود جنبه تقلید و حتی کتمان عواطف همچنان ادامه مییابد. در بیت مذکور معنی خیلی ساده و صمیمی به نظم کشیده شده است، تسور مصرعها نیز جاذبیّت خاصی دارند، به ویژه شاعر به استفادة واژة «رقص» تصویر غیرمنتظره را پیشاروی خواننده میگذارد.

۱۱- بهفر، مهری، «شاهنامه زن راانكار نمیكند»، كتاب هفته، شماره ی ۱٦، شنبه ۲۴ شهریور ۱۳۸۰، برگ ۱۳؛ جلیل دوستخواه در یكی از شمارههای بعدی همین هفتهنامه (شماره ی ۳۲، آذر ۱۳۸۰، برگ ۲) در انتقاد به سخنان خانم بهفر به درستی خاطرنشان میسازد كه این بیت الحاقی است و خانم بهفر در پاسخ به ناقد مینویسد (همان، شماره ی ۳۹، ۲۲ دی ۱۳۸۰، برگ ۳): «ضرورت ذكر این بیت در بحث مربوط به یكی از نگاه های شاهنامه به زن و شهرت فراگیر آن نزد عموم است. معنی شعر: این یکی از بهترین اشعار مولانا است. یا به تقلید از شعر موج نو دست به ساختن تصاویر تازه اما بسیار دور از ذهن میزنند و شاید یکی از علل پراکندهگوییشان همین عدم رعایت اصول در خلق اجزاء شعری است.

مانیزدر گودال غفلت و طمع دست و پا میزنیم و به خیالمان با یکی دوجمله ” ادرکنی ،مرا دریاب” حق را ادا کرده ایم. به این موضوع نیز توجه داشته باشید که افراد برای گوش کردن سخنرانی شما آمده­اند و نه برگزاری شب شعر! این اثر در قرن شانزده یا هفده میلادی در کشور ایران خطاطی و خلق شده است. بی دليل نيست كه خدواند كريم يكی از سوره هايی قرآن كريم را نور «سوره نور» ناميده كه در مورد زنان و زنان پيامبر و كنشها و واكنشهای متقابل انسانی در جامعه و در نزد خانواده با محوريت زن است.

بلكه موهبت ومحبتی است كه خداوند كريم براساس آيه مودّت و رحمت ( روم -21) زن را مايه آرامش وعزّت وآزادی انسانيت قرار داده است. در بينش او زن طفيل مرد نيست. بنابراين خوانديم كه زيبايی زنان همواره میتواند زن را مغرور كند و مرد را به هوس اندازد و پس از آن نقصی كه بر زنان میبندند غر زدن بر مردان و دروايش برای كار و ساخت حوايج زندگی است كه به حق، حق زن است و گرنه درويش را همان به كه در تجرد بماند. ـ آب بقا: در شعر بیدل «آب بقا» همان «آب حیات» است که در اساطیر ایران و سایر کشورها نیز وجود دارد را به ذهن متبادر میسازد آبی که دست یافتن و رسیدن به آن در توان و ارادة هر کسی نیست و تنها همتهای بلند را توان رسیدن به آن وجود دارد.

دیدگاهتان را بنویسید