دانلود کتاب فلسفهای برای زندگی اثر ویلیام بی. اروین – فیدیبو

و همانگونه که می دانیم اصل زیربنائی حیات ملی هر جامعه فلسفۀ سیاسی آن جامعه است؛ و لذا دکتر مصدق در دادگاه بیداد شاه خائن اعلام داشت: «من یک ایرانی مسلمان هستم»؛ که دکتر مصدق با القای این پیام تاریخی آگاهی بخش می خواست به مردم ایران بگوید: مردم ایران، تا هنگامی که به دو اصل فرهنگی ملیت ایرانی و اسلام جعفری ایمان داشته باشید (که این دو اصل فرهنگی، در واقع فلسفۀ سیاسی جامعۀ مردم ایران را تشکیل می دهد)، میهن عزیز ما بمانند کوه دماوند، همچنان استوار و پایدار خواهد ماند. ؛ که این خود کامگی نشان از ضعف آگاهی و بینش دینی – اخلاقی است، و نیز عدم درک حد و مرز خود د ر اظهار عقیده پیرامون امور مختلف است؛ و هگل فیلسوف معتبر آلمان، اما در جائی، بدلیل ضعف بینش فلسفی و عجز از شناسائی خالق اعظم و کلاً ماوراء الطبیعه، که باعث این عجز محیط اجتماعی – فرهنگی جامعۀ مسیحیت مسخ شدۀ اروپا بود، و لذا به خطا حضرت مسیح را خدا تصور میداشت، اما در دوران سالخوردگی چون مسیحیت کلیسا نمی توانست روح آشفته و نا آرام او را نسبت به تعالیم کلیسا قانع کند، و به دلیل احساس خود بزرگ بینی، به مکتب کفر و زندقۀ «وحدت وجود» پناه برد و بمانند ویلیام جیمز از «حلول خدا در وجود خود»، ایمائاَ اشارةً دم می زد!

«دنیای اطراف ما از چه چیزی ساخته شده است؟ خدا با هر کس و هر چیزی هست، اما این حقیقت به معنا و مفهوم همتا و همانند بودن انسان با خدا نیست. اما ریسک این شیوه این است که فلسفهورزی چیزی شبیه به نوعی شوبیزینس شود یا مثلا چیزی شبیه موعظههای اوانجلیستهای مسیحی. به این معنا که آن چیزی درست و خوب است که خداوند به آن امر کند و آن چیزی نادرست و شر است که خداوند ما را از آن نهی کند. تحقیقات علمى در فیزیولوژى و روانشناسى در باب تفاوت هاى جسمى و روحى زن و مرد ثابت کرده است که مردان نسبت به محرک هاى چشمى شهوت انگیز، حساس تر از زنانند و برعکس زنان در مقابل محرک هاى لمسى حساسیت بیش ترى دارند.

از سوی دیگر، نظر به اینکه ازدواج مهمترین وظیفه اجتماعی زن و مرد به شمار میرود، ترجیح رهبانیت نوعی بیتوجهی به شئون است. زن مظهر زیبایی و جمال و مرد مظهر شیفتگی است. زیبایی چیست؟ آیا زندگی ما را شخص و یا نیرویی دیگر اداره می کند؟ یکی از رنج آورترین مسائل برای یک اهل فلسفه این است که از حقانیت خودش دفاع کند این دفاع از خود را میتوان به دو شکل فهمید؛ شکل ساده ی آن این است که یک اهل فلسفه همیشه با سوالاتی از همان ابتدای فعالیت خود از سوی دیگرانی مواجه است و از قضا یکی از این سوالات این است که فلسفه چیست و به چه کار می آید؟

؛ پس چرا برخی از انسانهای خودکامه، که خود را بیش از آنچه هستند تصور می کنند، خود را عارفان همتای خدا معرفی می کنند؟ پس «مودت و محبت» نیز از جملهی اهداف ازدواج هستند که در قالب روابط خانوادگی (بینکم) قرار میگیرند. بزرگترین اندرز فیلسوف به ما این است: خود را به نیرویی که درون خودت است تسلیم کن تا نیرومند شوی، زندگی خود را از نو بساز تا خود را از نو زنده کنی و تخم جهل را در خود بکش تا بر سرنوشت خود چیره گردی، پس فلسفه ما را به زیباترین و بهترین چیزهای زندگی آشنا می کنند، مثلا روزی کسی ارسطو را سرزنش کرد، چرا اینقدر با افلاطون مخالفت می کنی، مگر او را دوست نمی داری، ارسطو در جواب گفت: استادم را دوست دارم ولی حقیقت را بیش از استادم دوست دارم، روح فلسفی در این گفتار نهفته است افلاطون گفته است: «فلسفه با حیرت شروع می شود، یک فرد عادی کمتر از خود می پرسد، کیستم؟

اما این که فلسفه چیست و فیلسوف کیست هنوز پاسخی سر راست تر از همان که از زمان پیدایش اش داشته؛ ندارد. آدمیان با همه برخورداریها اما هنوز از چیزی در رنجند. اما به جوابی نمیرسیدم. اين طور هم نيستيم كه مقاومت در برابر يك ميل و خواهش قوي (حتي اگر اين مقاومت به شادي و سرور خودمان بيانجامد) برايمان آسان باشد تا چه رسد كه بخواهيم براي يك خير اخلاقي چنين كنيم.

اگر دارند، ذهن چگونه با بدن در ارتباط است؟ خلاصه اگر خواسته اید به چالش های مجازی وارد شوید و از سَبـــیل سردرآورده اید تعجب نکنید، چرا که وبلاگ قبلی به آدرس فعلی فوروارد شده است. برای نمونه تنها دو کتاب اثولوجیا و خیرالمحض حاوی همهٔ عناصر اصلی است که وارد مکتب نوافلاطونی اسلامی شده است: تعالی محض مبدأ اوّل یا خدا، انتشار یا صدور اشیاء از او، نقش عقل به عنوان وسیلهای برای خدا در آفرینش، و به عنوان حیّز صُوَر اشیاء و مصدر اشراق بر عقل آدمی؛ موضع نفس در پیرامون عالم عقلی و حلقهٔ واسط یا «مرز» میان عالم عقلی و عالم حسّی، و بالاخره خوار شمردن مادّه از حیث اینکه پستترین مخلوق صادر از واحد و پایینترین پله در نردبان جهان هستی است.

کتاب «پژوهشی در فلسفه اسلامی» نوشته عزیز الله فیاض صابری از سوی انتشارات بوستان کتاب منتشر شد. بسیاری از نظریاتی که فلاسفهی یونان باستان مطرح کردهاند – مواردی نظیر عناصر، اتمها و … آیا نویسنده بر تورات و انجیل و قرآن آن چنان احاطه دارد که چنین اصلی را به صورت مسلٌم مطرح میکند؟ در قوانین اسلام، براى استفاده درست از این غریزه حیاتى، مکانیسم هاى گوناگونى مطرح شده است که «حجاب» و وجود حریم بین زن و مرد، یکى از راهکارهاى مهم آن است. یکى از غرایز خدادادى در ساختمان وجودى انسان، غریزه جنسى است که نیرومندترین و ریشه دارترین غریزه آدمى است و در صورت کنترل آن، مى تواند علاوه بر تداوم و استمرار نسل بشر، موجبات و امنیت روانى انسان ها را فراهم کند.

این فلسفه طرفدار سرسخت اعتدال است و میانهروی و لذت بردن از زندگی را به انسان میآموزد. با جمع بندی مطالب بالا به این نتیجه می رسیم که: محور اساسی فلسفه از ابتدا جنبۀ سیاسی داشته است. نتیجه این مسئله هم چیزی به جز رسیدن به پوچی و پوچ گرایی نیست، که آن هم در نهایت موجب دست شستن آدمی از زندگی و خزیدن به کنج تاریک افکاری مردود و پوسیده می شود. در نتیجه شناخت یک چیز مستلزم این نیست که صرفاً ذهن خود را فراموش کنیم و بر این تمرکز کنیم که آن چیز واقعاً چیست. کاربرد فلسفه شناخت موجودات است یعنی انسان به وسیله دانش فلسفه می تواند موجود حقیقی را از موجودات خیالی و توهمی تمیز دهد.

چون شناخت کُنه اشیاء ، مخصوص به خداوند است ، فلسفه قادر بر اکتناه بر حقایق موجودات نخواهد بود ، بلکه شناخت آنها محدود به وسع و توان بشر است. در نهایت و به عنوان پایان این مختصر، توضیح دو مطلب مطلب نیز ضروری به نظر میرسد و آن اینکه فلسفه اساساً پاسخ نهایی به هیچ پرسشی نمیدهد بلکه روش طرح پرسش صحیح و تحقیق درباره ی آن را به ما میاموزاند. و طرح شعارهائی در تخطئۀ خاندان عترت و طهارت در فیلم هائی، با هدف توهین به خاندان نبوت، که به عقیدۀ من همۀ ابعاد این سناریوی تبلیغاتی- ارتجاعی یک گونه زمینه سازی برای یک تحول ارتجاعی دیگر است؛ که در نهایت هدف این سیاستهای استعماری به زیر سؤال بردن دو اصل فرهنگی که در پیام تاریخی دکتر مصدق «من یک ایرانی مسلمان هستم» بازتاب یافته است هست و می خواهند آنرا از متن جامعه سیاسی ایران حذف کنند، غافل از اینکه مسیر تاریخ در جهت خلاف تصورات پوچ مرتجعین خیالباف است.

اين گروه اصطلاح جديدى خلق كردند و آنچه را كه با روش تجربى قابل تحقيق بود «علم» خواندند و آنچه مىبايست با روش قياسى از آن استفاده شود، اعمّ از متافيزيك و اخلاق و منطق و غيره، آن را «فلسفه» خواندند. ما گذشته را خلق میکنیم، تفسیر میکنیم، به آن جنبه تخیلی، افسانهای یا قهرمانانه میبخشیم و در عین حال بعضی از داستانهای گذشته را ـ که همان «تاریخهای» ما باشند ـ ملاک درستی عملکرد، ملاک صحت رفتار سیاسی خود یا ملاک خصلت ملیگرایی قرار می دهیم، یا رفتار آینده را توجیه میکنیم. تا الان این سوال رو از خودتون پرسیدین که فلسفه ازدواج چیست؟

با این روش، هم جایگاه ازدواج را نزد خداوند بیان میکند و هم انسانها را به انجام آن ترغیب مینماید. ؛ و این دور از روح حجاب است. مقصود از کمال متوسط همین است. » این پرسش در سادهترین حالت، پرسش اصلی شاخهی متافیزیک است. متافیزیک پایه و اساس فلسفه است. چرا متافیزیک اهمیت دارد؟ وقتی غریبهای هنگام رانندگی ازحرکت بازمان می دارد. و تحلیل و تفسیرهای دروغین می پردازند؛ که خدا در قرآن سورۀ آل عمران می فرماید: « هو الذی انزل علیک الکتاب منه آیات محکمات و اُخَرُ متشابهات فا ما الذین فی قلوبهم زیغٌ فیتبعون ما تشابه منه ابتغاءَ الفتنة» ( خدا که کتاب آسمانی را برای تو، ای محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)، ارسال داشت، در کنار آیات محکم، آیات متشابه نیز جای داده که تفسیر و تحلیل آنها بر عهدۀ خدا و معصومین واگذار شده است) و نه بر عهدۀ فراماسون های عامل استعمار انگلیس، که رادیوی لندن، با تحسین، به تبلیغ پیرامون این نشست های ارتجاعی یاد می کند!

به عنوان مثال، اصول ریاضیات فلسفه طبیعی نیوتن در سال ۱۶۸۷ که بعداً به عنوان یک کتاب فیزیک طبقهبندی شد. از این کتاب دو ترجمه در بازار وجود دارد: یکی ترجمهی آقای حنایی کاشانی و دیگری ترجمهی خانم احمدیان. البته فلسفه در بین همه ملتها و همه فرهنگهای گوناگون یافت میشود و فیلسوفان بیشماری نسل از پی نسل در این کشورها میآیند و میروند بدون آنکه بر خرمن فلسفه بیافزایند.

فلسفه در راه تحقیقات نظری خود هرجا به کشف قانونی توفیق یافت آن را به علوم تحویل می دهد، لذا تمام علوم، فلسفه خاص خود را دارند. تفاوت دیگر در این است که افلاطون فضیلت را صرفاً واحد مى دانست، که آن هم فقط براى عده اى خاص قابل حصول بود. چرا هر اتفاقی به اتفاقی دیگر منجر میشود؟ پرسشهای دیگر و دیگر. فلاسفه اشخاص فهیم و فکوری می باشند که جزئیات امور را مورد توجه قرار داده و بعد روابط آنها را به طور سیستماتیک و منظم به یکدیگر پیوند داده و آنگاه کلیات را مورد تعمق و تامل قرار می دهند.

بهطور کلی، این شاخهی فلسفه حول محور این میگردد که ما چه چیزهایی را میتوانیم دربارهی دنیا بدانیم و چگونه میتوانیم آنها را بدانیم. فتوای فقها درباره فلسفه و عرفان چه میزان اعتبار دارد؟ ۱- اولین بار جان استوارت میل بود که در قرن نوزدهم و در سالهای ۱۸۴۰ تا ۱۸۴۵ به بحث درباره ی تاثیر فیلسوفان قاره ای بر فیلسوفان انگلیسی پرداخت و به نوعی به تمایز میان این دو رویکرد فلسفه ورزی اشاره کرد. نقش خانواده در پروسه ایجاد جامعه سالم، یک نقش بى بدیل است و در این میان نقش حجاب و پوشش اسلامى در سلامت و استمرار پیوند خانوادگى، غیر قابل انکار است.

بى بندبارى در پوشش و لباس ، موجب بى بندبارى در تحریک غریزه جنسى است. خانواده ها به سادگى متلاشى مى شوند و کودکان بى سرپرست مى مانند. فلاسفه نخستین در موضوع هایی تحقیق می کردند که اکنون باید آن ها را جز و علوم به حساب آورد. این فلاسفه بر جنبه زبانی نوشته تاریخی تأکید میکردند و اینکه روایت تاریخی صرفا روایت سلسله وقایع نیست. تنها عاملی که میتواند به این انسان بیقرار، آرامش بخشد و وی را به ساحل امن سلامتی روحی و روانی مسکن دهد، ازدواج است. هم تجربیات و مطالعاتم مکتوب میشوند و هم میتواند برای شما مفید باشد.

دیدگاهتان را بنویسید