اصول مهم تربیت فرزند از نظر اسلام و قرآن – مسیر سبز

البته این بدان معنا نیست که چون نمی­توان به فلسفه اخلاق کانت عمومیت دارد پس باید به ناچار ارزش تفکری آنرا نیز انکار کرد. پس در سلسله جبال ارزش های اخلاقی که هر کدام ارتفاع و موقعیت ویژه ای دارند کارکرد اخلاق، شناسایی این قلل و کارویژه تربیت بیان چگونگی پیمودن آنها است واگر از قله های کوتاه تر بحث کند به این عنوان است که راه رسیدن به قلل بلندتر هستند و چگونگی فتح و گذر از آنها باید در تربیت بیان شود. دستاوردهای تربیتی این اصل مواردی چون: تأثیر تلاش در تغییر سرنوشت و نقش سعی و عادت در تربیت است.

البته ذکر این نکته مهم است که اصل یک ابزار و معیار کلّی برای گزینش روش های گوناگون است؛ از این رو نمی تواند همان روش باشد، بلکه راه نمایی برای انتخاب روش های تربیت قلمداد می شود. براساس تحقیقات انجام شده بیشتر دختران کوچک و نابالغی که در خانوادهایی بی بند و بار زندگی می کنند، به جای فعالیت های ورزشی و درسی به دنبال زیبایی و جذابیت و الگوبرداری از فیلم ها و سریال های ماهواره ای هستند.

این نضریه را به بحث میگذارد که اخلاق یا بر اساس تجربه است یا عقل .انگاه پس از بحث از اصل های داخلی و خارجی تجربی چنین نتیجه گیری میکند که در نظام تجربی ، اصل اخلاق بر پایه های امکانی (نه ضروری) متکی است .اما نظام تجربی اخلاق ، کانت را راضی نمیکند و از این رو به دنبال نظام عقلی اخلاق میرود . هرروز، به دنبال بهانهای برای تشویق کودک خود باشید.

اما اینکه این وسایل، شامل پرسشهای کلاسی، آزمونها و امتحانات میباشد و کاربردهای دیگر ارزشیابی چیست و بر مبنای چه اصولی باید انجام شود، خارج از این بحث است و باید در جای خود توضیح داده شود. همچنین برنامة درسی تربیت اخلاقی، یکی از مهمترین ابزارهایی باشد که به وسیله آن میتوان در جهت دستیابی به ابعاد مختلف تربیت اخلاقی گام برداشت. چنانچه هدف کلی، تربیت انسان معتقد و مسلمانی است که بتواند در ابعاد اجتماعی، سیاسی، زیستی، فرهنگی، هنری و علمی رشد یابد، این ابعاد در کنار بعد دینی و اخلاقی، وجوه مختلف اهداف نظام آموزشی ما را تشکیل میدهد و لذا میتوان گفت که در نظام آموزشی ما، اصطلاحاتی نظیر « تربیت سیاسی» ، « تربیت اخلاقی» و « تربیت هنری» ناظر بر مجموعه فعالیتها، برنامهها و طرحهایی هستند که به تحقق هر یک از مجموعهی اهداف مصوب کمک میکنند.

تلقی نسبت به ارزشیابی به میزان تعدد موجود در دیدگاهها و رویکردهای برنامة درسی مختلف است. امروزه سه نهضت اساسی – نهضت ابزارگرایی، تجربهگرایی و پراگماتیسم؛ فلسفه تحلیلی؛ اگزیستانسیالیسیم – وجود دارند که هریک روشها و رویکردهای خاص خود را برای آموزش اخلاقی و ارزشی پیشنهاد میکنند که میتوان تفاوت در روشها را متأثر از تفاوت در پارادایمهای آنها دانست. در همین خصوص، نقل میکنند که پیامبر اکرم (ص)، حسن (ع) و حسین (ع) را به پشت خود سوار میکرد و میفرمود: «نیکو شتری است، شتر شما» (34) بنابراین قبل از هر چیزی باید اعتماد و علاقه جوانان را به خود جلب کنیم تا به آنچه آموزش میدهیم، اقبال داشته باشند.

آنها جز در پرتو كمك و حمایت بزرگترها و والدین قادر به رشد و تكامل و حتى ادامه حیات نیستند. از این داستان میتوان دریافت که اگر فرزندان، نماز خواندن بزرگترها را نبینند به نماز تشویق نمیشوند. از اینجا تفاوتی بین کارهای اخلاقی با مقررات اجتماعی و احکام حقوقی روشن میشود. برای اصلاح جامعه، جریانسازی فرهنگی، و تحول اجتماعی چه باید کرد؟ تأکید بر این اصل، موجب تفکیک مربیان و سیاستگذاران تحلیلگر تربیت اسلامی، از طرفداران اجتماعی افراطی میشود. از جمله وظایف مهمی که بر دوش برنامهریزان و مربیان میباشد، این است که در فرایند تدریس جهتدهی انگیزهها و تعاملات، به سمت و سوی رفتارهای اخلاقی باشد.

در دهههای اخیر متفکرین، مانند حضرت امام خمینی، علامه شهید مطهری و علامه مصباحیزدی، در تبیین معارف دینی و سلوک اخلاقی چنین رویکردی داشتهاند. نظام آموزش و پرورش کشور ما داعیهی تربیت دینی و اخلاقی دارد و به همین سبب برای محک زدن میزان تحقق این ادعا تحقیقات بسیاری در این زمینه انجام گرفته است، امّا نتایج آنها معمولاً به صورت پراکنده و جدا از هم مورد بررسی قرار گرفته است.

بر اساس رویکرد فطرتگرا و توجه به بُعد زیباگرایی انسان، در ارائة معارف دینی در قالب برنامة درسی، باید آنچنان ظرافت به خرج داد که از یک سو، معارف را در نهایت اتقان همان طور که هستند عرضه کرد تا مخاطب قانع شود؛ از سوی دیگر، احکام عملی باید به صورتی بیان گردد که یک زندگی زیبا و جذاب را برای مخاطب ترسیم کند، به گونهای که فراگیر احساس کند رعایت آداب دینی و اخلاقی، نه تنها محدودیت نمیآورد، بلکه تعالیمی کارآمد و زندگیساز است.

برای آشنایان به سیر افکار فلسفی معلوم است که فلسفه اخلاقی کانت را نه می­توان از مجموع جهان­بینی و نظام فکری او مجزا دانست و نه می­توان از جریانات فرهنگی­ای که در طی سالهای متمادی در نیمه دوم قرن هیجدهم میلادی منجر به تدوین فلسفه اخلاق او شده است برکنار انگاشت. اگر در بعضی جوامع نسبت به تربیت اخلاقی و ارزشی و بخصوص تربیت اخلاقی دینی و مذهبی تردید وجود دارد، نه لزوما بهخاطر تردید در ضرورت تربیت اخلاقی، بلکه بهخاطر تردید در امکان تحقق تربیت اخلاقی و ارزشی حقیقی است و این تردید خود ریشه در ضعف و نارساییهای موجود در رویکردها و روشهای تربیت اخلاقی و ارزشی دارد.

با توجه به مبانی و اصول تربیت اخلاقی، نگاه و هدف در ارزشیابی برنامة درسی باید فراتر از هدف فوق باشد؛ چراکه بر اساس دیدگاه علامه مصباح یزدی، تربیت بر اساس ابعاد اصلی انسان به سه نوع تقسیم میشود: تربیت شناختی، عاطفی و ارادی. اهداف پژوهشی هر نظام آموزشی، نشان دهندهی فلسفه و اصول آموزش و پرورش آن نظام میباشد. بنابراین، فاصله زمانی بین 7 تا 9 سالگی یک مرحله انتقال بین دو مرحله اول و دوم تلقّی میشود که در آن زمان اشکال مختلفی از تفکر هر دو مرحله قبل و بعد در کودکان بروز و ظهور میکند. از اینرو، آنچه امر تعلیم و تربیت را برای سیاستگذارن، برنامهریزان و مربیان تسهیل میکند، تلاشهای متربی یا فراگیر است و نباید نقش فراگیران در رسیدن به هدف تربیتی را منکر شد و یا از آن غفلت کرد.

بسیاری از مربیان تربیتی اساسا تعلیم و تربیت اخلاقی و ارزشی را متضمن نوعی رفتار ریاکارانه، مصنوعی و غیرطبیعی میدانند. پس از نماز مردم گفتند: يا رسول الله آيا در نماز پيشآمدي شد؟ در این دیدگاه، «فطرت» نقش محوری دارد. علاوه بر آن، آموزش قرآن به فرزندان برای والدین اجر اخروی نیز دارد. که توقعات و خواسته های واضحی از فرزندان خود دارند اما به احساسات کودک خود توجهی نمی کنند و در واقع با رفتارهای خود به کودک می فهمانند « من پدر تو هستم پس هر چیزی که من می گویم درست است.» این شیوه مورد تایید نیست.

دیدگاهتان را بنویسید