اخلاق اجتماعی در قرآن بر اخلاق فردی تقدم دارد

از آن جایی که جامعه به عنوان یک کل، از تک تک افراد تشکیل شده، می تواند به صورت کلی بر روی افراد خود تاثیر فراوانی داشته باشد. مسئولان هر جامعه ای، در نهادینه کردن گزینه های اخلاقی، تاثیرات شگرفی دارند؛ همچنان که می توانند سرچشمه پدیدآمدن بیماری های اخلاقی فراوانی در جامعه باشند. به ظرایف و عمق مسئولیت پذیری، هم در حوزه خرد (فردی) و هم در بعد کلان (اعم از ملی و یا بین المللی) و هم در ساختار سازمان ها، باید از این منظر نیز، نگاه شود و مهمتر از همه اینها، عمل کردن بر این اساس است وگرنه بدون مستندات، نمی توان دم از مسئولیت پذیری اجتماعی زد.

رعايت اخلاق حرفهاي در سازمان، امری ضروري است تا سازمان از يک سو جامعه را دچار تعارض نکند و از سوي ديگر، با اتخاذ تصميمات منطقي و خردمندانه منافع بلندمدت خود را تضمين كند. در این صورت علاوه بر موفقیت در تحصیل و کار آیی دانشِ اندوخته ، از برکات وافر آن نیز بهره مند می گردد . اکنون با توجه به آن چه بیان گردید جای آن است که در این جا به برخی از مولفه هایی که در نهج البلاغه به عنوان بستر اخلاق اجتماعی بیان شده است اشاره کنیم.

استاد مصباح یزدی از دیدگاه سوم پیروی کرده، و فلسفه اخلاق را عنوان دیگری برای «فرا اخلاق» دانسته و آن را شامل مباحث اخلاق توصیفی و هنجاری نمی داند؛ به این دلیل که فلسفه اخلاق در واقع به بحث و بررسی درباره مبادی تصوری و تصدیقی علم اخلاق و گزاره های اخلاقی می پردازد؛ یعنی هم به تعریف و تبیین تصورات و مفاهیم و گزاره های اخلاقی می پردازد و هم مسائلی را مورد توجه قرار می دهد که پرداختن به تصدیقات و احکام اخلاقی متوقف بر آنهاست.

در مقابل برخی رفتارها وجود دارد که با توجه به انسان های دیگر صورت می گیرد به گونه ای که اگر یک انسان تنها زندگی کند برای او مطرح نخواهد بود و به این رفتارها اخلاق اجتماعی می گویند(پاره ای از مفاهیم اخلاق اجتماعی شامل موارد زیر می شود عدالت،حسد،تواضع،ظلم،عفت،تکبر و غبطه). پیش از هر سخنی برای ریشه یابی اندیشه های علوی پیرامون اخلاق اجتماعی، ناگزیریم بسترهایی را که اندیشه های آن حضرت در آنها جریان یافته است، بازشناسی کنیم. 3.ابعاد؛ گسترش از تربیت شناختی به تربیت اخلاقی، اجتماعی، بدنی و. در یک جامعه نیز افراد هویت خود را از دست نمی دهند، اما همه اجزای اجتماع به یکدیگر وابسته اند.

اخلاق اجتماعی از مهم ترین موضوعاتی است که ارتباط آدمیان را با خود، با جامعه و تاریخ مطرح می سازد؛ زیرا جامعه می تواند یک تمدن را بسازد نه یک فرد، و اجتماع انسانی پیوسته تاریخ را ساخته و به جلو برده است. از آن طرف در حوزه اخلاق هم درباره آن بسیار سخن گفته میشود. و اگر رعیت بر والی خود چیره شود یا رئیس حکومت بر رعایا ستم روا دارد، نظام بر هم می خورد و نشانه های ستم و جور آشکار می شود، دستبرد در احکام دین، بسیارشده وجاده های وسیع آداب و سنن، متروک خواهد ماند.

آدمیان هنگامی که ملزم به رعایت هنجارهای اجتماعی (که در قالب قوانین و سنن جلوه می کنند) باشند، در پرتو این آداب و رسوم، ساخته و ویرایش شده و مسیر سعادت خویش را بهتر می پیمایند، چنان که ناهنجاری های جامعه اگر به صورت سنت های ناپسند در آیند، اجتماع را از هم پاشیده و آن را به ورطه هلاکت می افکنند. بحث انسان و اجتماع و این که آدمیان چه نسبتی با اجتماع دارند، از دیرباز مورد بحث اندیشمندان و به ویژه فلاسفه بوده است.

ما از همان جنس برچسب ها را در زندگی و یا در مورد شخصیت خود تجربه خواهیم کرد. این شخص همواره سعی می کند که مثبت بیندیشد و به همین خاطر خیلی کمتر طعم اتفاقات منفی که موجب می شوند آرامش در زندگی بین برود را می چشد. این صفت ناپسند نه تنها یک ارزش نیست، بلکه گناهی بزرگ است که موجب خشم خداوند می شود. در كنار اینها از دانشمندان مسلمان اشاعره امر و نهی پروردگار را ملاك خوبی و بدی افعال میدانند در حالی كه امامیه و معتزله به مخالفت با آنان پرداخته و معتقدند عقل انسان دارای ظرفیتی است كه توان درك خوبی و بدی افعال را دارد و این طور نیست كه تا به فعلی امر نشود آن فعل فاقد مصلحت باشد و امر پروردگار موجب ایجاد مصلحت در آن شود.

شیطان بر آنان چیره گشت، و یاد خدا را از دل آنان برد. یک اصل مهم دیگر اینکه؛ همچون سایر فرایندهای مبتنی بر فعالیت های اجتماعی بشری، هیچ چیز نمی تواند برای همه مناسب باشد. آن ها حیرت آفریدند و همه ی کسانی که منتظر بودند، تا ببینند ایران سرانجام با این سربازان کم سن و سالش در مقابل افسران زبده ی نظامی، چه خواهد کرد را به شگفتی واداشتند. نه ، آنها میگويند : اگر غير از اين باشد آزادی عقل از بين میرود و نكته اساسی همين است میگويند عقل اگر بخواهد حاكم در ميان همه قوا باشد به طوری كه هيچ قوه ای تخطی نكند ، راهش فقط اين است كه اين قوه ها را در مقابل يكديگر قرار بدهد ، شهوت را در مقابل غضب ، غضب را در مقابل شهوت ، به طوری كه اين قوه ها خودشان يكديگر را خنثی كنند يعنی نگهداری كنند ، كه عقل در كمال راحتی بتواند فرمان بدهد اينها عدالت و حد وسط را از اين جهت مزاج عقلی میدانند كه اگر انسان از نظر ملكات در حد وسط باشد حكم عقل به سادگی اجرا میشود وقتی حكم عقل به سادگی اجرا شد ، بدن هيچوقت مزاحم روح نيست ، و آنوقت روح بدون هيچ مزاحمتی از ناحيه بدن كمالات خودش را كسب میكند پس ، از نظر اينها ، اخلاق يعنی تعادل ميان قوا ، حد وسط ، ولی حد وسط برای چه ؟

در ادامه می­کوشیم تا با استفاده از دیدگاه صاحب نظران مختلف به تبیین کلمه اخلاق بپردازیم. جهت ارائه تعریفی ساده از علم اخلاق می توانیم به نوشتار اساتیدی همچون استاد شهید مرتضی مطهری بپردازیم. انسان به هر مقدار که از صفات کمال الهی برخوردار باشد به همان اندازه به خدا تقرب مییابد و به او نزدیک میشود. براساس این خطبه، انسان در حیات اجتماعی، که صحنه سود و زیان است، نیازمند یاری دیگران است و این «نیاز» او را به سوی دیگران می کشاند و هر انسانی به خاطر ناملایمات و سختی ها نیازمند دوستی و مودت با خویشان است.

از دیگر بسترهای مهم اخلاق اجتماعی، چگونگی روابط سیاسی طبقه حاکمان با مردم است. خداوند منبع علم و نخستین معلم است و هر چه ماسوای او می باشد قطره ای از دریای بیکران علم الهی است. در این میان اسلام مجموعه ای از قواعد و اصول اخلاقی را در این زمینه وضع کرده که هر فطرت و سرشت پاکی در مقابل آنها به پاس احترام خواهد ایستاد.. از این روی، بر اساس هوی و هوس عمل می شود، احکام الهی تعطیل و بیماری های اخلاقی فراوان می گردد.

بحث میکند، طبیعی است ما در این نوشتار در حوزه علمی بحث خواهیم داشت و حیطه عمل بر عهده خود عزیزان خواهدبود. کسانی را که از رضای او پیروی کنند به راههای سلامت هدایت میکند و آنها را با اذن خود از تاریکیها به سوی نور بیرون میبرد. هر که از آز و تنگنای نفس، خود را نگاه داشت، هر آینه رستگار خواهد بود. دستة اول: درچهار آيه كريم تعليم و تزكيه توأم با يكديگر ذكر شده است، مراد از تزكيه همان تأديب و تربيت است كه به واسطة آن نفوس انساني از رذائل اخلاقي و اجتماع بشري از رفتارهاي زشت و ناشايست پاك ميشود.

و آیا اصالت با فرد است یا اجتماع؟ د- اصالت فرد و جمع: این نظریه، هم فرد را اصیل می داند و هم جمع را. امّا فرد دیگه ای هم هست که هنگام دیدن یک نیازمند دو دو تا چهار تا می کنه. یکی از بسترهای اخلاق اجتماعی قوانین و سنن یک جامعه است. شامل آن عده از عادات و ملکات و روشهای بشری است که با غریزه جنسی بستگی دارد. رهبری اخلاقی رهبریِ در زمینهی رفتار مناسب از طریق احترام به اخلاق و ارزشها و همچنین حقوق و شأن دیگران است.

3- اگر میزان نیک و بد رفتار و کردارها لذت و رنج عمومی باشد در بسیاری از موارد نمیتوان عمل را خوب یا بد گفت، زیرا سلیقهها و طبیعتهای مردم، مختلف و ناهمگون است. آری، اگر سرمنشأ ایمان، بینش بوده باشد، مؤثر خواهد بود، و یک عمل (نفسانی) اختیاری، و مایه جهش به سوی کمالات خواهد گردید. برای مثال انفاق و کمک مالی به نیازمندان یک عمل اخلاقی-اجتماعی است و بعضی این طور فکر میکنند که تفاوتی ندارد انسان با چه نیتی کمک کند، چرا که در هر صورت به انسانی خیر رسیده و همین برای اخلاقی بودن آن کفایت میکند.

براساس این کلام، رضایت و خشم که گویای فرهنگ جمعی هر جامعه ای است، سرنوشت جوامع را مشخص می کند. شریعت الهی، کامل است و کاستی ندارد و هر گونه گمان تصحیح یا تبصره، فضولی و خروج از محدوده عبودیّت است و در واقع، پیروی از هوای نفس و نادیده گرفتن دستورات شرع بهشمار میرود. اکنون ببینیم کدام یک از این نظرات در نهج البلاغه تایید شده است. پرسش عمده در این باب این است که ملاک اخلاقی بودن یک ویژگی چیست؟ از طرف دیگر، طرح ارزش های جدید و طرد سایر ارزش ها به طور مداوم و تغییر و تحول پیوسته و همیشگی در این مکاتب، از این واقعیت پرده بر می دارد که مجموعه ارزشی آنها، علاوه بر برخوردار نبودن از انسجام، ملاک معقول و منطقی نیز ندارد، بلکه تابع میل و هوس مردم است، اما بین ارزش های اسلامی آن چنان ارتباط معقول و منطقی وجود دارد که می توان این مجموعه را به صورت درختی ترسیم کرد که دارای ریشه ای قوی و مستحکم و تنه ای قدرتمند است.

بنابراین، از دیدگاه امام(ع) درهرجامعه، آدمیان درعین استقلال، هویت و روح جمعی دارند و اصالت، هم با فرد است و هم جمع. براساس این روایت، افراد یک اجتماع کسانی هستند که اندیشه واحدی دارند، خواه کنار هم باشند یا از یکدیگر جدا زندگی کنند و خواه زنده باشند یا مرده. همچنین عدالت ورزی حاکمان نقش پیشگیرانه ای در ناهنجاریهای اجتماع دارد؛ زیرا «عدالت، باعث استواری مردم است» و باعث می شود که تمامی طبقات لیاقت محوری، ارزش محوری و در یک کلام ارزش ها را به جای قدرت و دارایی و وابستگی های حزبی و خویشاوندی بپذیرند و هرکس در به دست آوردن هنجارهای اجتماعی تلاش کند.

دیدگاهتان را بنویسید