دانلود کتاب فلسفهای برای زندگی اثر ویلیام بی. اروین – فیدیبو

از سوی دیگر، در اروپا نحله ی نو کانتی ظهور کرد که به سنت تحلیلی در فلسفه های انگلیسی نزدیک بود و بر ایده آلیسم آلمانی چیره شد. جایگاه انقلاب فرانسه در سیر تمدن اروپا کجاست؟ توجه کنید که این ایدهها مسائل فلسفی مهمی را در بر میگیرد که در فلسفه تاریخ طرح خواهند شد؛ مسائلی مانند تفسیر کنشهای انسانی با معنی، تبیین علّی، جایگاه دانش تجربی درباره گذشته و جایگاه اقرار به «معنی» درباره وقایع تاریخی بزرگ. مباحثی مانند اِخباری یا انشایی بودن گزارههای اخلاقی، نسبی یا مطلق بودن احكام اخلاقی و بررسی جایگاه عقل و استدلال و برهان در اخلاقیات كه از جملة جدیترین مباحث فلسفة اخلاق بهحساب میآیند، به حوزة معرفتشناختی گزارههای اخلاقی مربوط میشوند.

البته ما میتوانیم از گاه شماری وقایع غیر انسانی مانند تاریخ منظومه شمسی یا تاریخ محیط زیست زمین در یک گستره میلیارد ساله صحبت کنیم؛ اما مسائل مهم فلسفه تاریخ فقط در روایت ما از گذشته انسان آشکار میشوند. دیگر شاخه کمی متفاوت تفکر سنت قارهای که با فلسفه تاریخ بسیار مرتبط است، سنت هرمنوتیکی علوم انسانی است. درهم آمیختن این معانی با تاریخ، تأکید سنت قارهای بر تفاوت علوم انسانی و علوم طبیعی را موجه میکند و استفاده از روشهای تحقیقی برای درک معنای رفتارها و وقایع را مهم جلوه میدهد.

آنها سعی داشتند کلان تفسیری فراهم کنند و با آن تاریخ جهان را دارای نظم درونی جلوه دهند. حلقه ی وین علی رغم عدم قبول وجود گزاره های ترکیبی پیشینی، با رای کانت درباره ی فلسفه موافق بودند. در نتیجه با وجود مثال های نقضی که درباره ی انگلیسی محور بودن فلسفه ی تحلیلی بیان شد، می توان گفت فلسفه ی تحلیلی به یک معنا دارای ریشه های انگلیسی است. به عنوان مثال نیچه یکسره بی اعتنا به تجربه است و حتی آن را مورد تمسخر قرار می دهد. دکارت به عنوان راهی برای جمع بندی شک و تردید جهانی که در آن فرو رفته است، فرض میکند که یک نابغه شیطانی با حداکثر قدرت و حیله گری تمام نیروهای خود را به کار گرفته است تا او را فریب دهد.

هر روح به چیزی میل می کند که با طبیعتش مطابق است و نیرویی مطابق ارزش و استعداد خود پدید می آورد که عشق نام دارد این عشق در همه چیز جریان دارد . ارسطو به عنوان هوشیارترین مغز متفکر جهان باستان و به نظر ما برای تمامی دورانها، اهمیت حرکت را دریافته بود، زیرا توجه کرده بود که همه چیز در جهان پیرامونی او در حرکت است، حتی اگر ساکن به نظر بیاید. یونیان باستان مردمانی بودند که ازدواج همراه جهیزیه را باب کردند. در مقابل این نگاه، مکتب کلیگرایی معتقد است انسانها ذاتا یکسان هستند، چه در مصر باستان چه در بروکلین اکنون، بنابر این وظیفه تبیین تاریخی کشف یکسانی انسانهای بی شمار در گذشته و حال است.

هر کدام از این صورت بندیها مسائل جدید و مختلفی را برای تبیین فلسفی به وجود میآورد. ۳ – شناسایی، بازنمایی و تبیین تاریخ مستلزم چه چیزهایی است؟ باید یادآور شد که مفهوم «معنا» در بحث تاریخ در سه حوزه مطرح میشود: ۱٫معنای رفتار فردی درون وقایع تاریخی، ۲٫معنای دستهای از وقایع تاریخی در میان گستره وسیع تاریخ، و ۳٫معنایی که نزد بازیگران بعدی تاریخ هنگام بازنمایی و موضوع بندی روایات گذشته شکل میگیرد. ممكن است شما بگوييد نه، اين انحصار را قبول نداريم، زيرا در تمدن جديد راه ديگرى غير از اصل تناسل و يا ارضاى غريزه براى دفع اين حاجت پيشنهاد كردهاند، و آن اصل اشتراك در زندگى است، به اينكه مردان با آميختن با يكديگر و هم چنين زنان با همجنس خود، اين احتياج را بر طرف سازند.ليكن در پاسخ باید گفت: دليل بر غير طبيعى بودن روش مذكور اين است كه هيچ اجتماعى سراغ نداريم كه اصل اشتراك در ميان آنها شايع شده باشد، و از ازدواج و تشكيل خانواده بى نياز شده باشند.و كوتاه سخن اينكه ازدواج سنتى است طبيعى كه از آغاز پيدايش بشر تا كنون در مجتمعات بشرى داير بوده، و هيچ مزاحمى به غير از زنا سد راه و مزاحم آن نبوده، آرى، تنها مزاحم ازدواج، زنا است كه نمىگذارد خانوادهاى تشكيل شود و طرفين بار سنگين ازدواج را تحمل كنند و به همين بهانه شهوات را به سوى خود مىخواند، و خانوادهها را مىسوزاند و نسلها را قطع مىكند.

تنها راه پیدایش نسل پاک و شایسته، ازدواج و تشکیل خانواده است. بنابر این مورخ میتواند شرایط تاریخیی را کشف کند که انسانها را به یک راه خاص وادار و مقید میکند و از این طریق باعث به وجود آمدن نتیجه تاریخی خاصی میشوند. در نتیجه بیشتر فیلسوفان آلمانی دارای رویکردی غیر تجربی هستند؛ هر چند موضع یکسانی در برابر روشنگری ندارند. بنابراین فلسفه تحلیلی نه به تمام معنا اتریشی، انگلیسی، امریکایی یا آلمانی است و نه به تمام معنا غیر اتریشی، غیر انگلیسی، غیر امریکایی یا نیز آلمانی؛ بدین سبب تقابل جغرافیایی دو سنت تحلیلی و قاره ای چندان موجه نیست.

۳- در اینجا منظورم از فلسفه ی قاره ای فلسفه ای است که پیدایی و رواج آن در کشورهای آلمان و فرانسه و در وهله ی بعدی ایتالیا و اسپانیا است و مراد از فلسفه ی تحلیلی، فلسفه ای است که در کشورهای آمریکای شمالی و انگلستان و استرالیا رایج است. روحیه ی آلمانی که فلسفه ی قاره ای در آن ریشه دارد، آمیخته به پیچیدگی، غموض و رازآلودگی است، به همین دلیل هنگامی که سنت آلمانی از معنای چیزی می پرسد، توجهی به مسئله صدق و کذب ندارد. به همین دلیل تحلیل های زبانی و روانشناختی و علوم تجربی در آن سنت اهمیت داشت.

اکنون برای آشکار شدن این که من یک دانشمند متافیزیک نیستم و درجه ای در این خصوص ندارم بلکه این عناوین همواره برای من بدلیل اینکه بخش های عمده ای از زندگی را پوشش می دهند جذاب بوده اند. این مقاله در دو شماره(۲-۳) مجله فلسفه نو به چاپ می رسد. در سال 548 هجری به دعوت “عبدالمومن” که درصد د تاسیس مدارس علمی بود، به مراکش رفت و در آن جا کتابی در طب عمومی، موسوم به “الکلیات” نوشت.

اوخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، دو نحله ی فلسفی در اتریش وجود داشت: جریان علمی – تجربی (حلقه ی وین) و جریان رئالیسم. استدلالهای او، از شک و تردید فیلسوف یونانی سکستوس امپیریکوس (فیلسوف قرن سوم میلادی) نشأت میگیرد که در آثار میشل دو مونتین (1592-1533) و پیر شارون الهیاتدان کاتولیک (1603-1541) منعکس شده است. در قرن بیستم متکلمانی چون ماریتان، راست و دیسون مسائل نظاممندی برای تقویت تفسیر مسیحی از تاریخ مطرح کردهاند. این رویکرد ممکن است هرمنوتیکی تلقی گردد؛ با این تفاوت که به جای تمرکز بر تفسیر معانی و رفتارهای فردی، روی مسائل تاریخی کلان متمرکز میشود.

او در کتاب خود با نام «ایدههایی برای فلسفه تاریخ انسانیت» از یک بافت تاریخی برای طبیعت انسان سخن میگوید. ابعاد ثابت ماهیت انسان باعث به وجود آمدن حالتهای معین مراحل رشد جامعه مدنی، قانون، تجارت و حکومت میشوند. چیزی به عنوان «تاریخ بی طرف» وجود ندارد. به عنوان مثال کواین فیلسوف امریکایی تحلیلی شاگرد کارنپ بوده است. ممکن است بگوییم چیزی تحت عنوان «تاریخ کلی» وجود ندارد. این تلاش صورتهای مختلفی به خود میگیرد؛ مثلا میتوان گفت تاریخ اراده الهی را پیش میبرد، یا اینکه طرحی بزرگ (که ممکن است دوری، غایتمند یا خطی باشد) در تاریخ وجود دارد، یا اینکه تاریخ هدف مهمی را دنبال میکند (مثل نگاه هگل به تاریخ که طبق آن تاریخ به دنبال ظهور آزادی انسان است).

دیدگاهتان را بنویسید