ارزش های اخلاقی در قرآن

بيشتر علماى اهل سنّت تولد ان حضرت را روز دوشنبه دوازدهم ربيع الاول ان سال دانسته اند. روز جمعه، هفدهم ربيع الاول عام الفيل برابر با سال 570 ميلادى «به روايت شيعه». مدت رسالت و زمامدارى حضرت محمد «ص»: از 27 رجب سال چهلم عام الفيل «610 ميلادى»؛ كه در سن چهل سالگى به رسالت مبعوث شده بود، تا 28 صفر سال يازدهم هجرى، كه رحلت فرمود، به مدت 23 سال عهدهدار امر رسالت و نبوت بود. بدیهی است که نا مطلوب بودن عوامل مزبور، عامل تهدیدکنندة اخلاق حرفهای خواهد بود و بالعکس.

یعنی در برخورد و مواجهه با دو یا چند امر، انتخاب و گرایش به یک سمت و خروج از حالت بیتفاوتی و لابشرطی، نیازمند دخالت عامل «ارزش» است. اگر امری را ارزشمند قلمداد میکنیم، بهلحاظ پدیدارشناختی و با مراجعه به درون و وجدان خود آن را ممدوح و مطلوب سایرین و اجتماع میدانیم. در این تلقی این ظرفیت وجود دارد که با فردی تعریف کردن فضایل، دامن اخلاق را از صحنهی اجتماع برچید و اخلاق و اخلاقی زیستن به رهبانیت و عزلتگزینی از جامعه تعریف شود. ارزش گذاری درباره اجتماعی زیستن تابع عوامل و انگیزه هایی است که انسان را به برگزیدن شیوه زندگی بر میانگیزاند مشوق برخی تنها بر آوردن نیازهای مادی و دست یابی به رفاه هر چه بیشتر است و برخی به تکامل معنوی خویش میاندیشند و رویکردشان به اجتماع از آن رو است که می دانند بسیاری از فضایل انسانی در اجتماع به فضیلت می رسد از این رواست که تعیین ارزش اخلاقی نفس زندگی اجتماعی چندان آسان نیست و باید تاثیر عوامل و انگیزه های گوناگون در آن رابررسی نمود این مقاله ابتدا معنای اخلاق و اهمیت آن و سپس سیره اخلاق اجتماعی معصومین و اصول اخلاق اجتماعی رامورد بررسی قرار داده و به این نتیجه رسیده که تعالیم اسلام علاوه بر بعد فردی بر بعد اجتماعی انسان تاکید فراوان دارد وروابط اجتماعی سالم موجب شکل گیری اجتماع سالم می شود و ائمه به عنوان الگو و اسوه چگونگی زندگی اجتماعی وروابط با دیگران را ترسیم کرده اند.

برای بسیاری از افراد در جامعه مون، زمان ارزشمندترین چیز هست؛ بنابراین زمانی که فردی مایل به اینه که روز شنبه رو برای کمک به یک دوست یا انجام کاری برای همسایه ی مسن اختصاص بده، به این معنیه که بخشش اون فرد زیاد هست. به صورت عادی، انسان ها از زندگی فردی گریزان هستند؛ از این رو باید ارتباط اعضای جامعه با یکدیگر را تقویت کرد. حدیث فوق را خواه به صورتى که مفسران گفته اند و در بالا اشاره شد تفسیر کنیم، و خواه به صورت شرائط رهبر که ما عنوان کردیم، تفسیر شود، این واقعیت را بیان مى کند که جمله هاى کوتاه و فشرده آیه فوق متضمن یک برنامه جامع و وسیع و کلى در زمینه هاى اخلاقى و اجتماعى است، بطورى که مىتوان همه برنامه هاى مثبت و سازنده و فضائل انسانى را در آن پیدا کرد، و به گفته بعضى از مفسران، اعجاز قرآن در شکل” فشرده گویى” آمیخته با وسعت و عمق معنى، در آیه فوق کاملا منعکس است.

بر همین اساس برخی عالمان اخلاق، توحید و توکل را در کنار هم و با عنوان «کتاب التوحید و التوکل» مطرح کردهاند. دامنه و میزان مسائل اخلاقی منعکسکنندهی میزان مغایرت کار سازمانی با ارزشهای اجتماعی غیراقتصادی است. در تعیین فضیلت، ابتداء لازم است به این مسئله پرداخته شود كه كمال حقیقی انسان در چیست، زیرا در صورتی امری فضیلت به حساب میآید كه كمالی را بر كمالات انسان بیفزاید و او در راستای رسیدن به كمال لایق وی یاری رساند، یعنی هر فعل و صفتی به هر اندازه كه انسان را در رسیدن به كمال واقعی و نهائی یاری رساند یا زمینه را برای وصول به آن فراهم كند از ارزش اخلاقی برخوردار است.

البته در یک تعریف خاصتر، اخلاق ناظر به پرورش فضایل و خوبیها و خلقوخویهای نیکو در انسان تعریف میشود که در این فرض هم فعلی گزینش میشود که متناسب و برآمده از خلق نیکو یا در راستای آن و ترسیخ آن باشند. میتوان تمایز بالا را ذیل اخلاق در مقام تعریف یا اخلاق آرمانی و اخلاق در مقام تحقق و اخلاق متعارف هم صورتبندی کرد. اخلاق بهمعنای شامل و متعارف آن با ارزشهای اجتماعی نوعی همپوشانی دارد. اما از زمان شیخالرئیس و عمدتاً بهجهت غلبهی تفکر اشراقی و عرفانی شاهد نوعی فاصله گرفتن اخلاق از ساحت سیاست و اجتماع هستیم.

بهزبان منطقی و فلسفی، احکامی همچون حسن عدل و قبح ظلم بهعنوان بنیانهای اخلاق، از نظر فلاسفهای مانند ابن سینا بهعنوان مشهورات بهمعنای اخص قلمداد شدهاند و مشهورات به معنای اخص گزارههایی هستند که در ظرف اجتماع و اذهان عموم انسانها مورد اذعان قرار گرفتهاند و واقعیت آنها همان اذعان و اشتهار عمومی آنهاست. و فضایل دیگر هم اساساٌ در زندگی و مناسبات با سایر افراد اجتماع فرصت بروز و ظهور مییابند. برای ترسیم این اخلاق ناب، از آیات قرآن کریم و منابع اصلی روایی مانند کافی، کتاب من لایحضره الفقیه، نهج البلاغه و دیگر منابع روایی شیعه در قرون اولیه، نکاتی ارشمند انتخاب شده است.

در ابتدا مفهوم اخلاق حرفهای به معنای اخلاق کار و اخلاق مشاغل به کار میرفت. حسن خلق به معنای خاص عبارت است از خوشرویی، خوشرفتاری، حسن معاشرت و برخورد پسندیده با دیگران. ۲۲. با فقرا زیاد نشست و برخاست میکرد و با آنان هم غذا میشد. ۳۲. سراغ اصحاب خود را میگرفت و همواره جویای حال آنان میشد. ۳۵. چون شاد میشد چشمها را بر هم میگذاشت و خیلی اظهار فرح نمیکرد. ۱۶. اگر از کسی خطایی صادر میگشت آن را نقل نمیکرد.

۲۹. هرگز کسی از اطرافیان و بستگان خود را نفرین نمیکرد. ۲۶. احدی از محضر او ناامید نبود و میفرمود: برسانید به من حاجت کسی را که نمیتواند حاجتش را به من برساند. پس شکل درست قوهی عقل، حکمته که یعنی توانایی تمییز خوبی از بدی. میگويد بله ، من به اخلاق هم قائل هستم ( چون نمیشود كسی منكر اخلاق بشود ) میگوئيم پس اخلاق را بر چه اساسی توجيه میكنی ؟

بعد به جناب راسل میگوئيم : اخلاق در درجه اول آن است كه بتواند اقويا را كنترل بكند . از این گونه آیات فراوان است که براساس آنها عدل الهی ایجاب میکند، تا هر که نیکی کند و نیک اندیش باشد، او را نیک بشمرد و در مقابل آن که فرومایه است، بد شمرده شود. همانطور که یاد کردیم ، بُخل به معنی خودداری از بذل و بخشش در موارد لازم و ضروری است که بدترین مرحله ی بخل ،خودداری از ادای حقوق واجب الهی و انسانی است ، مانند نپرداختن خمس و زکـــات ، کفارات ، وام ، نفقه ، مهریه و مانند اینها .

هدف نهایی در زندگی انسان دیندار رسیدن به آخرتی آباد، رضایت و قرب الهی است . انسان موجودی مدنی و اجتماعی است و زندگی فردی برای او بسیار دشوار است. داشتن چهره اخمو و عبوس عاملی است برای دور شدن افراد از اطراف ما، اما چهره خندان و شاداب باعث بیشتر شدن دوستی میشود. یکی از راه های که به راحتی میتواند دوستان شما را زیاد کند و باعث حفظ این نعمت میشود ، داشتن چهره ای گشاده و خندان و رفتار با مهر و محبت است.

دیدگاهتان را بنویسید