حجاب با مد (حجاب استایل) با فلسفه حجاب در اسلام تعارض دارد؟

پوشیده بودن زن در حدودی که اسلام تعیین کرده است موجب کرامت و احترام بیشتر اوست؛ زیرا او را از تعرض افراد جلف و فاقد اخلاق حفظ میکند. این مسائل بود و من کمال احترام را نسبت به مرحوم دکتر حائری داشتم و ایشان نیز کم کم با ما لطفی پیدا کرده بودند تا اینکه دانشگاه تعطیل شد و آقای دکتر پور جوادی و بعضی از دوستانشان یک جایی را به عنوان «کمیته تالیف و ترجمه» درست کردند. اقای حائری میفرمودند فلسفه در اسلام همان فیلوسوفی است و کربن اصرار داشت که تئوسوفی است و این اشکال حل نشد که نشد و هر دو دلایلی دارند که در جای خود باید ذکر شود.

گروه اول كه به كلى منكر ما بعد الطبيعه و منكر روش قياسى بودند و تنها علوم حسى و تجربى را معتبر مىشناختند كم كم متوجه شدند كه اگر هر چه هست منحصر به علوم تجربى باشد- و مسائل اين علوم هم كه جزئى است؛ يعنى مخصوص به موضوعات خاص است- ما از شناخت كلّى جهان- كه فلسفه يا ما بعد الطبيعه مدعى عهدهدارى آن بود- به كلى محروم خواهيم ماند؛ از اين رو فكر جديدى برايشان پيدا شد و آن پايه گذارى «فلسفه علمى» بود يعنى فلسفهاى كه صد در صد متكى به علوم است و در آن از مقايسه علوم با يكديگر و پيوند مسائل آنها با مسائل ديگر و كشف نوعى رابطه و كلّيت ميان قوانين و مسائل علوم با يكديگر، يك سلسله مسائل كلىتر به دست مىآيد.

نوع دیگر هستی منظومهای از افکار، احساسات و عاداتی است که بیانگر گروه و یا گروههای مختلفی است که انسان عضو آنهاست. گروه زيادى از اروپاييان كلمه «ما بعد الطبيعه» را مساوى با ماوراء الطبيعه پنداشتند و گمان كردند كه موضوع اين علم امورى است كه خارج از طبيعتاند و حال آن كه- چنانكه دانستيم- موضوع اين علم شامل طبيعت و ماوراء طبيعت و بالأخره هر چه موجود است مىشود. طرفداران این نظریه معتقدند که حکم حجاب از احکام اجتماعی است؛ زیرا پیوند وثیق و ارتباط مستقیم با جامعه و نظام حاکم بر جامعه اسلامی دارد هر چند نافی وظیفه افراد در امر به معروف و نهی از منکر زبانی نیست.

ارسطو معتقد است: مرد سیاسى هم باید از دانش نظرى درباره نفس در حدود مسائلى که بیان مى کند، آگاهى داشته باشد تا با شناخت از نفس، مردم را به وسیله قوانین و ایجاد رفتارها و عادت هاى صحیح به سیرتى درست رهنمون سازد. شهید مطهری (1382) میفرماید: «تمایل مرد به چشمچرانی، بیشتر زن را تحریک به خودنمایی میکند و بههمین دلیل تبرج (بزک نمودن) از مختصات زنان است». ایازی، 1397؛ مفتح، 1387) این موضوع دو مسئله را لازم و ملزوم یکدیگر میداند که نبود مجازات ترک حجاب در صدر اسلام و اجتماعی بودن یک چیز است؛ یعنی هرگاه امری فردی شد تارک آن مجازات نمیشود.

در جواب باید گفت که اول اینکه سیره از دلایل لبی است که باید به قدر متیقن آن عمل کرد و از اطلاق آن به ادله لفظیه نمیتوان بهره گرفت. با اینکه به پوشش مردان کمتر از زنان سفارش شده است، ولی مردان در عمل پوشیدهتر از زنان هستند؛ زیرا تمایل مرد به نگاه کردن و چشمچرانی است نه به خودنمایی، و تمایل زن بیشتر به خودنمایی است نه به چشمچرانی.

بههمین دلیل به زن سفارش شده است که خود را در معرض نمایش قرار ندهد. ایازی، 1397) بنابراین، حکومت دینی نمیتواند با اجبار و زور افراد را ملزم به انجام تکالیف الهی مانند حجاب کند بهویژه درباره احکام عبادی و تکالیف فردی که مربوط به رابطه خدا و فرد است و باید همراه با قصد قربت باشد؛ زیرا قصد قربت، عملی قلبی است و الزام در آن معنا ندارد. مهمترین دلیل الزام حجاب در حکومت اسلامی امر به معروف و نهی از منکر است که در ضرورت و وجوب آن بحثی نیست و سه مرحله انکار قلبی، تذکر زبانی و استفاده از قدرت برای آن شمرده است که نشان میدهد در اسلام استفاده از اجبار در حکم شرعی جایز است، البته در صورت شرایط و حفظ حدود.

برای مثال، انفاق امری اجتماعی است، اما حکم و امر قرآن به آن فردی است؛ یعنی شخص میتواند انفاق کند و میتواند نکند و حکومت حق الزام ندارد. مباحث حجاب در احادیث، بیشتر در حکم تفسیر و تبیین این آیه و بهویژه عبارت «إلّا ما ظَهَرَ؛ زینتهای آشکار» و حکم نگاهکردن به آنهاست. پاسخ مثبت به مسئله مذکور، یعنی وجود درست و نادرست در طبیعت، گرایش طبیعی در اخلاق را بر میسازد. زنان را در پرده حجاب نگاهشان دار تا نامحرمان را ننگرند؛ زیرا که سختگیری در پوشش، عامل سلامت و استواری آنهاست.

اگرچه شکل بیان امام علی(ع) توصیهای است و حکم الزامی ندارد، ولی اهداف و آثار حجاب را تا حد زیادی روشن میکند. این حکم شخصی برای تربیت زن و بازدارندگی او از رفتار منافی عفت صادر شده است و نه جز غیر آن و نه یک حکم خشن و نه حکمی در قلمروی قانون و قابل پیگرد. خطابهایی که در این آیه درباره زنان پیامبر (ص) آمده است در حقیقت مربوط به همه زنان مسلمان است؛ زیرا در «أَطهَرُ لِقُلُوبِکمْ وَ قُلُوبِهُنَّ» خداوند برای هر زن و مردی، پاکدلی را میخواهد. در درون هر انسان دو نوع هستی وجود دارد که در یکنوع آن همه حالات نفسانی که به خود انسان و حوادث حیات شخصی او مربوط است، میباشد و آن وجودی است که میتوان آن را هستی فردی نامید.

امام خمینی(ره) میفرماید: «در نماز و حج نیز جهات اجتماعی و سیاسی مربوط به زندگی و معیشت دنیوی وجود دارد» (موسوی خمینی،1379، 2/ 617). بنابراین، رابطه تساوی بین عمل تقربی و فردی برقرار نیست و اینها لازم و ملزوم هم نیستند و میتوان رابطه عموم و خصوص منوجه را تصور کرد. با مراجعه به ابواب مختلف فقه مشخص میشود که برخی عبادات مانند خمس و زکات هم جنبه فردی دارند و هم اجتماعی و چهبسا جنبه اجتماعی این اعمال بر جنبه فردی آن غلبه دارد و حتی برخی عبادات مانند نماز و حج که عباداتی فردی هستند نیز با مسائل اجتماعی، سیاسی و امور دنیایی پیوند دارند.

ملاک فردی و اجتماعی بودن، ذاتی نیست و بحثی که فردی است، میتواند جنبه اجتماعی هم پیدا کند. بعضی از قائلین به فردی بودن حجاب، شخصی بودن حجاب را به قرآن مستند میکنند و با توجه به برداشت جدیدی که از برخی آیات قرآن ارائه میدهند، حجاب را حق اجتماعی نمیدانند. با بیان جمله بعد از آیه و توجه به خطاب جمع و به هر دو طرف در آیه یعنی، ذکر جوانب مختلف مرتبط با حکم، اجتماعی بودن استفاده میشود بهویژه با اطهر بودن.

هر انسانى چه مرد باشد یا زن، سفید باشد یا سیاه و تابع هر کشور یا مذهبى باشد، شریف و آزاد است. نمونه کامل حکومت پادشاهى را در ایران مى توان یافت و کامل ترین نوع حکومت دموکراسى را در کشور ما.»15 اما از دید افلاطون، در صورت عدم تحقق حکومت پادشاهى، بهترین نظام سیاسى حکومت بر اساس قانون است. در روایت امام صادق (ع) با مراجعه به وسائلالشیعه اصل روایت به این صورت است: «لا یصلح للمرأة المسلمة أن تلبس من الخمر والدروع ما لا یواری شیئا؛ سزاوار نیست برای زن مسلمان که روسریها و روپوشهایی بپوشد که بدن او را پوشش نمیدهد».

نميخواهم از اين توضيحات نتيجه گرفته شود كه من لذتگرا هستم؛ يعني كسي كه معتقد است لذت و الم تنها عوامل تعيين كننده صحت يك فعل هستند. نتيجه بحث اين شد كه اگر كسى از ما بپرسد كه «فلسفه چيست؟ یعنی این که اگر تمام اجزاء یک نظام برای انجام دادن کار مورد انتظار از آن نظام در حالت متکامل قرار داشته باشند آن نظام، نظامی فضیلت مند است. شدت اهتمام اسلام به رعایت این دستورات وتوصیهها نشانهی آن است که اسلام هرگز به از دست دادن این اهداف رضایت نمیدهد و نمیپسندد که ازدواجی انجام پذیرد، ولی اهدافش تأمین نشود.

» پاسخ به این گونه مسائل در قلمرو فلسفه است و فلاسفه در جواب دادن به موضوعات فوق با یکدیگر اختلاف نظر دارند و از اینجاست که مکاتب مختلف فلسفی به وجود آمده است. دکارت بیشتر استدلال کرد که انسانها میتوانند با کسب تجربه شرطی شوند تا واکنشهای احساسی خاصی داشته باشند. همچنین واژه جیب در مورد انسان بهمعنای مطلق شکاف نیست تا منظور از آیه قسمتهای باطنی بدن زن باشد چنانکه شحرور میپندارد، بلکه هرگاه در مورد انسان بهکار رفته است به معنای شکاف پیراهن یا زره اوست. اما در دو مقطع که اولین آن با سقراط آغاز میشود، این فاصله کم میشود؛ پدیده سقراط، انقلابی در تاریخ فلسفه محسوب میشود.

اینکه میگوئیم نمیتوانیم با مد پیش برویم چون غرب مد را پیش میبرد چون ما مد را سرکوب کردیم. مُد به ذات متعلق به سرمایهداری است و فقط به دنبال فروش محصول است و این فرصت تفکر را به شما نمیدهد که آیا شما مد اسلامی میخواهید یا خیر. سپس به اختلاف میان این دو پرداخت و گفت که خدای عشق زمینی در دل فرومایگان خانه دارد و به دنبال تن و هوس است و آفرودیتۀ او محصول زن و مرد است! نقد و بررسی: حجاب در اسلام وظیفهاى است که برعهده زن نهاده شده است و در معاشرت و برخورد با مرد نامحرم باید کیفیت خاصى را در لباس پوشیدن رعایت کند.

نقد و بررسی: در نقد مطلب دوم باید گفت که عبادی بودن حجاب را نباید امری مسلّم شمرد؛ زیرا هرچند عملی واجب است، در مورد اشتراط قصد قربت این است که در آن تردید وجود دارد و آن را عبادت بهمعنای اعم میتوان تلقی کرد. دوم اینکه اگر گزارشهای تاریخی نمایانگر تسامح معصوم(ع) در برابر اجرای حکم میبود، میتوانست قرینهای در کنار قرائن دیگر باشد که چنین چیزی هم ثابت نیست بلکه با ادله روایی قابل نقض است.

دیدگاهتان را بنویسید