اخلاق اجتماعی – دانشنامهی اسلامی

عصبانی شدن درباره ی مسائل بی اهمیت، نشونه اینه که فردی بی صبر هست و خوش اخلاق نیست؛ اما عصبانی شدن به دلیل بی عدالتی یا نابرابری، منطقی هست. وی در ادامه در پاسخ به این سوال که چرا جامعه ایران را به لحاظ اخلاقی جامعه آنارشیک میدانیم گفت:برای طرح این مسئله به دو عامل اشاره می کنیم.اول فزونی خواستهها در سه دهه گذشته و دیگری فقدان عدالت اجتماعی در جامعه.باید گفت اتفاقات و تحولات سه دهه گذشته باعث تسریع در روند آنارشیک بودن جامعه ایران شده است.در سه دوره سازندگی،اصلاحات و عدالتخواهی مقدماتی فراهم شد (البته هدف دولتمردان اصلاح جامعه بوده است و آنارشیک شدن جامعه جزء نتایج غیرارادی بوده است) که جامعه را آنارشیک کرد.با بررسی وقایع سالهای گذشته متوجه میشویم که نرخ تغییر در جامعه ایران بسیار بالا بوده و این یعنی بینظمی اجتماعی.نرخ تغییر در سه جریان نمود پیدا کرده.در دوران سازندگی شاهد نرخ بالای تغییرات اقتصادی و پولیشدن جامعه هستیم.تغییری که بیش از ظرفیت اقتصادی کشور بود.در دوران اصلاحات با تسریع توسعه سیاسی و نوسازی سیاسی روبرو هستیم.اگرچه کشور به این شکل از توسعه نیاز داشت اما باعث افزایش مطالبات مشارکت سیاسی و اجتماعی شد ؛درحالیکه ساختار سیاسی قادر به پاسخگوئی به این مطالبات نبود.در دولت هشتم و نهم شعارهای عدالتخواهی باعث فوران نیازها در طبقه متوسط رو به پایین شد.اقداماتی مثل توزیع پول در شهرهای کوچک و روستاها باعث تشدید این روند شد.بنابراین در طول سه دهه گذشته وفور نیاز در طبقات مختلف دیده میشود.دکتر کوثری در ادامه افزود:در چنین شرایطی که نیازهای طبقات مختلف رو به فزونی است باید چیزی به آن لگام بزند و اخلاق تنها ابزاری است که میتواند این کار را انجام دهد.اگر چنین نشود و اخلاق در این زمینه نتواند به درستی کارش را انجام دهد شاهد به همریختگیهای اخلاقی خواهیم بود.این فزونیخواهی در عرصههای مختلف بروز پیدا می کند.مثلا در حوزه خانواده با فزونیخواهی جنسی روبرو هستیم حال آنکه رشد ازدواج به اندازه این فزونیخواهی نیست.در عرصه اجتماعی با رشد تعارضها در عرصه عمومی مواجهیم.

↑ لازم به ذکر است در تقسیم اخلاق، اخلاق خانواده در برخی منابع همچون این دانشنامه مستقل از اخلاق اجتماعی مورد بحث قرار گرفته است. وگرنه با یک بخشنامه و یا چند توصیه و یا چند ماده ی قانونی که نمی شود مثلا پدیده های خلاف اخلاق حرفه ای مانند زیرمیزی و یا تقاضاهای القایی را به طور کامل در حوزه ی نظام سلامت برچید. از نظر اسلام روابط جنسی را فقط مصالح اجتماعی حاضر یا نسل آینده محدود میکند و در این زمینه تدابیری اتخاذ کرده است که منجر به احساس محرومیت و ناکامی و سرکوب شدن این غریزه نگردد .

امام در این فراز این گونه از یک زندگی عزیزانه در جامعه یاد میفرمایند: خدایا! وی تصریح کرد: تحریف اندیشه اصیل اسلامی، غلبه اندیشه جاهلی و پراکندگی و متلاشی شدن تشکیلات شیعی بر اثر فشارهای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی، اهم مشکلاتی بود که امام سجاد (ع) را به سمت بازسازی و ارتقا جایگاه اجتماعی شیعه رسانید و حضرت در ذیل دعا و موعظه و بخصوص ارائه این منشور، اندیشههای ناب توحیدی را برای جامعه و بخصوص شیعیان تبیین نمودند؛ افق نگاه امام شکل گیری دوباره و ارتقا یافته تشکیلات منسجم و شایستهای از شیعیان بود تا زمینهای برای تشکیل حکومت اسلامی شود.

دستجات مختلفِ طرفدار این و طرفدار آن، اگر با حلم با هم برخورد کنند، خیلی اوضاع بهتر خواهد شد. یکی از چیزهائی که ما در تعامل اجتماعی احتیاج داریم، روحیهی بردباری است؛ حلم. اینکه در اسلام و در اخلاق اسلامی اینقدر حلم ذکر شده، به این خاطر است. ضمن اینکه سابقه طرح این موضوعات در ادبیات غنی کشور می تواند ما را در برنامه ریزی ها برای تقویت اخلاق در جامعه یاری رساند. در فرهنگ دینى ما، نسبت به سلام کردن، مصافحه و تبسم، احترام، محبت و ابراز علاقه قلبى سفارش و اهتمام فراوان شده است. در ادامه نشست دکتر مرتضویان در خصوص توسعه انسانی و اخلاق اجتماعی موضوعاتی را مطرح کردند.وی با اشاره با اینکه توسعه اجتنابناپذیر است و قطار توسعه از حرکت باز نمیایستد گفت:طی دهههای ٥٠ و ٦٠ میلادی توسعه به معنای رشد اقتصادی تلقی میشد.در ایران نیز توسعه با همین شیوه آغاز شد و همواره از سوی کارشناسان ومتفکران این نگرانی وجود داشت که ادامه این روند بیشک با بحرانهایی همراه خواهد شد.انقلاب سال 57 ایران نیز نوعی واکنش شدید در مقابل نوسازی و توسعه بیسامانی بود که در جامعه جریان داشت.این نوع نوسازی بیشتر به ظواهر و اقتصاد میپرداخت و سایر حوزه ها را تقزیباً کنار گذاشته بود.بنا به گفته ایشان راه حلی که برای رفع بحرانهای پیشروی توسعه از سوی متفکرانی همچون هانتینگتون ارائه شد این بود که همزمان با رشد اقتصادی که ضرورتاً فروپاشی جامعه را به همراه دارد نهادهای اجتماعی و سیاسی متناسب بوجود آید.تقریباً از همان زمان بود که توسعه اجتماعی و سیاسی به سوی مفهوم نهادینگی سوق پیدا کرد.وی در ادامه افزود:در کشور ما انقلاب باعث از بین رفتن نهادهای قدیمی شد.البته این خاصیت انقلاب در تمام نقاط دنیا است.مشکل از جایی شروع شد که بعد از این تخریب، نهادسازی جدید مطابق با تغییرات صورت گرفته در جامعه اتفاق نیفتاد.این درحالی است که فقدان نهادها در جامعه باعث انحراف و سردرگمی میشود.در توسعه پایدار هم ایجاد نهادهای اجتماعی مناسب در سطوح مختلف مورد تاکید قرار گرفته است.چون نهادها محل بروز عقل جمعی هستند.

شما در این دعا معارف اخلاقی همچون ایثار، مسئولیتپذیری و مدیریت درست، همکاری با دیگران و خدمت به جامعه را ملاحظه میکنید و همچنین توصیه به تبدیل دشمنی نزدیکان به دوستی نیز از توصیههای امام است و یا آنکه دعا برای اصلاح بداندیشیهای دیگران از فرازهای مهم این متن است آنکه حسد به موّدت تبدیل گردد. انسان چون ضرورتا نیازمند زندگی در اجتماع میباشد و به یاری دیگر انسانها و یاری رساندن به دیگران وابسته است. ، به معناى ملازمت و ترک نکردن آن چیز است پس معناى اینکه فرمود:” بگیر عفو را” این است که همواره بدیهاى اشخاصى که به تو بدى مىکنند بپوشان و از حق انتقام که عقل اجتماعى براى بعضى بر بعضى دیگر تجویز مىکند صرف نظر نما و هیچ وقت این رویه را ترک مکن، البته این چشم پوشى نسبت به بدیهاى دیگران و تضییع حق شخص است، و اما مواردى که حق دیگران با اسائه به مراعات مداراى با مردم، و این دستور بهترین و نزدیکترین راه است براى خنثى کردن نتایج جهل مردم و تقلیل فساد اعمالشان براى اینکه بکار نبستن این دستور و تلافى کردن جهل مردم، بیشتر مردم را به جهل و ادامه کجى و گمراهى وا مى دارد.ایشان ضایع مىشود عقل در آنجا عفو و اغماض را تجویز نمى کند، پس منظور از اینکه فرمود:” خُذِ الْعَفْوَ” اغماض و ندیده گرفتن بدیهایى است که مربوط به شخص آن جناب بوده، و سیره آن حضرت هم همین بود که در تمامى طول زندگیش از احدى براى خود انتقام نگرفت، و لیکن در بعضى از روایات از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود:” منظور از عفو وسط است” و این تفسیر با مضمون آیه شریفه مناسبتر و از نظر معنا جامعتر است.

با اندکی تأمل در این دعا، جایگاه سایر فرازهای این کتاب مبرهن میشود. 29 ر.ک: رابرت، جی، آونز، رفتار سازمانی در آموزش وپرورش، ترجمه سلیمی. ژکس. فلسفه اخلاق: حکمت عملی، ترجمه ابوالقاسم پورحسینی. این پژوهشگر تاریخ اسلام خاطرنشان کرد: فلسفه اخلاق اجتماعی با هدف شناخت ملاکهای خوبی و بدی افعال در جامعه است تا انسانها رفتارشان را بر اساس آن سمت و سو دهند و آن را ارزیابی کنند و از این رو میتوان مسائل اخلاق اجتماعی را از دیدگاه اسلام یا بزرگان دین بخصوص معصومیان (ع) بررسی کرد. دکتر مرتضویان در بخش دیگری از سخنانش گفت:در ادبیات توسعه ،اخلاق هیچگاه با مذهب یکی تلقی نشده است.اخلاق،حقوق هم نیست.چون حقوق گریزگاههایی دارد.اخلاق،هنجارهای اجتماعی هم نیست .در این خصوص مباحث زیادی از سوی متفکران مطرح شده است که اشاره به دو نکته حائز اهمیت میباشد.یکی بحث مربوط به ایثار است.باید گفت جامعه جائی شکل میگیرد که افراد ،خیر جمعی را بر خیر فردیاشان ترجیح دهند و جائیکه اراده آزاد آدمی به حرکت درآید.بحث دیگر در خصوص اخلاق، به سبک زندگی باز می گردد و اینکه چنین سبکی تا چه اندازه در راستای اصول اخلاقی جهتگیری شده است.بنا به گفته ایشان توسعه اخلاقی دقیقاّ از درون بحث توسعه انسانی و حرکت آن به سمت شاخصهای کمی و سپس کیفی بیرون آمده است .در تمام بخشهای توسعه اگر اصول اخلاقی حاکم نباشد انحرافات جبرانناپذیری به همراه خواهد داشت.

در جامعه غرب با حذف دین، اخلاق مدنی جایگزین آن شده است.بنا به گفته ایشان در چنین شرایطی که اخلاق حاکم است میتوان از تولد جامعه سخن گفت.پس جامعه جائی است که در آن افراد برای خیر جمعی از خیر فردی میگذرند.بنابراین لحظه تولد اخلاق لحظه ترجیح جمع بر فرد است. در این زمینه ذیل توجه به زیست اجتماعی انسان میتوان از عوامل رویکرد به حیات اجتماعی، ارزشها و اصول حاکم بر این ارزشها در زندگی جمعی یاد نمود.

این وظیفه فلسفه اخلاق است که به چنین سؤالاتی پاسخ گوید.اخلاق عقلانی(فلسفی)، (philosiphical ethics) غالبا «اخلاق هنجاری»، (normative ethics) نامیده می شود و از اخلاق توصیفی، (descriptive ethics) متمایز می گردد. دوم اینکه اخلاقیات چه نقشی در زندگی جمعی و فردی ما بازی میکنند.فیلسوفان اخلاق معتقدند مهمترین نقش اخلاق این است که ما را به سوی یک زندگی سعادتمند پیش میبرد و هر جا اخلاق حاکم باشد نیاز به ابزارهای حقوقی و قانونی به عنوان ضمانت اجرا کم است.عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی افزود:اگر بخواهیم همین بحث را با وضعیت موجود تطبیق دهیم متوجه میشویم به خاطر پایین بودن سطح ارزشهای اخلاقی در جامعه بیش از گذشته به قوانین و ضمانت اجرای آنها نیاز داریم.وی در ادامه با اشاره به اینکه چون فلسفه اجتماعی یک فلسفه مضاعف است و از دل فلسفه بیرون آمده است منابع زیادی برای مطالعه در این حوزه وجود ندارد گفت:اغلب اندیشمندانی که در این حوزه آثاری به جای گذاشتهاند همچون هگل،کانت،منتسکیو،هابز و حتی فارابی و ابنسینا در حوزه فلسفه سیاسی کار کردهاند و آثار مجزایی در حوزه فلسفه اجتماعی ندارند.وی در ادامه با اشاره به اینکه بیش از آنکه فلسفه اخلاق مورد نظر جامعهشناسان باشد اخلاق اجتماعی حائز اهمیت است افزود: تفاوت عمده جامعهشناسی اخلاق و فلسفه اخلاق در این است که فلسفه با بایدها و نبایدها سروکار دارد اما جامعهشناس به دنبال نشان دادن امر واقعی اخلاق در جامعه و نشان دادن نسبت میان فرهنگ،جامعه و اخلاق است.اندیشمندانی همچون دورکیم،مارکس،زیمل،وبر،نیچه وهابرماس در حوزه اخلاق مسائلی را مطرح کردهاند اگرچه نمیتوان گفت آنها به تصریح در این مورد صحبت کردهاند، اما شاید بتوان دورکیم را مهمترین جامعهشناس اخلاقی دانست که اندیشهها و افکارش زیربنای جامعهشناسی اخلاق قرار گرفته است.از نظر دورکیم اخلاق هم در خدمت هویت فرد است و هم باعث تقویت نظم و انسجام اجتماعی میشود.او به طرح این مسئله میپردازد که چگونه میتوانیم از طریق درونی کردن، اخلاقیات اجتماعی را در جامعه تقویت کنیم.

امام سجاد علیه السلام در ضمن هر فراز ۳۰ گانه از این دعا، آراستگی به برخی از اخلاق پسندیده یا طلب دوری از بعضی رذائل اخلاقی را از خداوند درخواست مینمایند. بی شک نقش محوری را میتوان در مواعظ و حقوق ترسیمی چهارمین امام دانست. حکیم عالیقدر امام خمینی (ره) در این باره میفرمایند: «انسان مادامی که در این دنیا است به واسطه آن که در تحت تغیرات و تصرفات واقع است، تبدیل هر ملکهای به ملکهای میتواند بکند و این که میگویند فلان خُلق، فطری و جبلی است و قابل تغییر نیست، کلامی است بیاساس و پایه علمی ندارد.

در پایان ،دکتر نجاتی حسینی دبیر نشست با ارائه جمعبندی از مباحث مطرح شده گفت:نتایج حاصل از موضوعاتی که در این نشست مطرح شد حاکی از آن است که جامعه شناسان جامعه را امری اخلاقی می دانند و به دنبال آن هستند که واقعیت امر اخلاقی را در جامعه نشان دهند.جامعه شناسان به دنبال پاسخ دادن به این سوال هستند که اخلاقیات چه نقشی در زندگی فردی وجمعی ما ایفا می کند.

اموری نظیر ترغیب به نماز شب، تشویق به انفاق، تبلیغِ واجبات، شهادت به حق، ادای امانت، وفای به عهد، همگی هم در حوزه اخلاق و هم در حوزه احکام مطرح میشوند. اخلاق زیستی، بهطور خاص، به شماری از مشکلات اخلاقی اشاره دارد که پس از پیشرفتهای اخیر در بیوتکنولوژی، بهخصوص پیشرفتها در چهار حوزه همپوشان، به وجود آمدهاند. چگونه اختلاف نظرها، در باب مسائل اخلاقی، رفع می گردد؟ مسئولیت اخلاقی، که در معرض بازخواست بودن نسبت به وظایف اخلاقی است، در مکتب اسلام، در برابر خداوند معنا پیدا میکند. به جز جنبههای فردی حوزه اخلاق که بسیار برای مؤمنان رهگشا است، محورهای اخلاق اجتماعی آن متعدد و درس آموز است.

در این نشست نیز قصد داریم اخلاق اجتماعی را مورد بررسی قرار دهیم.برای این منظور شاید لازم باشد مفهوم اخلاق اجتماعی را از دید سنتی که بیشتر به دستورات اخلاقی به فرد میپردازد خارج سازیم و به بررسی وضعیت اخلاق در جامعه بپردازیم. وی در پایان به طرح این مسئله پرداخت که به عنوان راهحلی که میتواند ما را از بنبستهای مدرنیته نجات دهد باید به استقلال دادن به نهادهای فرهنگی و اجتماعی اشاره کنیم.در واقع نهادهائی که میتوانند اخلاق را در جامعه تسری دهند باید مستقل عمل کنند تا فرصت بازسازی جامعه را داشته باشند. سخنران بعدی جناب آقای دکتر کوثری مطالب خود را تحت عنوان «جامعه آنارشیک و اخلاق اجتماعی» عنوان کردند.وی با آنارشیک خواندن جامعه ایرانی گفت:جامعه ایران یک جامعه آنارشیک در حوزه اخلاق اجتماعی است.آنارشی در اینجا نه به معنای سیاسی آن که به معنای بیاخلاقی اجتماعی است و مترادف آنومی آورده میشود.آنچه باعث میشود جامعه به سمت نظم اجتماعی حرکت کند قواعد،هنجارها و رویه های حاکم بر آن جامعه هستند.دین از جمله پشتوانههای هنجارهای حاکم بر جامعه است که می تواند به تقویت نظم اجتماعی کمک کند .

این قاعده، ملکات فاسد را هم در بر میگیرد؛ هر بار بدنوشتن یک بار تمرین بدخطی است. این نویسنده زن با آنکه پایبند به تفکرشیعی نیست اما این حقیقت را درک کرده و نوشته است: «گروه شیعیان پس از شهادت حسین علیه السلام مانند یک تشکیلات منظمی درآمدند که اعتقادات و روابط سیاسی، آنان را به یکدیگر پیوند میداد و دارای اجتماعات و رهبرانی بودند». انسان به هر مقدار که از صفات کمال الهی برخوردار باشد به همان اندازه به خدا تقرب مییابد و به او نزدیک میشود. همین گونه رفتار خواهد شد با کسانی که در زندگی زیادهروی کرده، از حدود بندگی فراتر رفته، و به آیات الهی ایمان نیاورند.

فلسفه اخلاق ارتباط متقابل و متعددی با دیگرشاخه های فلسفه، همچون متافیزیک (تحقیق در باب هستی) وشناخت شناسی (تحقیق در باب معرفت) دارد. با توجه به آیات و روایات و تاملی کوتاه در زندگی اطراف خود به خوبی ملاحظه میکنیم که بسیاری از صفات ناپسند و گناهان از همین اجتماع و ارتباط برمیخیزد و بسیاری از صفات نیکو و ثوابها و فضیلتها از همین بخش است. با صحبتهای الفت آمیز، دلهای رنجور را شادتر و خرسندتر کنیم و اسلام را با لباسِ اخلاقِ نیکو زیبا و قشنگتر جلوه و نمایش بدهیم.

ارزش های اخلاقی حد نصابی دارند که کمتر از آن از دیدگاه اسلام قابل پذیرش نیست. وی افزود: اخلاق اجتماعی از فرهنگ عمومی یک جامعه که شامل عقاید، ارزشها و هنجارهای اجتماعی است حکایت دارد و در نگاه اسلام ضمن توجه به لزوم زندگی اجتماعی، مسئولیت اجتماعی و مسئولیت مشترک افراد بر محور روابط تعریف شده با اضلاع جامعه را از بدیهیات میشمارد. در این هنگام، جبرئیل بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد و عرض کرد: خدای متعال می فرماید: یکی از این دو نفر را که مردی خوش خلق و سخاوتمند است، عفو کن.

دیدگاهتان را بنویسید