تربیت اخلاقی در فرد و جامعه

این تمرکز نیازمند یک عملیات روانی، و یک تبلیغات گسترده در زمینه مورد نظر است تا ذهن و جان شخص بهکلی بدان معطوف گردد و پذیرای تحول شود.این قانون حاصل ضرب دو اصل تدریج و استمرار در تربیت و مبتنی بر نیاز تحول به عمل و زمان است. هیچ کس نباید این گونه دگرگونی احکام را که به خاطر دگرگونی موضوعات پیدا میشود، دلیل بر نسبیتبگیرد. هیچ خردمندی نیز زیاده روی در صرف و ریخت و پاش در مواهب الهی را نمی پسندد و هر کس چنین کند در واقع فرمان عقل و شرع را نادیده گرفته و در مسیر جهالت و طغیان گام نهاده است و فرجام او نیز جز دوزخ نخواهد بود.

هیچ کس نمیتواند اینها را به حساب نسبیتبگذارد. این قاعده، ملکات فاسد را هم در بر میگیرد؛ هر بار بدنوشتن یک بار تمرین بدخطی است. همچنين در آيات ديگري از قرآن كريم جهل از اسباب بيبند و باري جنسي، سوء ظنّ به ديگران، لجاجب و تعصّب كوركورانه، بهانه جوييهاي بيمورد و نفاق و دوروئي شمرده شده است و تمام اين آيات دلالت بر اين دارد كه اگر نور علم جاي خود را به تاريكي جهل بدهد، مقدار زيادي از مفاسد اخلاقي جاي خود را به فضائل اخلاقي خواهد داد.

در این مدل از اخلاق ، علّامه ، از شیوه ی استدلال استفاده نمی کند، بلکه از روش تفسیر متن ، مفهوم «خوب» و «بد» را از نظر قرآن کریم مطابق با فهم خود استخراج نموده است. اسلام دینی است که تنها به یک سلسله پندها و اندرزهای فردی اکتفا نکرده است، بلکه دینی جامع و همه جانبه است که آنچه را که فرد و جامعه بدان نیازمند است، آنرا به عنوان یک واجب، فرض نمودهاست. ولی در اسلام و تعلیمات آسمانی، دروغ یا ظلم و ستم و نیز بخل و کینه و حسد ضدارزش است; خواه از سوی اکثریت مردم ارزش محسوب شود یا نه; و بعکس، احسان و عدالت و راستی و امانت ارزشهای والائی هستند خواه از سوی جامعهای پذیرفته شوند یا نه.

از مجموع آنچه گفته شد نتیجه میگیریم که مساله نسبیت در اخلاق از دیدگاه اسلام و قرآن و منطق عقل مردود است و در واقع طرح مساله نسبیت در مباحث اخلاقی مساوی با نفی اخلاق است، چرا که طبق نظریه نسبیت اخلاقی، هر رذیلهای در جامعه فراگیر شود فضیلت است; و هر بیماری اخلاقی فراگیر، صحت و سلامت محسوب میشود و اخلاق به جای اینکه وسیلهای برای سالمسازی اجتماع گردد، عاملی برای توسعه فساد خواهد شد. فرمان عقل ، در بدن حاكم مطلق باشد از نظر اينها نيز ريشه اخلاق بر میگردد به عدالت و توازن ، اما توازن برای چه ؟

کسب حرام ، علاوه بر این که کاری زشت و نادرست است ، بر افکار و اعمال حرام خوار نیز آثار نابهنجاری می گذارد که سبب تباهی دین و دنیای او می گردد. لذا این طور نیست كه صرف خدمت به خلق و یا تحصیل لذت و گریز از رنج و یا انجام عمل بر اساس احساس وظیفه كمال برای انسان باشد، چه بسا عملی دارای سود فردی است اما فضیلت و عبادت است و یا انجام عملی مستلزم رنج فراوان است اما نهایتاً به لذت فراوانی منجر میگردد و یا فاقد لذت ظاهری محسوس است و یا انسان در تشخیص وظیفه اشتباه كند علاوه بر اینكه نمیتوان بدون یك گرایش توحیدی گفت كه شخص میتواند عملی را صرفاً از روی احساس وظیفه و بدون در نظر گرفتن هیچ گونه نفع یا ضرری انجام دهد.

خداپرستان حتی فطرت انسانی و وجدان اخلاقی را اگر آلوده نگردد ثابت میدانند; و آن را پرتوی از فروغ ذات پروردگار میشمرند و به همین دلیل اخلاقیات متکی بر وجدان، یا به تعبیر دیگر، حسن و قبح عقلی (منظور عقل عملی است نه عقل نظری) را نیز ثابت میشمرند. امیرمؤمنان علی علیه السلام نیز کرارا در خطبههای «نهج البلاغه» بر این معنی تاکید کرده است که پذیرش و عدم پذیرش خو یا عملی از سوی اکثریت هرگز معیار فضیلت و رذیلت و حسن و قبح و ارزش و ضد ارزش نیست. در یک جا میفرماید: «ایها الناس لاتستوحشوا فی طریق الهدی لقلة اهله فان الناس قد اجتمعوا علی مائدة شبعها قصیر وجوعها طویل; ای مردم!

رفتار آدمى نیز، چنین است که اگر کار جسمى، یا روانى، یک بار به وسیله بدن انجام شود، از آن پس، دگرگونى مخصوصى در ساختمان بدن، یا مغز انجام مى پذیرد که بعدها تجدید آن را آسان مى سازد، ولى این دگرگونى ساختمان بدن، خود نمى تواند ابتکار انجام عمل را به دست بگیرد و یا به تنهایى عادتى را به وجود آورد، نیاز به انگیزاننده خارجى دارد. ولی اگر در موضع خود آن قطعه چوب بنشینیم آیا می توانیم از وضع پیش آمده راضی باشیم؟ میگفت : زيبايی به هم میخورد ، ولی امثال ملاصدرا چرا میگويند نبايد افراط و تفريط در قوا و استعدادها باشد ؟

اين مرد روز اول ماه رمضان آمد با ما اتمام حجت كرد ، حالا ما يك ماه رمضان تمام بايد از او فحش بشنويم ، چون روز اول ماه رمضان گفته اخلاق من اين است گفت : من هم گفتم كه عجب تذكر بجائی دادی ، اتفاقا اخلاق من هم همينطور است و بلكه بدتر ، در حال روزه عصبانی میشوم ، يك وقت میبينی كه مثلا اين دوات را برداشتم و پراندم به سرت . نسبیت آن است که شراب را مثلا در جوامعی که علاقه به شراب دارند حلال بدانیم و در جوامعی که علاقه ندارند حرام بدانیم بی اینکه تغییر در ماهیتشراب ایجاد شود.

احکام شرع نیز همینگونه است، شراب حرام و نجس است، اما ممکن استبا گذشت چند روزی و یا با اضافه مادهای به آن، تبدیل به سرکه پاک و حلال گردد. شوخی کردن بدون رعایت حد و مرزهای آن، آفاتی درپی دارد. بنابراین هر گاه صفتی برای شخصی به صورت پایدار در آمد و در او رسوخ نمودهباشد، به صورتی که کارهای متناسب با آنرا بدون تأمل زیاد و سهولت انجام دهد گویند آن صفت برای او ملکه و خلق است و این ممکن است در اثر تکرار عمل پیدا شود و یا ذاتی بوده و زمینههای فطری و ارثی داشته است.

بنابراین، ممکن است صفتی مانند شجاعت در جامعهای مقبول و در جامعه و زمان و مکان دیگری غیر مقبول باشد، در آن جامعهای که مقبول است جزو فضائل اخلاقی محسوب میشود و در جامعهای که غیر مقبول است جز و رذائل اخلاقی است. آیا اخلاق خوب و بد و رذائل و فضائل جنبه مطلق دارد; یعنی، مثلا شجاعت و فداکاری و تسلط بر نفس در هر زمان و هر مکان بدون استثنا خوب است، یا خوبی و بدی این صفات نسبی است، در پارهای از جوامع و بعضی از زمانها و مکانها خوب در حالی که در جامعه یا زمان و مکان دیگر، بد است؟

و اتفاقا خودش از علمدارهای اخلاق است و عده ای گول حرفهايش را خورده اند و او را آدم انساندوستی میدانند ، و من مكرر گفته ام : اين آدم فلسفه اش بر خلاف شعارهايش است ، شعار انساندوستی میدهد و در فلسفه خودش بر ضد انساندوستی حرف میزند اصلا انساندوستی در فلسفه راسل دروغ محض است میگوئيم اخلاق چيست ؟ اينها چون مادی مسلك هستند و هم درباره جهان ، مادی فكر میكنند و هم انسان را يك موجود مادی میدانند ، میگويند : اين حرفها كه غايت فعل ، غير باشد ، احساسات غير دوستانه ، اينها دروغ است ، تعارف است هيچوقت آدم احساسات غير دوستانه ندارد ، هر كسی فقط خودش را میخواهد هيچوقت نمیشود كه انسان غايتش از فعل ، كس ديگر باشد و بخواهد هدف را خير كس ديگر قرار بدهد كانت گفته است : وجدان اخلاقی ما اصلا وجدان اخلاقی نداريم .

میگويد بله ، من به اخلاق هم قائل هستم ( چون نمیشود كسی منكر اخلاق بشود ) میگوئيم پس اخلاق را بر چه اساسی توجيه میكنی ؟ نوشته حاضر، تحقیقی اجمالی بر علم اخلاق اسلامی است. شنيده ايد كه اساس اخلاق از نظر علمای اسلامی عدالت است هيچ فكر كرده ايد چرا عدالت را اساس میدانند ؟ یکی دیگر از ویژگی های اخلاق اسلامی این است که مسیر رشد اخلاقی را بر همه انسان ها به طور مساوی گشوده می داند این ویژگی ناشی از انسان شناسی اسلامی و تربیت اسلامی است تربیت اسلامی شرایطی سنی و محیطی و معرفتی افراد را در نظر دارد به همین دلیل و پاداش و کیفر هر فرد به تناسب شرایط اوست تناسب پاداش و کیفر با شرایط هر فرد موجب می شود هیچ گاه انسان حرکت به سوی کمال را دیر نمی شمارد و گمان نخواهد کرد به سبب شرایط ویژه ای که دارد به کمال نخواهد رسید.

از نظر این گروه کشتن دختران و زنده به گور کردن آنها در جامعه جاهلیت عرب، یک امر اخلاقی بوده چرا که جامعه آن روز آن را پذیرفته بود، همچنین غارتگری که از افتخارات عرب جاهلی بود و پسران را به خاطر این گرامی میداشتند که وقتی بزرگ شدند سلاح به دست میگیرند و در صفوف غارتگران فعالیت میکنند نیز یک امر اخلاقی محسوب میشود و البته همجنسگرائی در جوامعی که غرق این بدبختیها هستند از نظر آنها اعمال اخلاقی محسوب میشود! این صفت ناپسند، نه تنها یک ارزش نیست، بلکه گناهی بزرگ است که موجب خشم خداوند می شود.

با این توضیح، در ورود به این بحث ها، معلوم می شود اخلاقی بودن در حرفه و یا شغل و یک فعالیت، صرفا دانستن نیست، بلکه خواستن، مهارت یابی و یافتن بینش نیز هست. ارزش گذاری یعنی قیمت چیزی را مشخص کردن و پسندیده بودن یا ناپسندی آن را معلوم ساختن. پیشنهاد مشخص ما این است که استادان بزرگ جامعه شناسی با احساس وظیفه ای تاریخی ، دور هم جمع شوند و به واکاوی همه جانبه جامعه امروز ایران بپردازند ، علت و درمان ها را از رهگذر مطالعات علمی و میدانی پیدا کنند و به جامعه و دولتمردان «نسخه» دهند.

در فرا اخلاق، معنا و مفهوم گزاره های اخلاقی مثل خوب، بد، صواب، خطا، وظیفه، عدل، ظلم، باید و نباید و اجزای آن ها، مور بحث و بررسی قرار می گیرد و ارتباط متقابل آن ها مشخص می شود. مصباح، مجتبی، فلسفه اخلاق، چاپ هشتم، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۱، ص۹. مصباح، محمد تقی، دروس فلسفه اخلاق، چاپ سوم، انتشارات مؤسسه اطلاعات، ۱۳۷۳، ص ۹. طباطبایی، محمد حسین، تفسیر المیزان، ج اول، چاپ دوم، ترجمه ناصر، مکارم شیرلزی، نشر بنیاد علمی علامه طباطبایی، ۱۳۶۴، ص ۵۲۳. ۲۷. ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، الاصول من الکافی، ج ۲، ص ۱۷۵، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.

دیدگاهتان را بنویسید