آداب تربیت فرزند از منظر اسلام

راههایی برای صحبت کردن آنها با افراد مورد علاقه شان پیدا کنید و به آنها نشان دهید یک رابطه سالم چگونه است. فرزند خود را به انجام کارهایی که از آن لذت می برد تشویق کنید، برای مثال اگر او علاقه مند به ورزش فوتبال است، او را در انجام این ورزش تشویق و حمایت کنید که با این کار شما به فرزند خود می آموزید احساسات دیگران را در نظر بگیرد و خود را به جای آن ها قرار دهد و به این ترتیب، او به شخصی تبدیل می شود که می تواند موقعیت های عاطفی مختلف را به خوبی اداره کند.

به منظور جمع آوری نظرات والدین در ارتباط با مؤلفه های تربیت کودک با 300 والد مصاحبه نیمه سازمان یافته به عمل آمد. در قرن نوزدهم فعالیتهایی در زمینه علمی کردن تعلیم و تربیت صورت گرفت ولی چندان قانعکننده نبود. با این همه، پیشرفت همه علوم مربوط به آدمی، به تدریج بحث درباره پدیدههای انسانی بسیار پیچیده را، بدون اینکه سبب تخریب آن شود، امکانپذیر کرد، و با تجزیه و تحلیلهای نسبتاً دقیق علمی موقعیتهای تربیت، کم و بیش به تحقق علم تربیت و به پیدایش آنچه امروزه به علوم تربیتی معروف است انجامید.

فلاسفه و مربیان مسلمان تعلیم و تربیت با استفاده از منابع غنی و پایان ناپذیر وحی و میراث گرانقدر انبیاء الهی و ائمه اطهار (علیهمالسّلام) آثار گرانسنگی را از خود در تربیت به یادگار گذاشتهاند. آنها خود معتقدند که در اسلام منابعی که بتوان از آن برای ترسیم سیمای تعلیم و تربیت اسلامی استفاده برد، نظیر قرآن و سنت شریف نبوی (صلّیاللهعلیهوآله) و ائمه هدی (علیهمالسّلام) بسیار است. در منابع اسلامی به این نکته مهم تذکر داده شد که زمام تربیت انسان باید به دست کسی باشد که از رمز و راز او و زوایای آشکار و پنهان و ابعاد مختلف وجودیاش، حتی از خود آدمی آگاهتر است.

از آنچه درباره تعلیم و تربیت گفته شد به دست آمد که تعلیم و تربیت جدید، همانند دیگر علوم انسانی، بیشتر در قرون اخیر، به خصوص در قرن بیستم، دچار تحول و دگرگونی و رشد بوده است. همچنان که گفته شد در میان اندیشمندانی که در حوزة تعلیم و تربیت فعالند، در علمیّت تعلیم و تربیت یا آموزش و پرورش، به عنوان یک علم مانند دیگر علوم، البته با ویژگیهای مربوط به خود، اختلاف نظر وجود دارد.

از مجموع آنچه گفته شد میتوان نتیجه گرفت که، در هر صورت تعلیم و تربیت یک علم است. به کودکان بیاموزید اگرچه در تربیت و اصلاح رفتار آنها جدی و مقتدر هستید اما همیشه آنها را دوست دارید و عشق شما به آنها بیقیدوشرط است. کوچکترهاى شما باید از بزرگانتان پیروى نمایند و بزرگترهای شما باید به کوچکترها مهر و محبت کنند. از مجاورت نیکو با کودک استفاده کنید و بکوشید کودک با شما یا فرد دیگری که پایبند به مذهب است مأنوس شود.

یا بدتر از آن، خودش هم از این واژه برای انجام ندادن کارهایی که نمی خواهد استفاده خواهد کرد. به اعتقاد برخی دیگر از صاحب نظران، تربیت فعالیتی مداوم، جامع (توجه به همه آنچه برای به کمال رسیدن انسان لازم است، همه ابعاد وجودی و نیازهای فردی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی انسان) و برای همه (فرد فرد جامعه) و برای رشد و تعالی و تکامل انسان و غنای فرهنگی و تعالی جامعه. در نگرش دینی چنان که در تعریف تربیت آوردیم، سامان بخشیدن به این دو کارکرد بر عهده مربیان و فرآیند تربیت در دست متربیان است.

معتقدند: فلاسفه جدید، تلاش در راه ارائه تعریف از «تربیت» و «آموزش و پرورش» را رها کرده و یا به حداقل تعریف یعنی تعریف فرضی بسنده کردهاند. لذا بهترین منبع مطالعه انسان و علم انسانشناسی، منابع متصل به وحی الهی، یعنی قرآن و روایات میباشد. برخی از آنها با اعتقاد به تعلیم و تربیت سکولار (Secular Education) اساساً منابع اسلامی حتی قرآن را منبع مناسبی برای مطالعه در این زمینهها نمیدانند و برخی نیز تنها با نگاهی سطحی به این امر مهم تنها به رنگ و لعاب سطحی از اسلام به تربیت و Islamize کردن آن بسنده کردند.

ویژگی مکتب تلفیقی در اخلاق و تربیت، استفاده از ظرفیت هر سه منبع پیش گفته و توجیه گزاره ها به روش عقلی، نقلی و شهودی است. فرض کنید قطعه سنگ مرمرى در دست استادکار هنرمندى قرار گیرد، از آن جا که او یک سنگ تراش توانا، یک صنعتگر ماهر، یا یک مجسمه ساز چابک دست است، ده ها فکر و خیال درباره آن کرده و نقشه هایى مى ریزد، ولى اگر دست به پیکر آن «مرمر» زد و آن را به صورت مجسمه یکى از نوابغ جهان یا یکى از اشیاى ظریف درآورد، همه گونه امکانات و استعدادهایى که قبلا در این قطعه مرمر وجود داشت، از میان مى رود و تا سنگ باقى است، صورت نابغه نیز همراه آن باقى خواهد بود.روح و روان حساس کودک در آغاز زندگى، از جهات بسیارى مانند همین ماده خامى است که براى همه گونه فعالیت ها و صورت ها، براى همه رقم تربیت ها و پرورش ها آمادگى دارد; و اگر اولیاى کودک، حسن ابتکار به خرج دهند و فطرت پاک و احساسات ارزنده او را با شیوه هاى پسندیده رهبرى نمایند، سرنوشت او را از این طریق روشن مى کنند، و اگر در این راه، سهل انگارى نمایند و با روش هاى غلط و پرورش هاى ناستوده فطرت او را آلوده سازند، حتما مقدمات بدبختى کودک را فراهم ساخته اند، به طورى که عوامل دیگر شخصیت هاى غلط، زود یا دیر در زندگى او نمایان خواهد شد.

و بالاخره برخی نیز معتقدند که تربیت فرآیندی تصادفی است که روش علمی به هیچ وجه در آن راه نیافته است. چنانکه اشاره شد در علم تعلیم و تربیت از جمله مهمترین امور، نظریهپردازی و نیز پیریزی یک نظام تربیتی منسجم و کارآمد میباشد و مهمترین عناصر در یک نظام تربیتی عبارتند از: اهداف، مبانی، اصول، شیوهها، خط مشیها، و روشهای تربیتی، که بخش زیادی از آن در منابع اسلامی آمده است، بقیه امور از قبیل، راهبردها، وسایل و ابزار، تکنیکها و فنون، یا عبارت اخرای همان چهار امر است یا فرعی از فروعات همانهاست که باید از علوم دیگر کمک گرفته شوند.

منابع موجود در این زمینه که از قدیم توسط فلاسفه و مربیان مسلمان تعلیم و تربیت به نگارش درآمده، میتواند شاهد این مدعا باشد. البته ذکر این نکته مهم است که اصل یک ابزار و معیار کلّی برای گزینش روش های گوناگون است؛ از این رو نمی تواند همان روش باشد، بلکه راه نمایی برای انتخاب روش های تربیت قلمداد می شود. بدین سان، بعد مادی و زمینی انسان، همان سان که میتواند مانع و بازدارنده رسیدن وی به کمال و سعادت باشد، میتواند زمینه و بسترساز کمال و رشد عنصر معنوی و متعالی او به شمار رود.

برخی از شاخصها یا اصولی که باید در طراحی برنامة درسی تربیت اخلاقی مورد توجه برنامهریزان باشد، توجه به «انتخابگر بودن» و داشتن حق «گزینش آزاد» است. پدر و مادر در مسیر تربیت فرزند خود چه موانعی را پیش رو دارند و با چه مشکلاتی مواجه خواهند بود؟ هر علمی سعی دارد تا قلمرو خود را مشخص کند، موقعیتهای و واقعیتهای مربوطه را بیان کرده و قوانین حاکم بر آن را کشف کند. با کودکان لااقل تا شش سالگی باید دائماً از مهر و عنایت خدا و از لطف و کرامت او سخن گفت ، نه از خشم و غضب و جهنم و عذاب او.

آنچه درباره جوان بودن علم تعلیم و تربیت گفته شد، نه تنها درباره نظام تربیتی صادق است، بلکه باید گفت نظامهای تربیتی موجود در عالم به مراتب از خود علم تعلیم و تربیت جوانتر است. آنان تعلیم و تربیت را همانند برخی پیشینیان، هنر و حرفه میدانند نه علم. تربیت تلاشی است در جهت به فعلیت رساندن قوا و استعدادهای بالقوه انسان. در منابع اسلامی آنچه هدف ارسال رسل و بعثت انبیاء الهی (علیهمالسّلام) شمرده شده است، تربیت انسان و انسانسازی و به فعلیت رساندن تمام گنجینهها و استعدادهای نهفته در درون وی بوده است.

آن را به دلایل مختلف علم میدانند و خطوط اصلی آن را پیریزی شده میدانند و معتقدند که: علوم تربیتی از مجموع نظم و مقررات و شیوههایی (Dscipline.) که واقعیتها و موقعیتهای مختلف تعلیم و تربیت را در بافت تاریخی، اجتماعی، اقتصادی، فنی و سیاسی آن پیجویی میکند، تشکیل میشود. در تعلیم و تربیت اسلامی از جهت منابع علمی تنوع بسیاری مشاهده میشود. هدف از آفرینش انسان و تربیت او جز این نمیتواند باشد. تربیت هم نیازی مستقل و هم وابسته، هم نهایی و هم واسطهای، هم هدف است و هم وسیله، هم زیربنای اجتماع است و هم غایت است و هم مقصود.

مؤلف مذکور از علمیت تعلیم و تربیت به شدت دفاع میکرد و معتقد بود که: هدف تعلیم و تربیت جستجوی قوانین مربوط به پدیدههایی است که در تربیت به ظهور میرسد، بر آن تاثیر میگذارد و از مقدمات معینی استنتاج شده است. دقت در ابعاد مختلف تربیت، به خصوص در بعد اهداف، مبانی، روشها و توجه و اهمیتی که در دین مقدس اسلام به این امور در زمینه مسایل تربیتی داده شده است، مسئولیت صاحبنظران مسلمان تعلیم و تربیت را دو چندان میکند و از آنان بیش از یک نگاه سطحی انتظار دارد.

آنان با ارائه نظام مشخص که برگرفته از نحوة تفکرشان نسبت به جهان، انسان، شناخت و غیره بوده است، درصدد تبیین آرای تربیتی برآمدهاند. به نظر آنان تعلیم و تربیت تنها هنر و یا فنی کاربردی است که میکوشد حتیالامکان روشهای علمی را در تحقیقات خود به کار برد. او معتقد بود تربیت هنری است که فقط با جمع شدن تجارب چند نسل کامل خواهد شد. در بیان اهمیت تربیت اخلاقی و ارزشی رایشنباخ با تأکید بر لزوم تبیین مفهوم تربیت اخلاقی و ارزشی معتقد است که در امر تربیت اخلاقی و ارزشی چند نکته اساسی باید مورد توجه قرار گیرد: 1) اینکه مفاهیمی که باید در تربیت اخلاقی آموخته شوند، تعیین و انتخاب شوند.

دیدگاهتان را بنویسید