انسان، تربیت و روانشناسی اخلاق

باید ایمان و باور قلبی را از سویی، با اعمال نیک همراه کرد تا انجام اعمال نیک به پرورش ایمان کمک کند و از سوی دیگر، از رذایل و گناهان که موانع رشد و پرورش ایماناند، دوری کرد و این حقیقت نیازمند شناخت فضایل اخلاقی و رذایل است تا درست از نادرست تشخیص داده شود. این حقیقت و سنتی الهی در جهان خلقت است که قرآن از آن خبر داده است. یعنی انسان منظومه ای از تمایلات دارد که برآیند این منظومه اخلاقی یا غیر اخلاقی بودن فعل را در منظر انسان معین می کند کما اینکه جامعه یک نظام تمایلات و یک نظام حساسیت های اجتماعی دارد که این نظام حساسیت ها در نهایت اخلاقی بودن و غیر اخلاقی بودن افعال را معین می کند.

فلسفه اخلاق، پاسخ های مناسبی برای ده ها سئوال برخاسته از گزاره های اخلاقی جست جو می کند و پرسش هایی از قبیل چیستی فعل اخلاقی و معیار و ملاک ارزش اخلاقی را روشن می کند و در پرتو آن مسئولان و متصدیان امور تربیتی و پرورشی، می توانند مسیر صحیح و روش های مناسبی را با استفاده از ابزار و امکانات مورد نیاز برای تربیت اخلاقی انتخاب کنند. مراد از اخلاق اجتماعی، ارزش های حاکم بر رابطه فرد با سایر انسان ها است؛ مانند عدل و احسان یا حسد و تکبر. هر محققی اگر پژوهش ساده ای در میان کتب اخلاقی داشته باشد، به خوبی در می یابد که دایره ارزش ها در بسیاری از مکتب ها تنگ و محدود است و عمدتاً منحصر به ارزش های اخلاقی ای است که در محیط اجتماعی مطرح می شود.

سخنان پاکیزه به سوی خدا صعود می کند و عمل صالح آن را بالا می برد و آنها که نقشه های بد می کشند، عذاب سختی برای آنهاست و مکر آنان نابود می شود. ما هر چه بیشتر عمل خود را برای خدا خالص گردانیم، از آثار مادی و معنوی بیشتری بهره خواهیم برد. حدیث فوق را خواه به صورتى که مفسران گفته اند و در بالا اشاره شد تفسیر کنیم، و خواه به صورت شرائط رهبر که ما عنوان کردیم، تفسیر شود، این واقعیت را بیان مى کند که جمله هاى کوتاه و فشرده آیه فوق متضمن یک برنامه جامع و وسیع و کلى در زمینه هاى اخلاقى و اجتماعى است، بطورى که مىتوان همه برنامه هاى مثبت و سازنده و فضائل انسانى را در آن پیدا کرد، و به گفته بعضى از مفسران، اعجاز قرآن در شکل” فشرده گویى” آمیخته با وسعت و عمق معنى، در آیه فوق کاملا منعکس است.

اگر این ویژگی را در خود به وجود آورید و بتوانید اخلاق پسندیده ای داشته باشید، طولی نخواهد کشید که هم از لحاظ روحی و روانی به آرامش می رسید و هم در زندگی دنیوی تان به مال و مقام فوق العاده ای دست پیدا می کنید. ـ اگر بخواهیم آسیبهای اجتماعی از جامعه رخت برببندد باید اخلاق را در جامعه ترویج بدهیم. اسلام میگوید: حتی بهترین کارها اگر به قصد اطاعت خدا انجام نگیرد همه مانند ذرات غبار پراکنده خواهد شد؛ وَقَدِمْنَا إِلَی مَا عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْنَاهُ هَبَاء مَّنثُورًا؛ آیا منظور قرآن این است که کارهای بد مشرکین را هباء منثورا قرار دادیم؟

در این میان به نكته مهم دیگری باید اشاره كرد وآن اینكه از نگاه قرآن كریم تنها اعمالی دارای ارزش اخلاقی و موجب تقرب انسان به سمت پروردگار هستند كه با انگیزه خداجویانه و برای رضای خدا صورت گیرد وگرنه صرف صورت عمل كه در قالب خاصی انجام شود، فضیلت محسوب نخواهد شد و نیت تقربب به حق از اساسی ترین معیارها برای ارزشمندی عمل به حساب می آید. شاید بتوان یکی از ویژگیهای مهم این درس را تبیین اصول حاکم بر اخلاق اسلامی از قرآن دانست. از این رو موسسه نورالمجتبی در شورای علمی که از اساتید قرآنی و نامداری تشکیل شده، سرفصلی برای درس اخلاق با توجه به آموزههای قرآن و حدیث تبیین کرد و سرانجام این درس توسط دکتر سید محسن میرباقری تدریس شد.

1 – توجه به اخلاق کار به بهبود اساسی اوضاع در برخی از جوامع انجامیده است. ازجمله آیاتى که خداوند با آن، پیامبر خود را تربیت کرد همین آیه است که سه اصل را در شریعت و اخلاق دربر دارد:پیامبر (ص) در دعاى خود مى گفت: «خدایا! صادق علیه السّلام روایت شده که در قرآن آیه اى که خوهاى پسندیده را دربر داشته باشد، جامعتر از این آیه نیست». خداوند بنده اى را دوست مى دارد که اهل مسامحه باشد. در خبر است که: خداوند بنده اى را دوست مى دارد که اهل مسامحه باشد، بخرد، بفروشد، قضاوت کند و بقضاوت دیگران تن دهد.

کسی که به او حکمت داده میشود در زندگی دنیا بسیار حساب شدهتر زندگی میکند و آرامشی بیشتر خواهد داشت و چیزهایی میبیند و میفهمد که دیگران از آن غافل هستند. تأثیر بعضی از کارها وسیع تر است، افزون بر عمل کننده، به بستگان او نیز می رسد و پی آمدهای بعضی اعمال، اجتماع را فرا می گیرد. در زندگی انسان نیز چنین است. خداوند در این سورة مبارکه در کمال صراحت و وضوح به مسلمانان ارشاد می فرماید:« شیوة زندگی شما با سائر انسانها فرق دارد، یعنی مسلمانان باید در جامعه بشری اسوه و نمونه اخلاق الهی و قرانی باشند، و جامعه اسلامی باید نمادی از عدالت اجتماعی، و درنهایت احترام و ادب با پروردگار عالم، و رسول برگزیده او(ص) و در مقابل سایر انسانها باشد.

انسانی که به گُلِ روی خدا و با نگاه به آخرت به دیگری کمک میکند، دیگر از او توقع جبران و حتی تشکر هم ندارد. همچنین افرادی که به آخرت ایمان دارند و زندگی خودشان را برای آخرت سامان میدهند از نظر روحی توان بیشتری برای انجام دادن کارهای اخلاقی دارند. و در مقابل؛ افراد بداخلاق منزوی، و دارای شخصیتی شکنندهتر هستند و از زندگی خود جز رنج و زحمت نصیبی ندارند.

آنان که کافران را به جای مؤمنان، دوست خود انتخاب می کنند، آیا عزت را نزد آنان می جویند. به نظر می رسد که در میان اندیشمندان غربی اخلاق بیشتر به حوزه های اجتماعی یعنی رابطه فرد با دیگران ناظر است. با ورزش کردن بسیاری از استرس های انسان از بین خواهند رفت. بسیار شنیدهایم که در کشورهایی که از ارزشهای دینی فاصله گرفتند، روابط بین والدین و فرزندان در سستترین حالت عاطفی قرار دارد. بین این دو تفاوت بسیاری هست. در روایت است که وقتى این آیه نازل شد، پیامبر معناى آن را از جبرئیل پرسید، گفت نمى دانم، از خداوند سؤال مى کنم.

پس خداوند اراده کرده بود که آن دو یتیم بزرگ شوند و گنج شان را استخراج کنند. یعنی محوریترین آموزه تربیتی را اصلاح ارتباط با خدا دانسته و تلاش کرده سایر فضایل را از آن استخراج میکند. پیامبر(ص) در احادیثی، خود را مأمور به مکارم اخلاق، معرفی کرده است. در برابر آن کسالت است یعنی آدمی خود را بی جهت خوار و ذلیل نماید. بنابر این می توان بسیاری از مباحث تربیتی را نسبت به اخلاق لا بشرط و بی جهت دانست بدین معنا که هر نظام اخلاقی که پذیرفته شود نظام تربیتی به حال خود برقرار باشد. ما این ماجرا را عیناً در مورد اهلبیت (ع) شاهدیم.

ما فقط به گُلِ روی خدا به شما غذا دادیم و در عوض آن از شما نه پاداشی میخواهیم و نه حتی تشکری. همان طور که میدانید بسیاری از رفتارهای اخلاقی در ارتباط با بندگان خدا شکل میگیرد، مانند گذشت از اشتباه دیگران، صدقه دادن، کمکهای غیر مالی، مهربانی و … مفهوم این مطلب، از نظر مدیریتی این است که باید تک تک افراد و فرایندها درست شوند و پاسخگو باشند تا کل سیستم به طور مطلوب قادر به مسئولیت پذیری تمام عیار در قبال وظایفش باشد.

نکته دیگر اینکه مزاح نباید برای انسان به صورت یک عادت همیشگی درآید، به گونه ای که همواره دنبال بهانه ای باشد تا با کسی شوخی کند؛ زیرا این صفت، تصویر زننده ای از انسان، در ذهن مردم ایجاد می کند، به گونه ای که مردم، او را شخصی دلقک و بذله گو تصور می کنند و میان شوخی ها و موضع گیری جدّی او فرقی نمی گذارند. و نیز نباید آنان را از لحاظ اخلاقى در سختى و تنگنا قرار دهد؛ نظیر اینکه مثلا کسى را ملزم سازد که حق خود را از بدهکارش نستاند و از او تقاصّ نکند.

خود نیز بد زبانی را محکوم می کند ، چرا که به جای صفا و صمیمیت و هماهنگی و همدلی ،همواره بر طبل فتنه و جدایی می کوبد و اساس خانواده را تهدید می کند و بسا سبب مشکلات عدیده و یا طلاق می گردد ، امیر مؤمنان (ع) می فرماید :« چه بسا فتنه ای که از سخنی برخاسته است . بخشش در اموال به آن مقدارى است که افزون بر نیاز باشد.

شک نیست یکی از مهمترین عوامل پیشرفت اسلام ، اخلاق نیکو و برخورد متین و ملایم آن حضرت با مردم بود . هر کس قادر است در مدتی با یک تصمیم قوى و عزم جزم با رعایت اصل تدریج، به تمرین عملى در این زمینه بپردازد و در این مدت با رویى گشاده، لبى خندان و رابطهاى صمیمى برخورد نماید، نرم و زیبا سخن بگوید، که قطعاً نتایج خوبى خواهد گرفت.

تمام آنچه در این مختصر بیان شد نشان از اهمیت علم اخلاق در قرآن است. آنگاه وى را به سوى تمام مردم فرستاد، تا اخلاق نیک را براى آنان نیز کامل کند. منظور از صعود کَلِمُ الطَّیِّبِ، تقرب آن به سوی خدای تعالی است و عمل صالح نیز عملی است که سازگار با اعتقاد صحیح انسان انجام شود. خداوند راه دست یابی به عزت حقیقی را نیز به آدمی گوشزد می کند و آن، اندیشه صحیح و عمل صالح است.

دیدگاهتان را بنویسید