خلاصه کاملی از جنگ ایران با عراق با تمام جزئیات

متقابلا حوثیها هم نسبت به حملات بیشتر هشدار داده و در اوایل 24 ژانویه حمله دیگری را به ابوظبی ترتیب دادند. در رابطه با ایران، هر موشک اسکاد روسی که از سوی عراق به طرف تهران شلیک میشد، این پیام را برای دولتمردان ایران به همراه داشت که نباید نقش شوروی را در جنگ نادیده بگیرند و باید سیاستهای خود را با سیاستهای منطقهای مسکو هماهنگ کنند. این گفته چرنینکو ظاهراً با سیاست اصلی شوروی در برابر جنگ که حفظ موازنه بین طرفین متخاصم بود مغایرت داشت. در سال 1985م شوروی کوشش کرد با اعلام میانجیگری بین ایران و عراق صلح برقرار کند که (به علت عدم تمکین عراق به پرداخت غرامتهای جنگی و عدم موافقت ابر قدرتها با عراق به آغازگر جنگ) با مخالفت ایران همراه بود. بر این اساس و به دنبال شکست دیپلماسی شوروی در تعدیل مواضع جمهوری اسلامی و در پی آن افشای ماجرای ایرانگیت که نوعی نادیده گرفتن نقش روسها در منطقه و جنگ بود، مسکو تمام کوشش خود را صرف جلوگیری از پایان جنگ تا رسیدن به توافق کامل در مورد افغانستان کرد. از سوی دیگر، با تحکیم قدرت روحانیون در ایران و به دنبال کاهش مخالفتهای داخلی و احیای ارتش ایران پس از تحمل ضربات شدید اولیه، شدت این تهدیدها می توانست بیشتر شود و با تقویت ارتش این کشور دامنه آن گسترش یابد.

انقلاب اسلامی ایران با سرنگونی رژیم شاه و قطع دست آمریکا از ایران، نه تنها شاه بلکه متحدان آمریکایی آن را نیز به شدت غافلگیر کرد. بنابراین تا به دست آمدن توافق کامل در مورد حل و فصل بحران افغانستان جنگ باید ادامه پیدا میکرد. قبل از آن، ایران در جوامع بینالمللی و به خصوص از سوی متحدان غربی خود، در موضوع بحرین تحت فشار بود. در ادامه سیاست فشار به ایران، آندره گرومیکو وزیر خارجه شوروی در دیدار با کمیته هفتگانه عرب که در پی تلاش برای ایجاد آتشبس و پایان جنگ در مسکو صورت پذیرفت، ایران را به طور صریح مسئول ادامه جنگ با عراق و بحران منطقه دانست و گفت: ایران نقشههایی دارد که به موجب آن منطقه را مورد تهدید قرار میدهد. در واقع پس از به قدرت رسیدن گورباچف در سال 1985م فعالیت دیپلماتیک شوروی در خصوص جنگ ایران و عراق افزایش یافت. ، قایقهای بریتانیایی بودند که به کمک ارتش این کشور رفتند تا آنها را از نابودی نجات دهند ـــ امروزه هم حفاظت از امنیت مالی و اقتصادی دربرابر حملات، در دستِ شهروندان و شرکتهای خصوصی است. از نظر آنها این جنگ مهمترین اهرم فشار برای کسب امتیاز از آمریکا و ایران به شمار میآمد که از طرفهای ذینفوذ در مسئله افغانستان بودند.

در این راستا آنها تلاش کردند تا از جنگ ایران و عراق نیز به عنوان اهرم فشار برای کسب امتیاز مورد نظر از طرفین ذینفوذ در مسئله افغانستان از جمله ایران و آمریکا استفاده کنند. بنابراین صدام از همان ابتدا به دفاع از مواضع اعراب پرداخت و همراه با سعودی ها در جهت مقابله با حکومت انقلابی تهران، نقش برجسته ای در سازماندهی حکام کشورهای خلیج فارس و فراهم کردن مقدمات امنیت جمعی برای آنها ایفا کرد. همیشه مشاوران انگلیسی داشتند و آنها مانع شدند که ایران بتواند کاری انجام دهد. انقلاب اسلامی ایران در 1979 و حمله شوروی به افغانستان، ژئوپلیتیک منطقه را کاملاً تغییر داد و یک بازی جدید در سطح منطقهای آغاز شد جایی که آمریکا ایران را از دست داد و شوروی افغانستان را بدست آورد. در همین اثنا صدام حسین طی سفر به شوروی و دیدار با میخائیل گورباچف و آندره گرومیکو از رهبران شوروی خواست نقش مستقیمی در جهت یافتن راه حلی برای پایان دادن به جنگ ایران و عراق ایفا کنند. گورباچف با توجه به اتخاذ تنشزدایی در سیاست خارجی و تمایل به ایجاد رابطه دوستانه با آمریکا، جهت فشار بر ایران در خصوص پذیرفتن قطعنامه و ارسال تسلیحات به عراق، اقدامات زیادی انجام داد.

بنابراین مسکو تلاش میکرد تا از این بنبست در جهت جلب نظر ایران در زمینه حل و فصل بحران افغانستان استفاده کند. روسها دراین مقطع زمانی در پی آن بودند تا با یک بدهبستان منطقهای یا بینالمللی، بزرگترین مشکل سیاست خارجی خود را آبرومندانه و با حفظ پرستیژ، حل و فصل کنند. هر چند ایران آتش بس را پذیرفت، اصول انقلابی خود را ترک نکرد، اما در این شرایط، امریکا و عراق به این کشور پیشنهاد مصالحه دادند. دبیرکل نیز در مذاکره با طرفین ، ترتیبات ضروری را برای تشکیل نیروهای حافظ صلح و ناظر بر آتش بس پیش بینی کرد (هیوم ، ص ۱۱۵ـ۱۱۶). یکی از مهم ترین امتیازهای این قطعنامه در مقایسه با قطعنامه های پیشین این بود که در بند ششم آن ، طبق نظر ایران از دبیرکل خواسته شد تا هیئت بی طرفی را برای مشورت با ایران و عراق و تحقیق در باره مسئولیت شروع جنگ تعیین کند (ملکی ، ص ۱۸۱).

دیدگاهتان را بنویسید